پیام شمارة 296
یاران همراه!
وقتی رفتار نودولتان را ملاحظه میکنیم، گفتة نغز "اوبالدیا" به یادمان میآید که با ظرافت میگوید: "جهان را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم!" درحالیکه شاید آنها کمتر بیاندیشند که جهان با سرعت باورنکردنی درحال حرکت است و منتظر کسی نمیماند. یکی از مشکلات دولتمردان ایرانی، عدم شناخت تحولات سریعی بوده است که روزانه در دنیای ارتباطات صورت میگیرد و بالطبع، بسیاری از اقشار جامعه بویژه جوانان در کوران تحولات آن سهیماند و میخواهند سهمی در حرکت روبهجلوی جهان داشته باشند، بهطوریکه گفته میشود طی چند سال گذشته، بیش از 700 هزار وبلاگ بهزبان فارسی ایجاد شده که این رقم بهطور مرتب درحال رشد است. تحولات دنیای نوین خاطرنشان میکنند که باید در تعیین شاخصهای توسعهیافتگی تجدیدنظر کرد و دسترسی به وب و اینترنت را در کنار سطح آموزش، امید به زندگی، طول عمر، بهداشت عمومی، دسترسی به آب سالم و .... بهمثابه یکی از مهمترین شاخصهای توسعه محسوب داشت و بدینسان كشورها مجبور شوند جهت قرارگرفتن در سطح بالای توسعهیافتگی، زمینههای لازم را برای رشد فنآوری اطلاعات (IT) فراهم کنند. گزارشهای کاربردیی که توسط كشورهای مختلف منتشر میشوند، حاکی از ارتباطی معنیدار میان سرمایهگذاری در بخشهای مختلف فنآوری اطلاعات با رشد اقتصادی است. در گذشتهای نهچندان دور، یكی از تفاوتهای مهم كشورهای توسعهیافته با درحالتوسعه در گسترش شبكههای اینترنتی با پهنای باند وسیع بود. کشورهای مختلف ازجمله کشورهای تازه صنعتیشدة آسیای جنوب شرقی برای کاهش این اختلاف، سعی فراوان در کاهش آن و افزایش پهنای باند شبکههای خود کردهاند، هرچند هنوز بسیاری از کشورهای درحال توسعه ازجمله ایران، نهتنها از این قافله عقب ماندهاند، بلکه روزبهروز به مشکلات شبکه چون ایجاد فیلترینگ و کاهش پهنای باند، اضافه میکنند؛ اما درهر صورت، جهان به حرکت خود ادامه میدهد و با بهبود نسبی پهنای باند شبکههای اینترنتی در اقصاء نقاط عالم، مؤلفههای دیگری همچون تجارت الکترونیکی جایگزین شدهاند. در یکی از ردهبندیهای واحد اطلاعات اقتصادی اكونومیست در 2006، مؤلفههایی ازجمله نوآوری، امنیت اطلاعات و تعهد دولتها به تجارت الكترونیك، جایگاه بالاتری را در تعیین شاخص توسعهیافتگی كشورها ایفا کرده است. بهعلاوه، توسعه و پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و "انقلاب دیجیتالی" که میرود بهطور کامل جایگزین تمامی روشهای قدیمی شود، تحول چشمگیری را در رفتار بویژه اندیشه و تفکر بشر امروز حادث کرده و این امر سبب تغییر یا تفاوت نگرش نسبت به مسایل پیرامونی و بنابراین اختلاف در تفسیر و تحلیل تحولات و موضوعات بشری گردیده است. نسلی که از همان بدو تولد تا لحظة مرگ، فنآوری نوین را درک و از طریق امواج فراگیر بهآسانی "طی ارض" کرده و فاصله میان دانش و تمدن بشری را بهحداقل ممکن تقلیل داده است، هرگز نخواهد توانست رفتار پدرانش را در حوزههای ارتباطی- سیاسی و اجتماعی تقلید کند و بنابراین همگرایی میان انسانها روزبهروز بیشتر میشود. "همگرایی رفتاری و فکری" در حوزههای مزبور که مقدمهای برای "جهانی سازی" محسوب میشود، تدابیر متفاوتی را در تعامل سیاسی میان کشورها طلب میکند و اگر رهبران سیاسی کشورها که بهطور معمول از نسل پیشیناند، نتوانند درک واقعبینانهای نسبت به تحولات نوین پیدا کنند، از قافلة توسعه جهانی عقب خواهند افتاد و هزینههای فراوانی را به جامعه و نسلهای آینده وارد خواهند کرد. بهتعبیر "لائوسته": "رهبران واقعی برای هدايت مردم باید پشت سرشان حركت كنند." اما رهبرانی که مدافع نظام کنترلی باشند و رویههای مردمسالارانه را در رفتارهای اجتماعی برنتابند، فاصلة بیشتری را با تحولات نوین ایجاد خواهند کرد و همین امر سبب واکنشی خویشتنگریزانه از سوی نسل جوان میشود که فرهنگ اصیل خویش را که بهدرستی نمیشناسد، اما نفی میکند. همگرایی فکری و رفتاری نسل امروز با جوانان غربی ضمن آنکه میتوانست حاوی نکات سودمندی باشد، اما به دلیل گرفتاری متولیان امور فرهنگی در مناقشات سیاسی از یکسو و تفوٌق تفکر کنترلی بر اندیشة ارشادی و هدایتگرانه، مسیر صحیح "انتخاب اصلح" از جوانان را سلب و آنها را با انبوهی از مشکلات رفتاری مواجه کرده، ناهنجاریهایی که بخش عمدهاشان مرهون همین انقلاب دیجیتالی و بیتوجهی مسئولین سیاسی- فرهنگی نسبت به انطباق آن با فرهنگ جامعه بوده است. از طرف دیگر، اعتقاد علمی دارم که دولت خود را در مقابل نخبگان آزاداندیش قرار داده و نخبگان نیز بهجای ارائة طریق برای هدایت نسل جوان، توان خود را برای انتقاد یا اصلاح سیاستهای دولت مصروف کردهاند و بههمین دلیل متأسفانه تعدادی گرفتار حبس یا تبعیدی خودساخته شدهاند، اما همین نخبگان، دیگر چون ایام قدیم در انزوا نیستند بلکه در دنیایی دیجیتالی بههم پیوستهاند و در هر لحظه در ارتباطی مستمر با یکدیگر بهسر برده و گرة مخالفت با سیاستهای دولت را محکمتر میکنند. انقلاب دیجیتالی با وقوع تحولات بلکه انقلابهای "فنشناختی" ازجمله: انقلاب در وضعیت "افراد"، "سرمایهگذاری"، "صنعت"، "اطلاعات" و ارتباطات" همراه بوده که تمامی این موارد، دنیا را به دهکدهای کوچک تبدیل و انسانها را بههم نزدیک کرده است. پیام مهمی که انقلابهای مزبور برای بشریت بههمراه آورده، "اقتباس" نوآوریهایی است که بشر در نقاط مختلف دنیا به آنها دست پیدا میکند و بنابراین از دستدادن کوچکترین فرصت بهمنزلة عقبماندگی از توسعة جهانی است که جبران آن شاید بسیار سخت و طاقتفرسا باشد، به فرمایش امام حسن مجتبی (ع): "فرصتها زود از دست میروند و دير برمیگردند." باید توجه داشت که حتی در زمینة معرفتی و ارزشها و رفتارهای اجتماعی نیز، اقتباس تأثیر مهمی را در پیشرفت فکری بشر دارد، اما اگر زمانی "تقلید" ناآگاهانه، جای اقتباس را بگیرد، مظاهر منفی دستاوردهای غیربومی یکی پس از دیگری نمایان شده و جامعه را با بیگانگی و سرگشتگی روبهرو میسازد. در این رابطه، آنچه مورد نگرانی برای جامعة ایرانیست، همین تقلید ناآگاهانة نوآوریهای غیربومیست که سبب ناهنجاریهای فراوان بویژه برای جوانان شده است. جوانانی که بناست در آیندهای نزدیک، مدیریت جامعه را بهعهده گرفته، اما تنها ابزاری که در اختیار دارند، تقلید بوده و اقتباس و نوآوری و خلاقیت را آزمون نکردهاند. البته باید اضافه کرد که تقلید یکسره نکوهیده نیست و هر مضمونی قابل تقلید است، اما بهشرط آنکه در کار تقلیدی، تجاوز یا اضافهای انجام گرفته باشد؛ بهعبارت دیگر باید در آثاری که در آن تقلید صورت میگیرد، نوآوری و ابداع انجام شود. "مارک تواین" نویسندة مشهور آمریکایی در زندگینامهاش مینویسد که: روزی متوجه شد یکی از مطالب پیشینش با نبشتة یکی دیگر از نویسندگان آنزمان بهنام "دکتر هولمز" شبیه بوده، بهگونهای که گویی وی آنرا کاملاً کپیبرداری کرده است، پس تصمیم گرفت در نامهای از نویسندة متن اولیه معذرتخواهی کند. اما "دکتر هولمز" در پاسخ با ظرافت نوشت: "تمام عبارتپردازیهای ما سایههای معنویشدهای از مطالعات ماست که بر کاغذ میافتند و هیچ چیزی از خود ما در آن نیست، بهجز تغییر مختصری که زادة مزاج ما، اخلاق ما، محیط ما، تعلیمات و آمیزشهای ماست و این تغییر مختصر، آنرا از طرز گفتار فرد دیگر متفاوت میسازد، مُهر سبک مخصوص ما را رویش میزند و برای زمان حاضر آن را زادة فکر ما قلمداد میکند." بهعبارت دیگر، اضافاتیکه بر اثر پیشین صورت میگیرد باید اثر جدید را با تجربیات، خلقیات، تحصیلات و حتی اخلاقیات فرد منطبق نماید تا اقتباس صورت پذیرد. بالاخره برای پیمودن مسیر جدید باید نخستین قدم را با صلابت برداشت و بهتعبیر "کنفوسیوس": "طی کردن راهی که هزار فرسنگ است با برداشتن یک قدم آغاز میشود" اما نحوة مدیریت جامعه طی سالیان اخیر که اکثراً مبتنی بر آزمون و خطا بوده است و هنوز در بسیاری از زمینههای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ادامه دارد، تاکنون نتوانسته امکان برداشتن نخستین قدم را بدهد، بنابراین فرهیختگان جامعه تا وقتی در چنین فضایی زندگی میکنند، حداکثر به تقلید میپردازند، اما همینکه به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند، در زمرة نوآوران و مبتکران آن جامعه درآمده و شهرتشان گوش فلک را کر میکند، چراکه در آنجا دیگر فضای کنترلی حاکم نیست و اذهان میتوانند بدون مانع، تمامی کرانهها را سیر کنند و به بالاترین مدارج برسند. نشانههای این اتفاق در قرون پانزدهم و شانزدهم که "رنسانس" را در کشورهای اروپایی بههمراه داشت و به قرون "تولدی دوباره" معروف شدند، نطفة پیدایی متفکرانی را که وظیفهاشان اقتباس و نوآوری بود، در سرزمین جهل و تاریکی اروپا کاشت و متعاقب آن، قرن هفدهم که به قرن "خرد" و قرن "هجدهم" که به قرن "روشنایی" و قرن نوزدهم که به قرن "ایدئولوژی" و قرن بیستم که به قرن "تجزیه و تحلیل" و بالاخره قرن بیستویکم را که قرن "دیجیتال" و اینترنت مینامند، شکوفایی فکری و علمی و فلسفی نمایان شد و دنیا را تحت سیطره خود درآورد. در تمامی این دوران متفکران در واکنش به "اسکولاستیک" و تفکر کنترلی که سالیان بر اذهان ملتها حاکم و قدرت نوآوری و ابداع را از آنها سلب کرده بود، تقلید از اندیشة گذشتگان بهکناری گذاشته شد و اصل "ابطالپذیری" بنیان و شالودة پیدایی نظریههای جدید شد که اگر در اثری، اقتباس و نوآوری بهچشم نخورد مورد اعتناء قرار نمیگیرد و بهکناری گذاشته میشود و درمقابل، نظریههای جدیدی که قدرت ابطالپذیری داشته باشند و نظریههای گذشته را نفی کنند، مورد استقبال قرار گرفته تا آیندهای پربار و فارغ از هرگونه پیشداوری بسازند. بهتعبیر "برایان تریسی": "بهترین راه پیشبینی آینده، ساختن آن است."، اگر این نکته را رهبران سیاسی درک کنند، اما آنچه فعلاً در کشورهای درحال توسعه ازجمله ایران مشاهده میشود، تقلید از دستاوردهای علمی و فلسفی آنهاست و اقتباس و نوآوری کمترین جایگاهی را در فعالیتهای فکری اندیشمندان ما ندارد. در قرن اینترنت و دیجیتال، کشورهایی میتوانند در ردة کشورهای موفق قرار بگیرند که در کلیة مظاهر، نوآوری داشته باشند و رهبران سیاسی با بلندنظری و فارغ از اندیشة کنترلی، اجازة وصلشدن "سیمهای ارتباطی" را بدهند و بدانند که دنیای نوین، تفکر جدید میطلبد و اگر نظام فکری سیاستمداران با تحولات سریع دنیای کنونی همگام نباشد، تاریکی و عقبماندگی نصیب ملت خواهند کرد و ضمن لعن و نفرین آیندگان، نام نیکی ازخود در تاریخ به یادگار نخواهند گذاشت. پس بهتعبیر "کنفوسیوس": "به عوض آنکه به تاریکی لعنت بفرستیم، یک شمع روشن کنیم" تا تحولات دنیای نوین را دیده و حرکت خود را با آن تنظیم نمائیم.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
