پیام شمارة ۱۵۳
یاران همراه!
بسیاری اعتقاد دارند که تاریخ ((علم)) است و بسیاری از وقایع آن قابلیت تکرارپذیری دارند. حال اگر نخواهیم خود را در مناقشة چنین تفکری درگیر نمائیم، حداقل بپذیریم که باید ملّتها و ایضاً دولتها، با سیر در افاق و مشاهدة سرگذشت گذشتگان، از وقایع تاریخی درسها بیاموزند، درغیر اینصورت ممکن است به سرنوشت پیشینیان دچار شوند، همانگونه که قرآن بهدرستی در این خصوص به همه انسانها نهیب میزند. گفته میشود که یکی از دلائل ((رنسانس)) در کشورهای اروپای غربی، ((استبداد دینی)) و اغراق عدهای از مسیحیان دربارة برخی از زعمای امور مملکت و البته آئین کلیسا بوده است. همانطور که میدانیم ((بشر عصر جدید)) با نفی دین و اعتقاد به اندیشة ((بشر محوری)) یا "اومانیسم"، پایههای "رنسانس" را تقویت بخشید و به طور کلی، منکر تمامی افکار پدران خود شد. مطالعة تاریخ "قرون وسطی" در اروپا نشان میدهد که چگونه عدهای توانستند امور بسیاری را ((قدسی)) جلوهگر سازند و رابطة خود و آن امور را بلاواسطه با ذات احدیت برقرار سازند. حتی علم نیز دستخوش چنین ترفندی گردید و هرکس خلاف ((اسکولاستیک)) کلیسا بیانی را اظهار مینمود، موجب خشم و غضب واقع میگردید و بایستی استغفار نماید یا سوزانده شود. بهواقع، ((هولوکاست)) از همین دوران در اروپا و بهوسیلة طرفداران قدسی کردن امور دنیائی مربوط به خود، گسترش یافت. اروپائیان در قرون وسطی در چارچوب تنگ و محدود ((استبداد دینی)) و ((قدسی کردن امور دنیوی مربوط به قدرتنشینان)) محصور بودند و چنانچه گفته شد، به گفتة یکی از اندیشمندان، فلسفه و علم نیز دربان در چنین تفکری بود. از طرفی دیگر، تصویری که از خدا و مذهب در این دوران به مردم خصوصاً جوانان ارائه میشد، چهرهای بسیار زشت و کریه داشت و هر بینندهای را میتوانست از خود براند و نسبت به خدا و مذهب بدبین نماید. شیوع خرافات به نام دین و ترویج اوهام که از اصل دین فاصلة بسیار زیادی داشت در کنار یکسو نگری مذهب و جزمیت دینی، بسیاری را از خدا و مذهب بیزار نمود. این عده بهرهبری کلیسا، آنچه خود میگفتند قبول داشتند و غیر از آنرا باطل و کفر میپنداشتند. آنها کلیة علوم و تعلیمات را در انحصار خود قرار داده بودند و همة آحاد مردم را وادار به اطاعت از آن میکردند. در حقیقت، کسانیکه با تمامی توان، امور دنیوی متعلق بهخود را نزد مردم قدسی جلوه میدادند، به نوعی از دگماتیسم رسیده بودند و آنچنان بر روی نظریات خود پافشاری میکردند که گوئی حقیقت مطلق، تنها در اختیار آنها قرار دارد. جزمگرائی که این عدة در اقلیت، پیشة خود ساخته بودند، آنچنان محیطی در جامعه ایجاد کرده بود که حتی تنفس در آن مشکل بهنظر میرسید. هر کسی پیرو نظریات آنها نبود، رافضی قلمداد میگردید و دستگاه انگیزاسیون میتوانست به چنین بهانهای جان و مال عدة بسیاری را بگیرد. روایتهای بسیاری را تاریخ نقل کرده است که مشتی از خروار بهقرار زیر است: قتل و عام رافضیان توسط هانری ششم امپراطور آلمان در سال ۱۱۹۴، سوزاندن مخالفین از طرف اوتوی چهارم در سال ۱۲۱۰ و لوئی هشتم سلطان فرانسه در سال ۱۲۲۶ و فلورانس در سال ۱۲۲۷ و میلان در سال ۱۲۲۸ و وضع قوانین مشابهی توسط فردریک دوم در خلال سنوات ۱۲۲۹- ۳۹ که به موجب آن، کسانیکه به جرم بدعت در دین و انکار استبداد دینی و قدسی بودن لوازم صاحبان دین و قدرت، محکوم میگردیدند، باید در آتش سوزانده میشدند، اموالشان توسط حکومت ضبط میگردید، وارثین آنها از حق ارث محروم بودند و اطفالشان حق تصدی مشاغل اجتماعی و حکومتی را نداشتند، مگر آنکه سایر "ملاحده" را لو دهند. روبر دومینیکان در سال ۱۲۲۹ در یک روز، حکم سوزانیدن ۱۸۰ نفر از اندیشمندان را صادر نمود و از سال ۱۴۸۰ تا ۱۸۰۸ تعداد ۴۰۷۱۲ تن از متفکران، روشنفکران سوزانیده شدند و قریب ۳۸۷۹۴۴ تن از روشنفکران و دگراندیشان آن زمان، به مجازاتهای سنگین محکوم گردیدند. محکومین با وسائل مختلف مورد شکنجه و آزار قرار میگرفتند تا وادار به اعتراف و توبه شوند، درغیراینصورت، سوزانیده میشدند.
تمامی این اعمال برای آن بود که اندیشمندان را وادار به تسلیم در مقابل عقاید خود نمایند، امّا تاریخ بهروشنی نشان میدهد که چگونه اندیشمندان اروپائی در مقابل ((استبداد دینی)) قد علم کردند و پایههای رنسانس را قوام بخشیدند. خلاصهای از تاریخ اروپا را به این دلیل بیان نمودم که بگویم مردم هیچ جامعهای بالخصوص جامعه ایرانی که از فرهنگی غنی و سرشار از علم و معنویت برخوردار است، هیچگاه در طول تاریخ، زیربار ((استبداد دینی)) نخواهد رفت و رفتار ((مقدس مابانة)) تعدادی را که میخواهند دو روز بیشتر بر اریکة قدرت برانند، تحمل نخواهد نمود، ضمن آنکه با تمامی وجود از ارزشهای دینی خود محافظت مینماید و زیر بار اندیشههای سکولاریسم نیز نخواهد رفت. رهبران دینی باید جداً با چنین ترفندهای باطلی به مقابله برخیزند وگرنه ممکن است، رنسانسی دیگر، اما اینبار در مشرق زمین و در یکی از کشورهای اسلامی ظهور نماید که پیآمدهای منفی آن، غیرقابل پیشبینی خواهد بود.
همیشه سبز و آفتابی باشید!
