تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - دیکتاتورها هم می‏میرند

 

پیام شمارة 289

 

یاران همراه!

 

دیکتاتورها هم می‏میرند و اکثر آن‏ها به ذلت و خواری و درماندگی و حقارت می‏میرند. دیکتاتورها با آه و ناله و نفرین و آرزوی مرگ مادران و خواهران و پدران و فرزندان صلح‏طلب و مخالف هرگونه خشونتِ قربانیانی می‏میرند که هرگز آرزوی مرگ کسی را درسر نداشتند و شاید بسیاری از آن‏ها درعین خوشحالی و پایکوبی از مرگ دیکتاتورها، قلبشان جریحه‏دار شود و در اعماق وجود بگریند، چون انسان‏های صلح‏طلبِ آزادی‏خواه حتی مرگ دشمنانشان را نیز برنمی‏تابند و قلباً آرزوی مرگ هیچ کسی را ندارند، تناقض عجیبی که هنوز تاریخ بشریت از درک آن عاجز مانده است. وقتی طناب دار را به گردن صدام می‏انداختند، نه‏تنها بسیاری از مادران و خواهران و دخترانِ قربانیان جنایت‏های او در عراق و ایران و کویت، هلهله و پایکوبی می‏کردند و جشن پیروزی برپا می‏داشتند، بلکه بسیاری از کسانی هم که مدافع حقوق بشر و مخالف اعدام‏اند، نمی‏توانستند خوشحالی خود را پنهان کنند، اما به‏جرأت می‏توان گفت که کمتر نفراتی از آن‏ها تمایل به خشونت و مرگ داشته باشند، حتی مرگ سخیف‏ترین و خونخوارترین دشمنانشان را. پایان سال 2006، پایان حیات بسیاری از دیکتاتورها بود و البته مرگ آن‏ها دوران بسیار سخت جنگ و جنایت و کشتاری را که مردم در اقصی نقاط دنیا با آن دست به گریبانند، به‏پایان نمی‏برد و معلوم نیست که ملت‏‏ها دوباره دیکتاتورهای دیگری را با خشونت و ظلم بیشتری نبینند و تا زمانی‏که روحیة دیکتاتور پروری میان ملت‏ها جاری و مرسوم باشد، بتوانند زندگی توأم با آرمشی را داشته باشند، بالاخره آن‏ها هم از میان مردم خود برخواسته‏اند و تا زمانی‏که روحیة سلطه‏گری دیکتاتورها به‏طور واقعی و ریشه‏ای از طرف ملت‏ها سرکوب و منهدم نشود، به‏طور قطع دیکتاتور دیگری از میان همان مردم ظهور خواهد کرد. کسانی‏که دیکتاتورها را ممکن است از گناه مبری و "اطرافیان" را مقصر بدانند، چنان‏چه "قاضی الامیری" فردی که به طرفداری از صدام مشهور گشت و قاضی ارشد دادگاه وی بود، به‏صراحت در دادگاه به او می‏گوید: "شما یک دیکتاتور نبودید و اطرافیانتان شما را یک دیکتاتور جلوه دادند" و صدام در پاسخ مثل بسیاری دیگر از دیکتاتورها به رضایت می‏گوید: "متشکرم." امروز که اول ژانویة 2007 است، دنیا عراق بدون صدام، ترکمنستان بدون ترکمن‏باشی (صفرمراد نیازاوف)، شیلی بدون پینوشه و بوسنی بدون میلوسویچ را پیش‏رو دارد، دیکتاتورهایی که هرکدام فکر می‏کردند تعالی و پیشرفت را برای ملت خود می‏خواهند که این سخن تمامی دیکتاتورها در طول اعصار است، آن‏ها فکر می‏کنند دروازه‏های تمدنی بزرگ را بالاخره به روی ملت خود خواهند گشود و تنها راه رسیدن به آن‏را، در روحیة استکباری و سلطه‏گری خود جستجو می‏کنند. دیکتاتورها خود را مهربان می‏دانند و حتی از شنیدن سروده‏ای زیبا و لطیف، اشک از دیدگان سرازیر می‏کنند، به شعر و نقاشی و داستان‏های رمانتیک و موسیقی و هنر علاقة فراوانی نشان می‏دهند و از این‏طریق، خود و بسیاری از مردم را تحت تأثیر رفتارشان قرار می‏دهند، اما هم‏زمان خون بسیاری از انسان‏ها را در پیاله‏های طلایی سر می‏کشند یا مثل، شاه عباس کبیر، دستور می‏دهد در رکابش، مخالفانش را زنده زنده بخورند یا همچون نادرشاه بزرگ، چشم‏های مردم یک شهر را بالجمله از کاسة سر درمی‏آورد. اکثر دیکتاتورها افرادی مذهبی‏اند و در مواقع لزوم خود را با عالم غیب مرتبط می‏دانند که البته این موضوع تنها کشورهای غیر انگلوساکسون را دربرنمی‏گیرد؛ در نظرسنجی‏ای که توسط خبرگزاری آسوشيتدپرس و دیگر ‌پایگاه‏های نظرسنجی برای انتخاب بدترين افراد سال 2006، به‏عمل آمده است، جورج بوش پسر رييس‌جمهور آمريكا از اسامه بن‏لادن و صدام پيشي گرفت، یعنی دیکتاتورها را همة مردم می‏شناسند، اگر در کوتاه‏مدت نتوانند پروندة آن‏ها را به سینة تاریخ بسپارند اما عاقبت، کودکی گرسنه در یکی از کشورهای آفریقایی یا آسیایی یا حتی اروپایی و آمریکایی پیدا می‏شود تا عکس دیکتاتور کشورش را از روی دیوار با تیغی کُند، بتراشد یعنی دیکتاتورها هم می‏میرند و با مرگ یک دیکتاتور، دیکتاتورهای هم‏سنخ یکدیگر به مصیبت نشسته و عزای عمومی اعلام می‏کنند، همان کاری که معمر قذافی در لیبی به‏خاطر مرگ صدام کرد، تراژدیی که تا انسان هست، ادامه دارد و عاقبت یکسانی را از سرنوشت تمامی دیکتاتورها و طرفداران آن‏ها، به‏تصویر می‏کشاند.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS