پیام شماره 282
یاران همراه!
سحر که به دفتر کارم میآمدم، مأموران شهرداری با عجلة فراوان، قبل از آنکه سپیده بدمد یا خورشید از پشت ابرهای پائیزی، روشنایی بر روان آدمیان افکند، مشغول بستن آلبوم عکس مردان و زنانی بودند که با هزینههای فراوانی، خود را بر دیوارهای شهر چسبانده تا بلکه به مجلس یا شورای جامعة کنترلشدهای راه یابند که تناقض در افکار و رفتارش بیش از هر زمان دیگر هویداست! در این انتخابات نیز، عدهای همچون سنوات گذشته، ناشناس به صحنه وارد شدند تا تنور انتخابات را گرم کنند و کمتر کسی گمان میبرد که آنها پیروز میدان شوند. اما کسانیکه از صندوقها با موفقیت بیرون خواهند آمد، اشخاصیاند که در گذشته نیز در مصدر امور سیاسی- اجرایی کشور بودهاند اما مردم کمترین شناختی از عملکرد گذشتهاشان دارند؛ آنها هیچگاه در مقابل جامعه پاسخگو نبودهاند و با پشتوانة قوی سیاسیای که از جیب ملت برای خود تدارک دیدهاند، با صرف هزینهای گزاف، تبلیغات انتخاباتی راه میاندازند و توسط آرایی که از پیش برای خود جمع کردهاند، معلوم نیست میخواهند جامعه را به کدامین سمت و سو هدایت کنند و بهراستی از منظر آنها فلاح و رستگاری در کجاست؟ بهراستی چندان فرقی هم نمیکند که اصولگرایان اصلاحطلب برندة انتخابات شوند یا اصلاحطلبان اصولگرا که هر دو، دین و آزادی را بازیچة ورود به عرصة سیاست کردهاند و درمجموع، عملکردشان تفاوت آنچنانی برای جامعه نداشته، هرچند ممکن است از دیدگاه برخی از افراد حزب و گروه خود یا گروه مخالف، متفاوت عمل کردهاند؛ یعنی همان نکتة ظریفی که اخیراً یکی از افراد طرفدار نودولتان در مخالفت با انتخاب افرادی شناختهشده برای مجلس خبرگان، اینگونه بیان کرده است: "اگر چنين نبود هشت سال ويرانگر دوران سازندگی و هشتسال براندازی اصلاحطلبی بايد، «جدایی» و «تقابل» ملت را با آئين روحانيت ثمر میداد. چرا كه سركردگان اين دو دورة ناميمون، دارنده لباس روحانيت بودند، كه خود رأساً در واژگونی اصول و ارزشهای دينی و احكام شريعت، ضربات مهلكی را وارد نمودند." پرواضح است که معلوم نبود اگر این کلام از دهان شخصی شنیده میشد که از مصونیت فرد یادشده برخوردار نبود، چه بلایی بر سر گوینده وارد میآمد. اگر ادعای گویندة عبارات فوق درست باشد، تازه معلوم هم نیست روشی را که طرفداران گروه حاکم پیشروی ملت قرار دادهاند، در آینده ضربات مهلکتری بر پیکرة دین و آزادی وارد نسازد و نسل جوان را نسبت به این دو مقولة حیاتی بیتفاوت نکند، فرآیندی که اثرات ناخوشایندش از زمان روی کارآمدن نودولتان در ابعاد مختلف ظهور پیدا کردهاند. افرادی که دین را در انحصار خود میدانند و فلاح و رستگاری و بهشت و جهنم را در جزمیت اندیشة خویش جستجو میکنند و کمترین کرنشی را در مقابل نظرات دیگران نشان نمیدهند، چگونه میتوانند آزادی اندیشه و دین مبری از انحرافات را به جامعه هدیه کنند. اگر قرار باشد که تشیع را در بغض و کینه نسبت به چند شخصیت و خلیفة تاریخی خلاصه کرد و دستآویز به خرافات و اوهام را نشانة ظهور امام عصر دانست، بر احساسات دینی مردم سوار شد تا قدرت سیاسی پایدار بماند و دشمن خارجی را علت اصلی تمامی عقبافتادگیها بهحساب آورد، آنگاه رفاه، آزادی، امنیت و شادمانیای را که تشیع برای پیروانش نوید میدهد، باید در کدامین سیستم اجتماعی و اقتصادی جستجو کرد؟ رانتهای ناصوابی که برخی از نمایندگان مجلس، وزراء و مسئولان دولتی که همگی خود را مسلمان پیرو ولایت میدانند، بهدست آوردهاند و درعینحال، بهشت را در انحصار خود درآورده و دیگران را مستحق عذاب الهی میدانند، البته مسلمانان دگراندیش، حتی روحانیونی که مثل آنان فکر نکنند، جای خود دارند و به قول شریعتی: اگر گاندی آتشپرست یا گورویچ کمونیست باشند که عمری را با نظام سلطه مبارزه کردهاند، در قعر جهنم میبینند و البته نزد آنان، مبارزه برای آزادی و رفاه شاید کمترین ارزشی نداشته باشد. گویی اینهمه مشکلات داخلی که گریبانگیر ملت شده، کمترین اهمیتی برای آنها ندارد که ((علت اصلی))، نادیده گرفته شده و هرجا که میخواهند حقانیت خود را نشان دهند، دشمن خارجی را علتالعلل تمامی مصائب و مشکلات معرفی میکنند، گویی اینهمه بیدرایتی درمجلس و دولت طی دهههای گذشته، کمترین تأثیری نداشتهاند. درحالیکه نمیبینند، جامعة ایرانی درگیر تخاصم با خود در ابعاد گوناگون است. از یکطرف، سیاسیون به نام اسلام به جان هم افتادهاند و با هزینة گزافی که بر ملت وارد میکنند، مقصد سیاسیشان را نشانه میگیرند و از طرفی دیگر، با ارایة سیستمی نامعلوم، سلیقهای و متحجر از اسلام و ارزشهای آن، شخصیتهای مختلف برای مردم ایجاد و سرگردانی، بیتفاوتی و اندیشهای اپورچونیستی برای مردم به ارمغان آوردهاند، خیل جمعیتی که به پای صندوقهای رأی میروند، اما آیندهای روشن را برای خانواده و جامعهای که در آن زیست میکنند، بهتصویر نمیکشند، بلکه میخواهند امروز و فردایشان را بهنحوی با کمترین مشکلات پشتسر گذراند. از طرف دیگر، اگر کسانیکه خود را در قصرهای بلورین و زرین اندیشه حبس کردهاند، به میان مردم آیند و مدتی را با گرفتاریها و آلام آنها سپری کنند، متوجة بیهویتی ترسناکی خواهند شد که میرود بنیانهای جامعه را دستخوش دگرگونی سازد. نمایندگانی که با هزینة فراوان واردشده بر مردم بر کرسی رانتها مینشینند، اگر رفاه را برای مردم نمیتوانند بههمراه آورند، حداقل دین و آزادی آنها را سلب نکنند و جامعه را نسبت به سرنوشت آیندهاشان بیتفاوت نسازند، تا قبل از آنکه مأموران شهرداری، آلبوم عکسهای انتخاباتی آنها را ببندند، جامعه پروندة آنها را برای همیشه بایگانی تاریخ کند.
همیشه سبز و آفتابی باشید.