تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - تفاوت انتخابات در دو نظام مردم‏سالار و کنترلی

 

پیام شمارة ۲۸۰

 

یاران همراه!

 

به نشریة دانشجویان انجمن اسلامی دانشکده خیره شده‏ام که مدتیست روی میزم در نوبت مطالعه نشسته و به نقد استادان دانشکده پرداخته؛ نامش "رستاخیز" است که خاطرات سه دهة گذشته از حزبی فرمایشی را در ذهن تعدادی از اعضای هیأت علمی دانشکده زنده می‏کند، بیش از آن‏که به رستاخیز الهی اندیشه کنند یا رستاخیزی در ذهن را. صفحة نخست را با قطعه‏ای ادبی شروع کرده‏اند با مطلع: "به خاطر باغچة کوچک خودمان" که در ادامه آورده‏اند: "ما بیش و پیش از آن‏که به دستانی ویران‏گر محتاج باشیم، به اذهانی محتاجیم ویران‏گر؛ و دستانی سازنده." یاد دوران دانشجویی قبل از انقلاب در آمریکا می‏افتم که دبیر منطقه‏ای انجمن اسلامی بودم با آن‏همه تدبیر و رؤیا که شرایط امروز را کمتر کسی گمانه می‏زد. جوانانی بودیم بدون ادعا و انتظار که جوش و خروش جوانی را با اندیشة انقلابی عجین کرده و آرزوهایمان را در جامعه‏ای آزاد و مستقل جستجو می‏کردیم. هرچه بود، در عشق و اراده و طلب خلاصه می‏شد که نه کسی را سودای مقام در سر بود یا رسیدن به ثروت که درعوض، باید از جوانی و پس‏اندازی که برای تحصیل کنارگذاشته شده بود، هزینه می‏شد. آن‏روزها نه نتیجة مبارزات معلوم بود و نه زمان رسیدن به آن؛ با این‏همه، دانشجویان می‏خروشیدند و درکنار مردم از دل مایه می‏گذاشتند. اما در آن ایام، نه اثری از روحانیون مبارز بود یا روحانیت مبارز یا جامعة مدرسین حوزة علمیه، یا اصول‏گرایان یا اصلاح‏طلبان یا آبادگران یا اصول‏گرایان اصلاح طلب یا اصلاح‏طلبان اصول‏گرا یا جناح راست اصول‏گرا یا جناح چپ اصلاح طلب و.... که امروز، همگی خود را بی‏کم و کاست، مسلمان و معتقد به نظام می‏دانند و کمتر گروهی پیدا می‏شود که چشم دیدن گروه دیگر را داشته باشد. آن روزها کسی نمی‏گفت که "منتقد احمدی‏‌نژاد، مخالف رهبر است" یا اعتقاد نداشت که: "مخالف هاشمی، دشمن پيغمبر است" و البته انتظار هم نبود که پس از سرنگونی رژیم پهلوی و استقرار نظام اسلامی و روی‏کارآمدن دولتی جدید؛ در ایام انتخابات، به کسانی رأی دهند که مخالف دولت باشند و این رویه در هر دورة انتخابات با شدت بیشتری ادامه پیدا کند، تناقض در اندیشه و رفتاری که پس از انقلاب در جامعه شیوع پیدا کرده و کمتر کسی به‏آن می‏اندیشد تا چه رسد به آن‏که نهاد یا سازمانی به‏دنبال چاره‏جویی باشد! تحلیل رفتارشناسی فرهنگ اخیر سیاسی مردم این مرز و بوم که نشأت‏گرفته از نظام کنترلی‏ست، باید در چارچوب تفکر کنترلی مورد مداقه قرار گیرد، به‏نحوی‏که حتی رئیس دولت، در شرایط خاص سیاسی- برای مثال انتخابات اخیر شوراها- با شهردار تهران هم‏صدا می‏شود که: "دولت نباید در انتخابات شورها دخالت کند!" تا نشان داده شود، انتخابات آزاد برگزار می‏شود و تنها رأی مردم ملاک است. به‏طور طبیعی چنین اظهارنظرها و واکنش‏هایی تنها در چارچوب نظام‏های کنترلی قابل رؤیت‏اند که دولت و کارگزارانش بنا به مصلحت سیاسی، با مردم هم‏صدا و خواستار انتخاباتی آزاد می‏شوند. دخالت دولت در انتخابات، سابقه‏ای دیرینه در ادبیات سیاسی ایران‏زمین دارد. پس از نهضت مشروطیت، که قرار بود انتخابات آزاد باشد، دخالت‏ها شروع و در انتخابات دورة شانزدهم مجلس به اوج رسید. در آن هنگام که دولت "ساعد" درصدد تشکیل مجلسی فرمایشی بود با مقاومت نمایندگان اقلیت مجلس پانزدهم مواجه شده و هیجده تن از آن‏ها به‏همراه دکتر مصدق و حمایت آیت‏الله کاشانی که در تبعید بود، در دربار متحصن شدند. متحصنین عبارت بودند از: دکتر مصدق، شمس‏الدین امیرعلایی، یوسف مشار، دکتر شایگان، محمود نریمان، دکتر سنجابی، دکتر کاویانی، دکتر مظفر بقایی، حسین مکی، عبدالقدیر آزاد، عباس خلیلی، حایری‏زاده، عمیدی نوری، دکتر حسین فاطمی، جلالی نائینی، احمد ملکی، ارسلان خلعتبری، زیرک‏زاده و سیدجعفر غروی. به‏دنبال اعتراضات گسترده، "عبدالحسین هژیر" وزیر دربار توسط "سیدحسین امامی" از شاگردان آیت‏الله کاشانی، ترور و درنهایت انتخابات این دوره ابطال شد. حداقل در آن دوران، جامعه شاهد ابطال انتخابات می‏بود، اما گزینش‏های سختگیرانة استصوابی کنونی هم اگر با نگرانی‏هایی درخصوص صندوق‏های رأی مواجه باشد که گه‏گاه حتی از زبان رئیس مجمع تشخیص مصلحت و دیگر فعالان سیاسی به‏کرات شنیده شده است، هیچ‏گاه به ابطال انتخابات نیانجامیده که این‏هم از دیگر مظاهر نظام کنترلی است. یا حداقل معلوم نیست که دست‏آوردهای مثبت و تأثیرگذار گروه قبلی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و.... که قرار است جای خود را با نفراتی دیگر عوض کنند، چه بوده و آیا نهادی عملکرد آن‏ها را در بوتة نقد و بررسی گذاشته است تا رأی‏دهندگان تصویر روشنی از انتخاب مجدد همان افراد یا گروهی دیگر را داشته باشد؟ یا تنها قرار است که فقط نمایش انتخابات به روی صحنه بیآید و گروه‏های بانفوذ مطمئن‏اند که مردم، "لیستی" رأی خواهند داد؟ و از آن‏جایی که در صحنة سیاسی در یک نظام کنترلی، کسی پاسخگوی اعمال خویش نیست، هیچ‏گاه افراد "لیست برنده" در پایان دوره، مورد پرسش قرار نخواهند گرفت، هم‏چنان‏که هیچ‏گاه مجلسین ایران قبل از انقلاب، پاسخگوی اعمال خویش نبودند، چراکه امروز ما حکم بر "فرمایشی بودن" آن‏ها را صادر می‏کنیم و ایضاً، طی سه دهة پس از انقلاب نیز هیچ‏گاه عملکرد "مجلس" یا "شورایی" مورد پرسش قرار نگرفته است. به‏طور قطع در نظام‏های آزاد مردم‏سالار، این قبیل تدابیر اندیشه نشده و چنین برداشت‏هایی از چگونگی نحوة فرآیند انتخابات، تنها از مظاهر نظام کنترلی‏ست. ذکر این نکته هم خالی از فایده نیست که نباید گمان شود انتخابات تنها از مظاهر نظام آزاد مردم‏سالاری است، چراکه مشاهدات نشان می‏دهند رژیم‏های کنترلی عصر جدید نیز برای کسب مشروعیت و مقبولیت، از ابزار انتخابات استفاده می‏کنند، اما باید تفاوت‏های ماهوی میان این دو قسم انتخابات جستجو کرد. به‏علاوه نباید تصور کرد که فعالان سیاسی امروز، از مخالفین انتخابات مجلس شانزدهم که اکثراً پروندة قطور سیاسی- مبارزاتی در نظام شاهنشاهی داشتند و همگی سودای انتخابات را در سر می‏پروراندند، نگرانی بیشتری برای تعالی کشور دارند، اما چون هر دو در نظامی کنترلی تربیت سیاسی شده‏اند، به‏نظر نمی‏رسد که دست‏آوردهای آن‏چنان متفاوتی در صحنه‏های سیاسی- اجتماعی داشته باشند، تازه اگر گروه اخیر همچون اسلاف خود، شناخت واقع‏بینانه‏ای از اوضاع جهانی و شرایط جامعة خود داشته باشند. به‏همین صورت است، مبارزات دانشجویی سالیان دور با فعالیت‏های محدود سیاسی دانشجویان امروز؛ حداقل آنان نظام سیاسی پیشین را تغییر دادند، اما آیا اینان توان حفظ بدون انحراف دست‏آوردهای گذشته و تعمیق آن‏را در راستای استقرار نظامی آزاد و مستقل خواهند داشت یا تنها در "باغچة کوچک خانه‏اشان" به‏دنبال نقد استادان خویش‏اند؟ پرواضح است که اگر اندیشة استقرار نظامی آزاد و مستقل در آئینة اوهام افتد، پس باید هر از چندگاه یک‏بار، دلخوش به شعارها و عبارات زیبنده یا فریبنده بود و گفت که: "ما بیش و پیش از آن‏که به دستانی ویران‏گر محتاج باشیم، به اذهانی محتاجیم ویران‏گر؛ و دستانی سازنده." اما فراموش نکنیم که اوضاع همچنان فریبنده است، نازنین.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS