پیام شمارة ۲۷۸
دیرپاییست
از همان روز جدایی
- به تعبیر زمینی-
عاشقی معلولست.
***
لال است عاشقی؟
اما
بهانهای زیباست
برای گفتن ِ
کلمة عشق
و پیچیدن لب
در برگ کلمه
تا دل زمزمه کند
ترانة عاشقی را
دیوانگی را.
کر است عاشقی؟
اما
رایحهایست روحانگیز
بر تن تشنة معشوق
تا روح رها شود
از سرکشی جسم
و نجوا کند
سرگشتگی را.
عاشقی بیپاست؟
اما
دلیلیست آسمانی
برای پرکشیدن
از تن
برای عافیت
از سراب نام و نان
و نغمهای پرسوز از
ایستادگی را.
کور است عاشقی؟
اما
مرحمیست شفابخش
بر دلمة زندانی تن
که چو آزاد شود
از سینه نفس
بر لب پنجرة دل
میبیند
آزادگی را.
عاشقی بیدست است؟
اما
دست خونست
بر زورق دل
تا نشیند بر دل دریای نور
پاروزنان
با دست استغاثه و دعا
یا با دست خدا
فریاد زند
فرزانگی را.
***
دیرپاییست
که عاشقی تکراریست
قصهای تکراریست
تکراریست.
همیشه سبز و آفتابی باشید.