پیام شمارة ۲۷۰
یاران همراه!
۱- جامعة ایرانی مدتهاست که از یکطرف با عدم امنیت در "زندگی خصوصی" مواجه شده و از طرفی دیگر، فساد فراوانی در لایحههای مختلف رسوخ کرده و متأسفانه هر روز بر ابعاد آن اضافه میشود. ورود بر "حریم خصوصی" و ریختن آبروی افراد که نهتنها در شرع مقدس اسلام بسیار مذموم شمرده شده، بلکه طبق تمامی اصول انسانی و معرفتی مورد نکوهش قرار گرفته، امروزه تبدیل به یکی از راههای مؤثر برای از بینبردن رقبا و منزویکردن افراد سرشناس از صحنههای مختلف شده و قانون، از ابزار برندهای برای مقابله با چنین مشکل اجتماعی- فرهنگی برخوردار نیست. مطالعات نشان میدهند که این پدیدة شوم مخصوص جوامعی است که با بحرانهای هویتی مواجه شدهاند و البته قبل از استفادة اشخاص از این حربه، دولتها برای بیرونراندن رقبای سیاسی خود، از آن بهرهجویی میکنند. بهطور عموم، این معضل در کشورهایی که از "نظام کنترلی" برخوردارند یا سابقاً از آن برخوردار بودند، بیشتر مشاهده میشود و در چنین شرایطی، مقایسة کشورهایی که از وضعیت نسبی مشابهی برخوردارند، میتواند بر روشنی موضوع مورد بحث بیافزاید. درادامه، به بررسی اجمالی بحرانهای اجتماعی در کشورهای تازه استقلالیافته از اتحاد جماهیر شوروی پرداخته تا بلکه با مطالعة آن، بتوان راهحل مناسبی برای بحران بهوجودآمده در کشورمان دست یابیم.
۲- بحران هویت در کشورهای تازهاستقلالیافته که متعاقب فرآیند انتقال در این کشورها پدیدار شد، بحران شدید اجتماعی در حوزههای مختلف این کشورها را دامن زده است. یکی از نشانههای بارز آن، بیتفاوتی گستردهای است که در افراد، بالخصوص نسل جوان نسبت به تحولات در تمامی زوایای رفتار اجتماعی، وجود دارد. به طورقطع کسانیکه از این منطقه دیدار کردهاند، با عبارت: ((نگران نباش. همه چیز درست میشود)) آشنائی دارند. سادهانگاری و بلکه بیتفاوتی مردم که بخشی از آن، از گذشته به یادگار مانده، روابط مردم نسبت به یکدیگر را با بیتفاوتی و سردی مواجه کرده است. رفتار سرد مردم در کشورهای CIS، در مقایسه با سایر کشورهای اروپای شرقی و بالکان، بهمراتب بیشتر مشاهده میشود. چنین سادهانگارئی در چگونگی نگرش مردم نسبت به آینده و حوزههای دیگر قابل پیگیری است. فروپاشی ارزشهای سوسیالیستی که اتحادیة جماهیر شوروی طی بیش از هفتاد سال آنها را در مراکز آکادمیک کشورهای تحت سلطه، القاء میکرد و نهاد خانواده موظف به رعایت و اجرای هرچه دقیقتر آنها بود، بعد از نهضت ((گلاسنوست)) و ((پروستاریکا)) که توسط "میخائیل گورباچف" آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق صورت گرفت، جای خود را به ارزشهای لیبرالیستی اروپائی داد. اندیشة فردگرائی بهجای تفکر جمعگرائی در تمامی رفتارهای اجتماعی کشورهای آزادشده از یوغ سوسیالیسم بهچشم میخورد. در واقع، فرآیند انتقال در حوزة اقتصادی که مالکیت خصوصی را از طریق خصوصی سازی منابع و ابزار تولید میسر میساخت، اندیشة فردگرائی در روابط اجتماعی را قوت بخشیده است. تکبر، نخوت و خودبینی که از مظاهر بارز اندیشة بورژوازی است، میرود که در رفتار اجتماعی بسیاری از مردم این کشورها بالخصوص جوانان و نسل جدید، رخنه کرده و تبدیل به بحران شدیدی برای چنین جوامعی شود. طبق گزارشهای منابع رسانهای روسیه، جوانان بالخصوص نوجوانان روسیه با بحرانهای شدید اجتماعی روبهرو بودهاند. تا سال ۱۹۹۴، ۲۱ درصد از نوجوانان روسیه که میان سنین ۱۵ تا ۱۹ سالگی بودند، دوران دبیرستان را به اتمام نرساندند و بسیاری از آنها معتاد به مواد مخدر شدند. دانشگاههای این کشورها نیز وضعیت بهتری ندارند. بسیاری از دانشجویان با بیتفاوتی فراوان و تنها بهخاطر گرفتن مدرک دانشگاهی در دانشگاهها ثبتنام میکنند و با نخوت فراوان در کلاسهای درس حاضر میشوند. جالب است که بدانیم میان سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۷، نرخ زاد و ولد در کشور روسیه ۱۴ درصد افزایش پیدا کرد که همین امر بر تعداد جوانان این کشور در اوایل دهة ۲۰۰۰ افزود. همین گزارش میافزاید که ۷۵ درصد کسانی که در روسیه مبتلا به بیماری ایدز شدهاند، به دلیل اعتیاد و استفادة نابجا از مواد مخدر بوده است. این در حالی است که اعتیاد و مصرف بیش از حد مشروبات الکلی میان جوانان روسیه تبدیل به یک بحران فراگیر اجتماعی شده است. این موضوع را در دیگر کشورهای تازه استقلال یافتة اروپای شرقی میتوان مشاهده کرد. استفاده از مشروبات الکلی توسط جوانان در معابر عمومی، خیابانها و پارکها در کشورهائی نظیر مولداوی و اوکراین از جمله مواردی است که نظر هر تازه واردی را به خود جلب میکند. در سال ۱۹۹۷، نوجوانان زیر هفده سال، که به بیماری سفلیس مبتلا شدند، هفتاد برابر رقم سال ۱۹۹۰ بود. جالب است که بدانیم ابتلای دختران ۱۵ تا ۱۷ سال به این بیماری، دو برابر رقمی است که برای زنان گزارش شده و این در حالی است که نرخ مرگ و میر میان نوجوانان و جوانان در روسیه و سایر کشورهای تازه استقلالیافته در حال افزایش بوده و سرگردانی نسل جوان کشورهای مورد بحث کاملاً قابل رؤیت است. بیاحترامی نوجوانان به بزرگترها (اصطلاحاً فرزندسالاری) به دلیل فقدان ارزشهائی بوده که پس از انتقال این جوامع، مورد اعتناء مراکز فرهنگی و اجتماعی کشورهای در فرآیند انتقال قرار نگرفته است. در واقع نسل جوان نه ارزشهای پدران خود را وقعی میگذارد و نه ارزشهای فرهنگی و اجتماعی خاصی را دنبال میکند. بهعبارت دیگر، ایجاد یک خلاء ارزشی میان نسل جدید، آنها را در حوزههای مختلف اجتماعی و فرهنگی سرگردان کرده و گفته میشود که رشد اعتیاد و سایر بحرانهای روحی میان نسل جوان به واسطة همین خلاء ارزشی است. جرم و جنایت در این کشورها به یکی از معضلات شدید اجتماعی مبدل شده و امنیت اجتماعی و فردی افراد، توسط تشکیلات سازمان یافتة جنائی در معرض خطر قرار گرفته است. در گزارشی که UNDP منتشر کرده، وضعیت جرم و جنایت در این کشورها را به قرار زیر منعکس میکند: در کشور استونی جنایت به طور سازمانیافته از رشد چشمگیری برخوردار بوده است. در این کشور فرم جدیدی از جنایت که سابقاً در خیابانها مشاهده میشد، اکنون به جنایت اقتصادی و فعالیتهای غیرقانونی تجاری تبدیل شده است. در قرقیزستان، بازار جنایت به استخدام آدمکشهای حرفهای برای کشتن مسئولین دولتی و قانونگذاران کشیده شده است. گزارش مشابهای از جنایت در کشور تاجیکستان حاکی از آنست که آدمربائی، استخدام آدمکشهای حرفهای برای کشتن شخصیتهای سیاسی و مؤثر، دزدی و جعل از جمله مواردیاند که از سال ۱۹۹۶ میلادی، سازمانهای جنائی حرفهای بهطور گستردهای مبادرت به انجام آن کردهاند. در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی، بالکان و CIS، پرکردن لوحهای فشردة مستهجن از زندگی خصوصی افراد سرشناس و تکثیر آن در مقایسی گسترده، امری فراگیر شده است. از طرفی دیگر، ((فساد)) یکی از معضلات این کشورها پس از انتقال، است. از میان ۱۴۶ کشوری که مورد مطالعه قرار گرفتهاند، کشورهای جمهوری چک، لهستان، لاتویا و اسلواکی در اروپای شرقی در مقایسه با کشورهای غرب اروپا، از سطح فساد بهمراتب بالاتری برخوردارند. فساد در کشورهای CIS ازجمله روسیه، حتی نسبت به کشورهای اروپای شرقی به مراتب بالاتر گزارش شده است. در این میان، کشور مولداوی بالاترین سطح فساد در روابط اجتماعی و اقتصادی را به خود اختصاص داده است. باید توجه داشت که فساد در کشورهای کمونیستی بخش جداناشدنی از زندگی اجتماعی مردم را تشکیل میداد و مردم برای دریافت خدمات بهتر اجتماعی در بخشهای مختلف همچون بیمارستان، پلیس، مدرسه و دانشگاه، دادگاه، خدمات دولتی و حتی بازرگانی مجبور به پرداخت رشوه به صور گوناگون میشدند. در این رابطه،دولتهای این کشورها تا کنون اقدام و مبارزة جدی با این معضل اجتماعی را در سرلوحة برنامههای خود قرار ندادهاند. ((والری زورکین)) رئیس دادگاه قانون اساسی روسیه در مصاحبهای اعلام میکند که پرداخت رشوه یکی از معضلات اجتماعی روسیه بهشمار میآید. کارشناسان معتقدند که در این کشور سالانه بیش از ۱۰ میلیارد دلار رشوه دستبهدست میشود. همچنین بهدلیل مهاجرت وسیع مردم از روستاها به شهرها و گسترش شهرهای بزرگ، فعالیتهای مولد اجتماعی که سابقاً بخش اعظمی از آنها در روستاها صورت میگرفت، کمتر مورد توجه قرار میگیرد که همین امر به بحرانها و معضلات اجتماعی در این کشورها اضافه کرده است.
۳- تشابه فراوان بحرانهای روبهگسترش اجتماعی- فرهنگی جامعة ایرانی با آنچه که در کشورهای سابقاً کنترلی استقلالیافته میگذرد، بهطورکلی، نشأت گرفته از اندیشة کنترلی است که تمامی این کشورها با آن روبهرو بودهاند. متأسفانه آمار دقیقی از گسترش فساد و دامنة بحران در جامعة ایرانی در دست نیست، اما آنچه مشهود است، ادامة سیر صعودی بحران بوده که اندیشمندان برای درمان آن باید هرچه سریعتر چارهاندیشی کنند. بهنظر من، ریشة چنین بحرانهایی در اندیشة حکومتگردانی حاکمیت نهفته است و تا چنین اندیشة جزمگرایی تغییر نیابد، مقابله با چنین بحرانهایی اصلاً امکانپذیر نیست، چراکه اگر حاکمیت با رفتار و اندیشة سیاسی، موجد چنین بحرانهایی باشد، چگونه خود میتواند با آن مقابله کند؟ اصلاح سایر جنبهها پس از اصلاح اندیشة حاکمیت نسبت به مسایل اجتماعی- فرهنگی صورت خواهد گرفت که البته تمامی آنها تحت تأثیر اندیشة سیاسی حاکمیت قرار دارند.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
