پیام شمارة ۱۵۰
یاران همراه!
موضوع پیام دیروز اصلاً اختصاص به زندان نداشت، بلکه قصد داشتم بهنوعی از ناهنجاریهای اجتماعی شروع کنم، امّا برخی از ((یاران همراه)) در پیامهایشان روی موضوع زندان تأکید بیشتری داشتند. از طرفی دیگر، چندی است که تعدادی از افراد از طریق ارسال ((پستهای الکترونیکی)) اصرار میکنند که به موضوع ((اعتیاد جوانان)) و خیل عظیمی از آنها که به همین جرم به زندان میافتند، اشاره نمایم. بنابراین امروز تصمیم گرفتم موضوع ((اعتیاد)) و ((زندان)) جوانان را از زاویة دیدی متفاوت بررسی نمایم تا شاید عبرتی برای جوانان باشد و درسی برای مسئولین!
مشاهده شده است که جوانان زیادی که متأسفانه بخش قابل توجهی از آنان را هم تحصیلکردگان دانشگاهی تشکیل میدهند، معتاد به یکی از انواع مواد مخدری هستند که استعمال ((انواع قدیم و جدید)) آن، امروزه در ((پارتیها))، ((پارکها))، ((مکانهای امن)) و حتی شنیده شده است که در ((خوابگاههای دانشجوئی)) توسط جوانان صورت میگیرد. عاقبتِ این افراد، در کنار سرخوردگیهای اجتماعی، طرد از خانواده و از دست دادن موقعیت اجتماعی، ((زندان)) است. امّا متأسفانه زندان هم، هیچگاه مکان مناسبی برای جوانان برای ترک اعتیاد نبوده است، بلکه اعتیاد آنها در زندان بیشتر میشود و با جرائم و بزههای دیگری نیز آشنا میگردند. حتی مشاهده شده است جوانانی هم که به جرمهائی غیر از اعتیاد به زندان افتادهاند، در آنجا آلوده به مواد مخدر شدهاند. جوانانی که به جرمهای سیاسی، روزنانهنگاری، مالی، اخلاقی و.... مجبورند بخشی از دوران جوانی خود را در این مکان نکبتبار بگذرانند. در زندان، هرشب پزشک قرنطینه به توزیع قرصهای آرامبخش میان زندانیان معتاد که اکثر قریب به اتفاق آنها را جوانان تشکیل میدهند، مبادرت میورزد. قرصهائی که هرکدام بهتنهائی میتوانند، بدن سالمی راسست نمایند، در دوزهای ۱۰ الی ۱۵عددی مورد مصرف قرار میگیرند. برخی از زندانیهائی هم که اعتیاد ندارند، برای آرامش، از دوزهای کمتری از این قرصها استفاده میکنند که البته پس از مدت کوتاهی، مقادیر کم اثر خود را از دست میدهد و این عده، خواستار مصرف مقادیر بیشتری میشوند. خریدوفروش این قرصها نیز میان زندانیان متداول است و عدهای هم از این راه درآمد خوبی کسب میکنند.
((اعتیاد)) بلای سهمگینی است که بر روح و جسم اکثر زندانیان سنگینی میکند. شاید بتوان گفت که متأسفانه زندان مکان امنی است برای توزیع و مصرف انواع و اقسام موادمخدر. هرچند بسیاری از سالنهای زندان، مخصوص جرائمی غیر از موادمخدر است، امااکثر کسانی که در آن سالنها حضور دارند، بهنوعی از یکی از مواد مخدر استفاده میکنند. بسیاری قبلاً معتاد بودند و بسیاری دیگر، در زندان معتاد میشوند. فشار حبس، دوری از خانواده، تنشهائی که بهطور مداوم از بیرون بر زندانیان وارد میشود. فشارها و برخوردهای ناهنجاری که زندانیان بهیکدیگر واردمیآورند، بیماریها، مشکلات جسمی و روانی و بسیاری از ناهنجاریهای دیگر، گرایش به اعتیاد در زندان را جذاب و تقریباً همهگیر نموده است. مورفین، تریاک، کوکائین، بنگ، ماریجوآنا، قرص LSD و هروئین از مخدرهائی هستند که بهراحتی دراختیار زندانیان قرارمیگیرد.
مهندس جوانی بهنام خسرو که از کارمندان دولت بود و به جرم مالی که او اعتقاد داشت، جرمش سیاسی بوده است، نزدیک به یکسال دوران محکومیت خود را در اوین میگذراند. ولی آلوده به موادمخدر شده و مشکلات عدیدهای با همسر و خانوادهاش پیدا کرده است. روزیکه برای تعیین سرنوشت خود از زندان به دادگاه رفته بود، پس از مراجعت اظهار میکند که زندگی خارج از زندان واقعاً برایش مشکل است! و تمایل زیادی برای مرخص شدن از زندان را نشان نمیدهد. میگویند که یکی از گرانترین مادة مخدر، مورفین است که هر سه میلی گرم آنرا به قیمت پانزده هزار تومان خریدوفروش میکنند. هر بست تریاک پنج هزارتومان و هربار مصرف کوکائین که شاید به اندازة سریک چوب کبریت باشد، بیست هزار تومان هزینه دارد. هر عدد قرص LSD هشت هزار تومان قیمت دارد و هروئین که ارزانترین مخدر زندان است، برای هرمصرف هزاروپانصد تومان هزینه دربردارد (قیمتهای سال ۱۳۸۰).
اعتیاد هر یک از این افراد درواقع نشانگر یکی از انواع ناهنجاریهائی است که امروزه درسراسر جامعة ایران پراکنده است. البته اعتیاد در زندان بهمراتب شدیدتر است. محمود جوان بیست و چهارسالهای که دانشجوی یکی از دانشگاههای دولتی است و دستی هم بر قلم دارد، نانآور مادر و سه خواهرش میباشد. او بهعلت بیکاری، شاهد گرسنگی هرشب خانوادهاش بود. یک شب وقتی با ضعف مفرط ناشی از گرسنگی خانوادهاش مواجه میشود، تصمیم میگیرد که موتور همسایه را بدوزد و با فروش آن برای مادر و خواهرانش غذائی تدارک ببیند. همسایة دیگر محمود، با مشاهدة صحنة سرقت، پلیس را درجریان میگذارد و وی روانة زندان میشود. اکنون محمود با خریدوفروش موادمخدر در زندان، ضمن آنکه خود نیز معتاد شده است، همچنان نانآور خانوادهاش است. بدیهی است که وی هیچگاه نمیتواند درآمدی بهراحتی درآمد زندان داشته باشد، ضمن آنکه فعلاً خانوادهاش هم در رفاه هستند. زمانی هم که به ((اجبار)) از زندان آزاد شود، به علت اعتیاد و آشنائی کامل با فوت و فن این حرفه و افرادیکه به توزیع موادمخدر مبادرت میورزند، یکی از فعالان موادمخدر در جامعه خواهد شد.
نمونههائی از این قبیل بسیار است. در قرنطینه و تمامی سالنهای زندان، اکثر زندانیها تقریباً آزادانه به استعمال موادمخدر مشغول هستند. در بسیاری از اطاقهای سالنهائی که اصلاً اختصاص به معتادین ندارد، علناً شب تا صبح مواد مخدر مصرف میکنند. ((ساقی)) واژهای است که در زندان برای افرادی خاص بهکار برده میشود. افرادیکه ابزار، مکان و مواد مورد استفادة مصرف کنندگان را فراهم میسازند و با آنها ((همپیاله)) میشوند. منوچهر که به علت نپرداختن دیه به زندان افتاده است، ادعا میکند که با گذشت هفت سال حبس در زندان، هنوز توانائی پرداخت دیه را به ۳ نفر از بازماندگان تصادفی که وی به هنگام مستی درحالیکه رانندگی تریلی را بهعهده داشت، ندارد. او در زندان یک ساقی تمام عیار است. میگویند که وی روزانه بیش از ۱۰ هزارتومان خرج مصرف موادمخدر میکند، ضمن آنکه از دیگران هم بهره میبرد! ساقیها با ترفندهای فریبنده، جوانان فراوانی را به سوی موادمخدر سوق میدهند که شاید هیچکدام از آنها حتی تصور معتادشدن را هم نمیکردند. اعتیاد از آثار بارز زندان است.
گفته میشود که مصرف مواد مخدر طی چند سال اخیر میان جوانان، بهشدت افزایش پیدا کرده است. جوانانی که قرار است از آیندهسازان این مرز و بوم باشند. واقعاً دلیل گرایش جوانان به مواد مخدر چیست؟ و با توجه به توضیحات مختصر و غمناک فوق، آیا هنوز مسئولین فکر میکنند زندان راهحل هدایت جوانان است؟
همیشه سبز و آفتابی باشید!