تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - آزادی قلم، انرژی هسته‏ای و آیندة ایران

 

پیام شمارة ۲۶۳

 

یاران همراه!

 

۱- "آزادی قلم" را به تحقیق می‏توان یکی از شاخص‏های مهم توسعه‏یافتگی کشورها محسوب داشت و اگر پیشرفت و تعالی در صحنه‏های مختلف پدیدار شود، مرهون آنست. اگر قلم در بند گرفتار آید، نظام کنترلی بر جامعه مستولی خواهد شد و نظام فکری و تصمیم‏گیری در بند تفکر عده‏ای خاص قرار می‏گیرد که امکان خطا در آن بسیار است. خطای تصمیم‏گیری در ابعاد سیاسی- اقتصادی- فرهنگی و اجتماعی مجریان که فرصت مطالعة بیرونی رفتارشان را ندارند، توسط آزادی قلم می‏تواند تصحیح شود و راه صواب را نشان دهد. چنین است که آزادی قلم، سره را از ناسره جدا می‏کند و حتی قادر به تصحیح انحراف قلم‏هایی است که در راه ناصواب به‏کار رفته‏اند. تجربة کشورهای موفق نشان می‏دهد که درجة آزادی قلم رابطة مثبت و معنی‏داری با درجة توسعه یافتگی و میزان مشارکت و حضور آن‏ها در صحنه‏های جهانی دارد. درمقابل، کشورهایی که از قافلة توسعة جهانی عقب مانده‏اند، از دیرباز قلم را در بند نگاه داشته‏اند و با اصحاب قلم جفای بسیار کرده‏اند. مصادیق فراونند؛ "دشتی" نویسندة کتاب "پنجاه و پنج" که ظاهراً از مدافعان رژیم رضا شاه بود، اما حکایت‏های تلخی از خشونت و رفتار حکومت پهلوی اول را در مقابل مطبوعات افشا می‏کند. درجائی می‏نویسد: ((روزنامة ستارة ایران در صفحة چهارم خود ستونی داشت زیر عنوان لطایف و ظرایف که "تقی بینش" آن‏را می‏نوشت و جنبة فکاهی داشت. در یکی از این تکه‏ها، لطیفه‏ای بود که ایل زعفرانلو را مسخره کرده بود. (ایل زعفرانلو در سرکوبی "کلنل محمدتقی‏خان"، قوای دولتی را کمک می‏کرد) وزیر جنگ از این شوخی بیجا چنان برآشفت که دستور داد مدیر روزنامه را جلب و روزنامه را توقیف کنند. مأمورین نظامی به ادارة ستارة ایران که در جنوب خیابان سعدی فعلی واقع بود، آمدند، مدیر آن‏را به قزاقخانه بردند و اعضاء روزنامه را بیرون ریختند و در اداره را قفل کردند و صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه را به میدان مشق بردند و به امر وزیر جنگ، او را شلاق زدند و سپس در یکی از اطاق‏های آن‏جا به زندانش افکندند. توقیف روزنامه بدین شکل خشونت‏آمیز و شلاق‏زدن مدیر آن، بی‏سابقه بود. متعاقب این قضیه، چند روزنامه‏نویس دیگر زبان به اعتراض گشوده و انتقاداتی کرده بودند یا به حضرت عبدالعظیم رفته متحصن شدند. حتی "فرخی" پس از نشر یک رباعی که مصراع آخرش می‏گفت: اینست حکومت شتر-گاو- پلنگ، به سفارت روس پناهنده شد و مدیر روزنامة "ایران آزاد" یعنی "ضیاء‏الواعظین" به سمنان تبعید شد.)) چنین بود که حکومت‏های پهلوی هرگز نتوانستند معضلات کشور را درک کنند، چون قلم در اسارت بود و نمی‏توانست حقایق را آشکار سازد و از انحراف‏ها جلوگیری کند و شاید اگر در اسارت نبود، اوضاع مملکت اصلاح می‏شد و هزینه سرنگونی را ملت نمی‏پرداخت.

۲- در شرایط امروزی نیز، تنها آزادی قلم می‏تواند مسیر صحیح را نشان دهد و از آن‏دسته خطرهای احتمالی که کشور را هدف گرفته‏اند، پیشگیری کند. مصادیق در ابعاد اقتصادی- سیاسی- اجتماعی و فرهنگی بسیارند که یکی از آن‏ها را در این مقال، نشانه می‏گیریم. درحالی‏که رایزنی‏های فراوانی میان کشورهای اروپایی، آمریکا و دو کشور چین و روسیه بر سر رسیدن به اجماعی کلی برای تحریم‏های همه جانبة ایران در جریان است و البته نگرانی‏های فراوانی را برای دلسوزان ایجاد کرده، اما رفتار متناقضی در دایرة سیاسی- اجتماعی کشور مشاهده می‏شود که شرایط موجود را برای طراحان سیاست تعامل مسالمت‏آمیز و پرهیز از تنش و درگیری، پیچیده‏تر کرده و سبب شگفتی شده است. به‏نظر می‏رسد که مقصد محافظه‏كاران یا نئوکان‏های جديد در آمريكا و تندروهای داخلی در ایران درنهایت به‏یک‏جا ختم شود و آن، اعمال هزینه‏های فراوان بر پیکر نحیف کشور است. به‏طور قطع هوشیاری رهبران نظام می‏تواند جلوی بسیاری از انحراف‏ها و منحرفین را بگیرد. به‏یاد دارم کمتر از یک‏ماه از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نگذاشته بود که شاهد بودم تعدادی از فعالین حزب تودة خارج کشور، به پخش اعلامیه‏های امام خمینی (ره) و حمایت از انقلاب اسلامی پرداخته‏اند. با تعجب از آن‏ها پرسیدم: شما که مخالف اسلام و نهضت‏های اسلامی بودید، پس این ترفند جدید از چه بابت است؟ آن‏ها به‏کلی حاشا کردند و طوری جواب دادند که اگر نفر سومی می‏بود و سخنان ما را می‏شنید، اما هیچ‏کدام را نمی‏شناخت، می‏پنداشت این گروه از تئوریسین‏های ناب و صادق انقلاب اسلامی در ایران‏اند! اجازه ندهیم چنین شکی در اذهان ایجاد شود. حال، بدون درنظرگرفتن آن‏چه که در پروندة هسته‏ای ایران می‏گذرد و نوع واکنشی که مسئولین ایرانی به آن داده‏اند، باید پرسید در زمانی‏که آمریکا به پیاده‏کردن نیروی نظامی در خلیج فارس مبادرت ورزیده و قصد دارد با شركت كشورهای انگلیس، فرانسه، استرالیا، بحرين، كويت، قطر و امارات رزمايش مشترکی را در آب‏های خلیج فارس انجام دهد و در شرایطی‏که قطعنامه مشترک کشورهای ۱+۵ درحال آماده شدن براساس فصل هفت منشور سازمان ملل است و معيارهای ضروری را تحت بند ۴۱ اين منشور اتخاذ می‏‌كند تا امکان حملة نظامی به ایران را فراهم آورد، چرا به‏یکباره ایران خبر از راه‏اندازی آبشار سانتریفیوژ جدید در تأسیسات هسته‏ای نطنز برای تحصیل اورانیوم غنی‏شده می‏دهد که باعث شود بهانة لازم را به آمریکا و انگلیس برای تسریع در تصویب قطعنامه علیه ایران بدهد؟ آیا کدام عقل سیاسی سلیم، پذیرای چنین ترفندهای سیاسی‏ای است که صدالبته، چنین رفتارهایی تنها محدود به این مورد نبوده و طی دوره‏های گذشته نیز، تصمیم‏گیرهایی از این دست، به‏کرات تعجب بسیاری از اهل ذوق را برانگیخته است. شاید مسئولین می‏پندارند که چین یا روسیه با قطعنامة پیشنهادی مخالفت خواهند کرد، اما آن‏ها بدانند چین و روسیه زمانی‏که مفاد قطعنامه علیه ایران را در راستای منافع ملی خود ببینند، قطعاً آن‏را خواهند پذیرفت و ایران را تنها می‏گذارند، چراکه این‏دو کشور درحال بازی با وضعیت به‏وجودآمده هستند تا بیشترین منفعت را نصیب خود کنند. باید پرسید اگر آن‏ها مخالف تحریم ایران و ادامة گفتگو هستند، پس چرا قطعنامه ۱۶۹۶ را امضاء کرده‏اند؟ رهبران نظام باید مراقب باشند، چراکه درصورت اعمال تحریم؛ آمریکا و انگلیس از تحریم‏های جزیی شروع می‏کنند تا توافق دیگر اعضای ۱+۵، برای تحریم‏های کلی فراهم شود. بنابراین می‏توان انتظار داشت که گام اول تحریم‏ها اقتصادی نبوده، بلکه سیاسی‏اند که شامل ممنوعیت خروج برخی از مقام‏های کشوری و لشکری می‏شود. متعاقب آن، پول‏ها و دارایی‏های ایران در خارج بلوکه می‏شود و شرکای خارجی ایران که متحمل خسارت سرمایه‏گذاری در ایران شده‏اند، نسبت به برداشت از حساب‏های ایران اقدام می‏کنند و درنهایت، تحریم شامل واردات و صادرات کلی کشور خواهد شد.

۳- نباید اجازه داد که اعمال محدودیت‏هایی که به‏تازگی برای برخی از روزنامه‏ها و توقیف آن‏ها ایجاد شده، سبب پنهان‏ماندن حقایق شود. متأسفانه تحدید آزادی قلم در شرایط کنونی، ضمن آن‏که چهرة حقوق بشری ایران را نزد مجامع بین‏المللی خدشه‏دار کرده است، بلکه بر اساس گفته‏ها و نوشته‏های کسانی‏که از کار مطبوعاتی بیکار شده‏اند، نفرت و کینة آن‏ها را به نظام فزونی بخشیده است. یکی از آن‏ها پس از بیکاری در وبلاگش می‏نویسد: ((نسبت من و امثال من با اين قوم حاكم، از مرحلة "نفرت" هم گذشته و به مرحله بی‏‌تفاوتی رسيده است.)) شاید این نکتة اخیر برای برخی آن‏چنان مهم نباشد، اما به‏طور قطع باید دانست که هزینه‏های تجمیع چنین مخالفت‏ها و کینه‏هایی که در دل موافقین دیروز نظام به‏وجود آمده‏اند، بالاخره گریبانگیر آیندة نظام خواهد شد. متأسفانه در سال‏های اخیر، شرایط حقوق بشر و احترام به آزادی‏های اجتماعی افراد در ایران، وضعیت مطلوبی نداشته و آمارهای بین‏المللی، جملگی از وضعیت نابسامان آن گزارش می‏دهند. در تازه‏ترین گزارشی که  "سازمان خبرنگاران بدون مرز" از وضعيت روزنامه‏نگاران و سازمان‏های غیردولتی ارایه کرده، ایران را در آخرین رتبة کشورهای جهان یعتی در رتبة ١٦٢ در آزادی مطبوعات قرار می‏دهد. درحالی‏که حتی کشورهایی از قبیل عربستان سعودی (رتبة ١٦١) و سوريه (رتبة ١٥٣) از ایران جلوترند! از این‏که شنیده می‏شود رسانه‏ها درنهایت باید به‏مثابة ابزار حکومتی عمل کنند و نیات و اهداف دولت را منعکس کرده و برای حفظ بقاء، مجبورند رویة خودسانسوری پیشه کنند، جای تأسف فراوان دارد، چراکه نگرانی از آن‏جهت است که این امر عاقبت، به اضمحلال نظام بیانجامد اگر کسانی نباشند که ناگفته‏ها را بگویند و مردان حکومت را نسبت به اشتباهاتشان واقف کنند، همان خواهد شد که نظام‏های سرنگون‏شدة پیشین تجربه کردند، اما زمانی اشتباهشان را فهمیدند که دیگر دیر شده بود. اجازة تکرار تاریخ را هرگز ندهیم.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS