پیام شمارة 260 یاران همراه!
۱- بررسی اختلاف نگرش میان دو نحلة فکری موجود داخلی بر سر پروندة هستهای ایران نه از آنجهت که یکی مسلمانتر یا ایرانیتر از دیگری است، بلکه از آنجهت که عاقبت هر نگرش به کجا میرسد و چه فایده یا هزینهای را بر منافع ملی ایران وارد میکند، از اهمیت برخوردار میشود. هرچند این یادداشت کوتاه قصد مقایسة این دو نحلة فکری را ندارد، اما شاید رگههایی از جانبداری از نحلة فکری اصلاح طلب واقعگرا را تداعی کند و عاقبت سوء آنچه را که در آینده ممکن است مترتب منافع ملی کشور شود، بهسوی نحلة فکری تندرو نشانه میگیرد که مشتاقانه و بیصبرانه به طرفهای مذاکرهکننده با ایران پیام میفرستد که "ماشه را بچکانید". تهدید دوباره وزرای خارجه اتحادیه اروپا در آخرین نشست خود در لوکزامبورک که پروندة هستهای ایران را به شورای امنیت ارجاع خواهند داد و تحریمهایی را علیه ایران اعمال خواهند کرد، نباید به شوخی گرفت یا بیتفاوت از کنارش عبور کرد، چراکه دربرگیرندة هزینهای است که توان کشور درحال حاضر آنرا برنمیتابد. از طرفی دیگر، خوشبینی و امیدواری خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیة اروپا را که هنوز امیدوار است ایران را متقاعد به تعلیق غنیسازی کند تا یکبار دیگر مذاکرات هستهای ازسرگرفته شود، نباید بدون انعطاف از سرگذراند که اتخاذ تدابیر واقعبینانه میتواند بیانگر کیاست و درایت خطوط سیاست خارجی ایران باشد. نحلة فکری واقعگرا معتقد است که مدیریت پروندة هستهای توسط دولت جدید در یکسال گذشته، مطابق با منافع ملی نبوده است، درحالیکه مخالفین این تفکر به ستایش و تشویق ادامة روند موجود پرداخته و درحالیکه معتقدند کشورهای تحریمکننده، از تحریم ایران زیان بیشتری متحمل خواهند شد، به مقایسة ضمنی یا صریح ایران با کرة شمالی مبادرت ورزیده و دستآوردهای این کشور را مدنظر و مطالعه قرار میدهند. مقایسهای که از هرلحاظ کاملاً نگرانکننده است و آیندة تیرهای را به تصویر میکشاند. شاید این دسته از افراد وضعیت کرة شمالی را نمیدانند و از مصائبی که بر مردم این کشور وارد میشود، آگاه نیستند.
۲- براساس آمارهای منتشرة برنامة جهانی غذا (WFP)، درحال حاضر کرة شمالی بهسختی میتواند غذای مورد نیاز مردم خود را تأمین کند که باعث بروز سوءتغذیة شدید، قحطی و گرسنگی منجر به فوت و جراحات فراوانی در اکثر مردم این کشور شده است. آمار و مشاهدات جهانی خاطرنشان میکنند که کمبود شدید سوخت برای آن دسته از محدود صنایعی که حتی در مقیاسی بسیار پایین بهفعالیت مشغول هستند، از معضلات اقتصادی این کشور است. درحالیکه کرة شمالی درمقایسه با کرة جنوبی از منابع طبیعی فراوانتری برخوردار است، اما توان اقتصادی آن از سطح نازلی برخوردار بوده و با مشکلات عدیدهای در تمامی بخشهای اقتصادی ازجمله کشاورزی، صنعت، تجارت خارجی و.... از دهة ۱۹۹۰ تا کنون، دست و پنجه نرم میکند. درحالیکه اکثر مردم این کشور در شهرها زندگی و در کارخانهها کار میکنند، اما بخش کشاورزی بیش از ۳۰ درصد از تولیدناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است، هرچند کارایی در این بخش هم در سطح بسیار نازلی قرار دارد. عمده محصولات تولیدی این بخش شامل: برنج، ذرت، دانههای سویا، حبوبات، تخممرغ و دامداری است، بااین وجود، اگر کمکهای WFP نباشد، گرسنگی تمامی مردم این کشور را ازپا درمیآورد. برای مثال، در سال ۲۰۰۴، بیش از ۴۸۴ هزار تن کمکهای غذایی به این کشور ارسال شد. متأسفانه درحالیکه آمار قابل اطمینانی از وضعیت اقتصادی- اجتماعی کرة شمالی در دست نیست، آندسته از آماری هم که از طرف این کشور گزارش میشود، اصلاً قابل اطمینان نیستند. فیالمثل هیچ آماری در خصوص نرخ بیکاری و بودجه در دست نیست. تولیدات صنعتی که حدود ۸/۳۳ درصد از تولیدناخالص داخلی را دربرمیگیرد، شامل، محصولات نظامی، ماشینهای ساختمانی، نیروی الکتریسته، محصولات شیمیایی، نساجی و صنایع غذایی است که با کارایی بسیار پایین توسط دولت اداره و کنترل میشود. کره شمالی با بیش از ۱۲ میلیارد دلار بدهی خارجی، فقط سالانه یک میلیارد دلار صادرات، اما ۲ میلیارد دلار واردات از کشورهای چین، تایلند، ژاپن، آلمان، کرة جنوبی، ویتنام و کوبا دارد. کسری خارجی درحال افزایش، نیاز این کشور را به کمکهای خارجی کشورهایی چون، ژاپن، کرة جنوبی و اتحادیة اروپا بیشتر کرده است. بهطورکلی میتوان گفت که تمامی مشاهدات آماری نمایانگر پائینبودن بسیار پایین کارایی در اقتصاد کرة شمالی است و وضعیت نابسامان این کشور ناشی از ایدئولوژی کنترلی، انجام فعالیتهائی که به قطع ارتباط با جهان خارج منجر شده و درنهایت، اصرار بر تولید سلاحهای هستهای ارزیابی شده است. تمامی کارشناسان اقتصادی اذعان دارند که تحریم اقتصادی این کشور که بهدنبال آزمایش هستهای صورت گرفت، وضعیت اجتماعی- اقتصادی مردم را بهمراتب وخیمتر خواهد کرد. با این وجود "کیم جونگ ایل" رهبر منزوی کرة شمالی هنوز بر عقاید خویش پافشاری میکند و با شعارهای عوامپسند و تندرو، درهای رشد و توسعه را بر کشور خود بسته است.
۳- شاخصهای توسعة انسانی و اقتصادی که در ایران طی سالیان گذشته درحال بهبود نسبی بودند، از یکسال گذشته با افت شدیدی روبهرو شدهاند که مشاهدات آماری بیانگر چنین ادعائی است. برای مثال به گزارش سازمان تجارت و توسعه ملل متحد (آنکتاد)، از مجموع سرمایه گذاری خارجی انجام شده در سطح جهان، سهم ایران که در سال ۲۰۰۳، حدود ۴۸۲ میلیون دلار بود، به ۳۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۵ سقوط کرده است؛ یعنی در سال گذشته که دولت جدید مدیریت اقتصادی را عهدهدار شد، سهم ایران به کمتر از یک ده هزارم از مجموع کل سرمایهگذاری خارجی در جهان رسید. گزارش مزبور خاطرنشان میکند که ایران در گروه چهارده کشور آسیای غربیای قرار گرفته که در سال ۲۰۰۵ حدود ۳۴ میلیارد و پانصد میلیون دلار سرمایه خارجی جذب کرده، اما در ردیف ماقبل آخر، یعنی قبل از یمن قرار گرفته است. درحالیکه کشورهای همسایة ایران در این گروه، ازجمله امارات متحده عربی با ۱۲ میلیارد دلار و ترکیه با ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار سرمایه مستقیم خارجی، گوی سبقت را ربودند. هرچند وضعیت اقتصادی- اجتماعی ایران با کرة شمالی اصلاً قابل مقایسه نیست، اما روند نزول شاخصها در دو کشور، یک سو را نشانه گرفتهاند. آیا ایران میخواهد از همان مسیر باطلشدهای که کرة شمالی از دهة ۱۹۹۰ تا کنون اختیار کرده و از آن گذر کرده است، عبور کند و درنهایت از همان دستآوردها بهرهمند شود؟ آیا بهراستی تحمیل چنین هزینههایی را درنهایت چه کسانی پاسخگو خواهند بود؟
همیشه سبز و آفتابی باشید.
