تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - چرا دانشگاه‏های ایران میان پانصد دانشگاه برتر دنیا، جایگاهی ندارند؟

 

  پیام شمارة ۲۵۵

یاران همراه!

برخی از مطبوعات معتبر جهانی در روزهای گذشته به انتشار لیستی از پانصد دانشگاه برتر دنیا مبادرت ورزیدند که طبق معمول، بسیاری از دانشگاه‏های آمریکائی گوی سبقت را از سایر رقبای خود ربودند ولی اثری از هیچ‏کدام از دانشگاه‏های ایرانی در میان آن‏ها نبود. 

اینجا کلیک کنید

 ده دانشگاه برتر دنیا به‏ترتیب عبارتند از: ۱- دانشگاه هاروارد (آمریکا)، ۲- دانشگاه کمبریج (انگلستان)، ۳- دانشگاه استانفورد (آمریکا)، ۴- دانشگاه برکلی (آمریکا)، ۵- انستیتو تکنولوژی ماساچوست MIT (آمریکا)، ۶- انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا (آمریکا)، ۷- دانشگاه کلمبیا (آمریکا)، ۸- دانشگاه پرینستون (آمریکا)، ۹- دانشگاه شیکاگو (آمریکا) و ۱۰- دانشگاه آکسفورد (انگلستان). در میان صد دانشگاه برتر دنیا، کشور ژاپن با دراختیارداشتن ۵ دانشگاه میان کشورهای آسیائی، رتبة نخست را کسب کرد ولی سایر کشورهای آسیائی از جایگاهی برخوردار نبودند. نگاهی اجمالی به لیست برترین‏ها نشان می‏دهد که سنگاپور در میان رتبه‏‏های ۱۰۰ الی ۱۵۰، کشورهای تایوان، کرة جنوبی و چین درمیان رتبه‏‏های ۱۵۱ الی ۲۰۰، کشورهای هنگ‏کنگ، کرة جنوبی و چین درمیان رتبه‏‏های ۲۰۱ الی ۳۰۰، کشورهای هنگ‏کنگ، چین، هند، ژاپن، کرة جنوبی و تایوان درمیان رتبه‏‏های ۳۰۱ الی ۴۰۰ و بالاخره، دانشگاه‏های مصر، کرة جنوبی، هند، چین، ژاپن، کرة جنوبی و تایوان درمیان رتبه‏‏های ۴۰۱ الی ۵۰۰ دانشگاه‏های برتر دنیا قرار دارند، درحالی‏که متأسفانه نامی از هیچ‏کدام از دانشگاه‏های ایران در لیست مزبور به‏چشم نمی‏خورد. چرا؟

در دیداری که اواخر هفتة گذشته، تعدادی از اعضای علمی دانشگاه‏ها با آیت‏الله سیدعلی خامنه‏ای داشتند، آن‏ها به موضوعاتی اشاره کردند که خلاصه‏ای از مهم‏ترین نکات مطرح‏شده، به‏قرار زیراند:

- -ضرورت سرمايه‌گذاری مادی ومعنوی در رشته‏های علوم انسانی و اجتماعی وتوجه بيشتر به آن‏ها در دانشگاه‏ها به‏عنوان مبنای رشد و توسعة علوم ديگر؛

-- توجه كافی به زيرساخت‏های علمی و پژوهشی و تهية نقشه جامع علمی كشور؛

-- ضرورت تبديل پژوهش به گفتمان جاری درمراكز علمی؛ 

-- توجه عملی قوای سه‏گانه و برنامه‏ريزان و مجريان به آرمان‏های علمی ملی، مانند: توليد علم، نهضت نرم‏افزاری و نظريه‏پردازی در علوم پايه؛

-- مديريت صحيح ظرفيت‏ها و استعدادهای متراكم موجود در كشور برای ايجاد زمينه جهش علمی؛

-- ضرورت عمق‏يافتن حركت علمی كشور به‏موازات افزايش شتاب كمی؛

-- تدوين برنامه راهبردی مراكز مختلف علمی درچارچوب سند چشم‏انداز برنامة ۲۰ساله؛

-- ارتباط قوی‏‌تر دانشگاه‏ها و مراكز تحقيقاتی با دستگاه‏ها و مراكز اجرايی برای كاهش فاصلة علم و اجرا؛

-- سرمايه‌گذاری ويژه درعرصه فناوری‏‏های نوين؛

-- ضرورت تعامل "متخصصان علمی، دينی و حقوقی" برای حل برخی مسايل موجود در زمينه‌های خاص پزشكی؛

-- شكوفايی استعدادهای جوان در طرح‏های بديع علمی مانند سلول‏های بنيادی، درمان ضايعات نخاعی و شبيه‌سازی حيوانی؛

-- ضرورت ارتباط كامل مراكز پژوهشی و علمی با يكديگر برای پرهيز از موازی‏‏كاری؛

-- برنامه‌ريزی برای ارتقای كيفی دانشگاه‏های كشور و دستيابی آن‏ها به سطوح اول دانشگاهی جهان؛

-- تفويض اختيارات لازم به دانشگاه‏ها برای جذب همة استعدادها و نخبگان؛

-- ضرورت توجه بيشتر به دانشگاه پيام نور؛

-- حمايت مادی و معنوی از پارك‏های علم و فناوری؛

-- مديريت صحيح برای ايجاد فضای پرنشاط علمی در مراكز دانشگاهی و تحقيقاتی؛

-- پرهيز از معيارهای غيرعلمی و شخصی در انتخاب مديران و تقسيم بودجه و امكانات؛

-- توجه كافی به علوم پايه و تقويت گروه‏های زبان و ادبيات فارسی در دانشگاه‏های داخل و خارج از كشور.

به‏نظر می‏رسد درحالی‏که نکات فوق هرکدام می‏توانند در تعمیق و گسترش کیفیت علوم دانشگاهی مفید باشند، اما کافی نیستند. در همین رابطه، مواردی که آيت‏الله خامنه‌ای در این دیدار بر آن‏ها تأکید داشتند، می‏توانند در "شكستن مرزهای كنونی علم  و رسيدن به جايگاه اول علمی جهان در ۵۰ سال آينده"، "آرمانی تحقق‏يافتنی" به‏حساب آیند. این موارد عبارتند از: "باور به توانايی ملی و استعداد ايرانی"، "برنامه‏ريزی برای استفاده صحيح از امكانات و استعدادهای طبيعي كشور" ...... "شجاعت علمی"، "نوآوری"، "اعتماد به‏نفس شخصی و ملی"، "پركاری" و "پرهيز از نگاه تقليدی به پيشرفت‏های علمی غرب". به‏طور یقین اگر موارد فوق سرلوحة فعالیت‏های علمی در مراکز آکادمیک قرار گیرند، می‏توانند نویدبخش قرارگرفتن ایران میان کشورهای صاحب علم و فن‏آوری باشد، اما متأسفانه باید گفت که فضای حاکم بر دانشگاه‏های ایران، ویژگی‏های فوق برای اساتید و فعالیت‏های علمی‏اشان را برنمی‏تابد و همان "نگاه تقلیدی به پیشرفت‏های علمی غرب" که در بیانات مورد تقبیح قرار گرفت، حاکم است. برای توضیح بیشتر پیرامون ادعای فوق، به نقل خاطره‏ای که به‏دفعات خود و احیاناً سایر همکاران دانشگاهی با آن مواجه بوده‏اند، بسنده می‏کنم. اخیراً کتابی را تحت عنوان: "خصوصی‏سازی" به زیر چاپ بردم. این کتاب قریب "سه سال" در معرض داوری قرار داشت که عمده اشکالاتی که بر نسخة اولیه وارد شده بود، مخالفت با اظهارنظرهای شخصی و بیان مشاهدات و تجربیاتی بود که طی سالیان متمادی در صحنه‏های اجرائی شاهد آن‏ها بودم و در لابلای کتاب سعی می‏کردم تا از آن تجربیات، مدل مناسبی را برای اقتصاد ایران تبیین کنم. داوران توصیه می‏کردند که چنین تجربیاتی، از "مبنای علمی مرسوم" برخوردار نیستند و تا زمانی‏که به حذف تمامی آن‏ها و جایگزین کردنشان با "نظریه‏های مرسوم" مبادرت نورزیدم، کتاب مجوز چاپ پیدا نکرد! همین اتفاق را در نگارش برخی از مقالاتی که می‏خواستم در مجلات علمی- پژوهشی داخلی به‏چاپ برسانم، شاهد بودم، بدین‏صورت داوران مقاله‏هایم که آن‏ها نیز از اساتید دانشگاهی هستند، از بیان تجربه‏ها و مشاهده‏های شخصی یک "استاد دانشگاه" در نوشته‏های علمی (که قریب بیست سال در دانشگاه‏های معتبر دنیا به تدریس و پژوهش مشغول بوده و در محیط‏های اجرائی تجربیات فراوانی کسب کرده است و هر کلامش می‏تواند بیان نظریه‏ای علمی باشد)، خشنود نبودند و بنابراین کتاب‏ها و مقاله‏هائی امکان چاپ پیدا می‏کنند که، "تکراری" از نظریه‏های مرسوم و حداکثر تخمینی از همان مدل‏ها باشند. بدین‏سان، تجربة شخصی‏ام اذعان می‏دارد که در محیط‏های دانشگاهی، استاد دانشگاه نمی‏تواند اصرار بر "باور به توانايی ملی و استعداد ايرانی"، "شجاعت علمی"، "اعتماد به‏نفس شخصی و ملی" و "نوآوری" کند، بالعکس مجبور است که برای ارائة پژوهش‏ها و تلاش‏های علمی‏اش، "نگاهی تقلیدی به پیشرفت‏های علمی غرب" داشته باشد تا بلکه بتواند در محیط‏های دانشگاهی ایران موفق باشد. این درحالی است که اکثر نظریه‏پردازی‏ها و پیشرفت‏های علمی در غرب، حاصل تجربیات و مشاهدات اساتید دانشگاهی همان کشورهاست که بعدها به‏صورت نظریه‏های علمی در کتاب‏های دانشگاهی منعکس شده‏اند. حال چرا اساتید ایرانی بالخصوص در حوزه‏های علوم انسانی و اجتماعی کمتر می‏توانند بر مشاهدات و تجربیات خود تکیه کنند، همان سؤالی است که شاید جواب آن در فقدان حضور دانشگاه‏های ایرانی میان دانشگاه‏های برتر دنیا، نهفته باشد.

همیشه سبز و آفتابی باشید.

  


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS