تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - کلید قفل تمامی معضلات اجتماعی در قرآن است.

 

  پیام شمارة ۱۴۹

 

یاران همراه!

 

چند روز پیش از قول رئیس سازمان زندان‏ها آمده بود که از اول انقلاب تا کنون، تعداد زندانیان کشور ده برابر افزایش پیدا کرد، درحالی‏که جمعیت کشور طی همین دوران، تنها دو برابر شده است. من واقعاً نمی‏دانم که ترکیب زندانیان چگونه است، چند درصد آن‏ها را زندانیان مالی تشکیل می‏دهند، چند درصد را زندانیان سیاسی و چند درصد را سایر جرائم و بزه‏های مختلف؟ امّا این‏را می‏دانم که باید برای شرایط بحرانی جامعه از نقطه‏نظرهای مختلف کاری کرد. که البته بخش اعظمی از آن، شاید به‏عهدة اساتید دانشگاه‏ها باشد. امّا از طرفی دیگر شایعه است که مسئولین وزارت علوم قرار است که در احکام اساتیدی که بعد از سال ۱۳۷۶ به استخدام دانشگاه‏ها درآمده‏اند، بازبینی مجدد کنند و قرارداد بسیاری از آن‏ها را تمدید ننمایند! امیدوارم که این حرف‏ها همه کذب محض باشند و اساتید دانشگاه‏ها با آرامش و امنیت شغلی بتوانند به مسئولیت مقدس خود در سنگر تعلیم و تربیت ادامه دهند. یکی از مسائلی که متأسفانه ذهن جوانان ما را به‏خود مشغول کرده است، ناهنجاری‏های سیاسی – اجتماعی است که گروه‏های سیاسی جامعه می‏خواهند از آن‏ها به‏نفع خود و به ضرر گروه حاکم، بهره‏برداری سیاسی کنند. آیا برای مقابله با ناهنجاری‏های به‏وجودآمده باید چگونه اندیشید و برخورد نمود؟ اساتید و اندیشمندان راه‏حل‏های متفاوتی ارائه می‏دهند. امّا من امروز می‏خواهم با "عینک دل"، موضوع را ببینم.  همیشه به خود می‏گفتم که چقدر خوب بود محصولی که از اندیشة هر گروه، تولید می‏شد برای تحکیم پایه‏ها و ستون‏های ایرانی قدرتمند مورد استفاده قرار می‏گرفت. چقدر خوب بود نظام سیاسی اجازه می‏داد که همة مردم با حفظ عقاید سیاسی و ایدئولوژی مورد قبول خود، در کنار هم و نه در مقابل یکدیگر، برای ساختن ایرانی توانا و آزاد مبارزه کنند. به‏علاوه، چقدر خوب بود که این‏همه گروه‏های سیاسی داخل و خارج از کشور برای ساختن ایرانی توانا و آزاد و سربلند، دست همکاری و عشق به یکدیگر می‏دادند و همه به ایران و ایرانی شاخه گل‏های آزادی هدیه می‏دادند. این روزها می‏بینم که جوانان به‏واسطة مباحث نگران‏کنندة سیاسی، از دین فاصله می‏گیرند، چون فکر می‏کنند که دولت حقوق شهروندی آن‏ها را به‏دلیل آراء متفاوت سیاسی، درنظر نمی‏گیرد. آرزو می‏کردم که چقدر خوب بود که همة مردم صرف‏نظر از آراء و عقاید متفاوتشان در مقابل حکومت دارای حقوق یکسان شهروندی بودند و هیچ کس را به جرم اظهار عقیده زندانی و شکنجه و سربه‏نیست نمی‏کردند و از حقوق اجتماعی و سیاسی محرومشان نمی‏نمودند. چقدر خوب بود که جوانان به واسطة ناهنجاری‏های سیاسی- اجتماعی و فرهنگی، از دین سرخورده نمی‏شدند و بالعکس، برای اصلاح امور، به کتاب آسمانی قرآن، سیرة معصومین و امامان توسل می‏جستند و راه و روش آن‏ها را با تمامی وجود سرمشق خود قرار می‏دادند. چقدر خوب بود که جوانان ما می‏دانستند که کلید آزادی و آزادگی و رفاه و امنیت و آرامش را تنها در شریعت اسلام می‏توانند پیدا کنند و با آن قادر خواهند بود که قفل تمامی مشکلات زندگی را به‏راحتی باز نمایند. چقدر خوب بود که جوانان ما می‏دانستند که ((آزادی)) را تنها می‏توان با قرآن به‏دست آورد و چقدر خوب بود که ((آزادی))، شاه‏کلید حیات و حرکت جامعه می‏شد و تمامی درهای بسته را می‏توانستیم با آن باز نمائیم. چقدر خوب بود که همه می‏توانستند از روی آن شاه‏کلید، برای خود کلیدی اضافی بسازند و به گردن خود آویزان کنند. چقدر خوب بود که هیچکس – نه دولت، نه گروه‏های سیاسی و نه اشخاص- تلاش نمی‏کرد هیچکسی را به زباله‏دان تاریخ بیاندارد و همه تلاش می‏کردند دنیا و تاریخی مملو از مهر و صفا و صمیمت و عشق برای هم بسازند و با عقاید مختلف در کمال آرامش درکنار هم زندگی کنند. چقدر خوب بود که ((عشق به وطن و ملت)) در زمرة مقدسات درمی‏آمد و آن‏کس که عاشق‏تر بود، مقدس‏تر بود. چقدر خوب بود که به‏نام ایدئولوژی و مذهب، هیچ‏کس را تکفیر نمی‏کردند و دین ابزار قدرت و سلطة عده‏ای قرار نمی‏گرفت. چقدر خوب بود که هدف واقعاً وسیله را توجیه نمی‏کرد، حال می‏خواست مذهبی باشد و یا غیر مذهبی. همیشه آرزو می‏کردم که چقدر خوب بود که حرکت استقلال طلبانة ملت ایران نسل سوخته نداشت. جوانان و فرزندان عزیزم! همة این‏ها را از قرآن آموخته‏ام و اگر شما نیز با ((عینک دل)) به قرآن نگاه کنید، کلید قفل تمامی معضلات موجود در جامعه را پیدا خواهید نمود.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید!

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS