پیام شمارة ۲۵۱
یاران همراه!
پیام امروز را ابتدا به نامة محرمانة حضرت امام خمینی(ره) درباره پذیرش قطعنامه ۵۹۸ خطاب به مسئولان لشكري و كشوري، اختصاص میدهم که در اقدامی کمسابقه پس از ۱۸ سال منتشر شد. سپس به بیان ده سئوال مبادرت میورزم که طی تمامی سالهای پس از جنگ، هنوز بیجواب باقی ماندهاند!
بسم الله الرحمن الرحيم
با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلواتالله عليهم اجمعين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ ميباشند، صريحاً اعتراف ميكنند كه ارتش اسلام به اين زوديها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اينكه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نميدانند و با قاطعيت ميگويند كه يك دهم سلاحهايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذاردهاند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نميشود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از دهها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكستهاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندههاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ ميباشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهاي شيميايي و نبود وسائل خنثي كننده آن، اينجانب با آتشبس موافقت مينمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ ۲/۴/۶۷ نگاشته است، اشاره ميشود:
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست ميآوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما داراي ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰ تانك و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپيماي جنگي و ۳۰۰ هليكوپتر ...كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است- داشته باشيم ميتوان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي ميگويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود.
اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر ميرسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب ميگويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست. آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كردهاند، مسئولان جنگ ميگويند تنها سلاحهائي را كه در شكستهاي اخير از دست دادهايم به اندازه تمام بودجهاي است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي ميگويند از آنجا كه مردم فهميدهاند پيروزي سريعي به دست نميآيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است.
شما عزيزان از هر كس بهتر ميدانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج ميكنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول ميكنيم.
خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظهاي با آمريكا و شوروي و تمام قدرتهاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشتكردن به اصول اسلامي خود ميدانيم. خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دوروئي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعهاي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهلها و ابوسفيانهاي زمان خود مواجه شدهاند.
خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچكس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوند از تو ميخواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمائي. گفتم جلسهاي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظف باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا ميگويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل ميشود. شما ميدانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلاميمان چنين تصميمي گرفتهاند خدا را در نظر بگيريد و هرچه اتفاق ميافتد از دوست بدانيد، والسلام علينا و علي عباداللهالصالحين.
روحالله الموسوي الخميني- شنبه ۲۵/تير/۶۷
با توجه به نامة مزبور چند سئوال از میان صدها سئوال بیجواب را قلم میزنم تا شاید جوابهای سادهای برایشان بیابم:
۱- با توجه به وضعیت اقتصادی، توان نظامی و موقعیت سیاسی کشور طی آن دوران، چرا مقامات بلندپایة نظامی- اقتصادی و سیاسی کشور، پس از فتح خرمشهر گزارش توجیهی پایان جنگ تحمیلی را خدمت حضرت امام (ره) تقدیم نکردند، تا از تحمیل خسارتهای بیشتر بر کشور جلوگیری شود؟
۲- چرا "فرماندة سپاه يكي از معدود فرماندههاني" بهشمار میآمد كه "در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ" بود؟ و اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، آیا کسی مسئولیت میپذیرفت یا پاسخگوی انهدام کشور میشد؟
۳- چرا تا قبل از قبول قطعنامة ۵۹۸، بر ادامة جنگ تأکید میشد و چرا امروز همان کسانیکه خواهان ادامة جنگ بودند، ادعا میکنند عامل تأثیرگذار پایان جنگ و متقاعدساختن حضرت امام برای قبول آتشبس بودهاند؟
۴- چرا هنوز برخی آرزوی جنگ دیگری را درسر میپرورانند و آنرا نعمتی بزرگ برای کشور میدانند؟ آیا اصلاً هزینههای مادی جنگ هشت ساله بر کشور را کسی برعهده گرفته است؟ خسارتهای مادی یکطرف، آثار روانیای که جنگ بر روح و روان بسیاری از ایرانیان برجای گذاشته است، آیا تاکنون اندازهگیری، تحلیل و بررسی شده است و تأثیرات مخرب آن بر آیندة کشور مورد مداقه قرار گرفته است؟
۵- آیا در شرایط کنونی؛ توان اقتصادی و نظامی ایران در مقایسه با کشورهای بزرگ، بیشتر از توان اقتصادی- نظامی ایران در مقایسه با عراق در سال قبول آتشبس شده است؟ یعنی همان شرایطی که امام بزرگوار از قول تعدادی از مسئولان نظامي و سياسي جمهوري اسلامي اضافه میکند که آنها: "از اين پس، جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نميدانند و با قاطعيت ميگويند كه يك دهم سلاحهايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذاردهاند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نميشود در جهان تهيه كرد." بهعبارت دیگر، آیا یکدهم سلاحهایی که امروز استکبار شرق و غرب از آن برخوردارند، ایران در اختیار دارد و اگر ندارد با چه قیمتی میتواند تهیه کند؟
۶- آیا منظور حضرت امام (ره) از این عبارت چیست؟ "خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفتهاند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعهاي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهلها و ابوسفيانهاي زمان خود مواجه شدهاند." آیا هنوز رگههائی از تفکر ابوجهلها و ابوسفیانها در جامعه بهچشم میخورد؟ آنها چه کسانی هستند؟ و بهراستی چرا مصلحانی که میخواهند علم و عمل را برای ایجاد جامعهای دور از فساد و تباهی بهکار بندند، باید همیشه قربانی شوند؟
۷- آیا منظور حضرت امام (ره) از "افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي" که "شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند" چه کسانی بودند؟ آیا آن افراد امروز کجاها هستند و چه تصمیماتی را برای کشور و افرادی که مثل آنها فکر نمیکنند، میگیرند؟
۸- چرا باید اتخاذ برخی از سیاستها، کشور را بر لبة تیز جنگ و تحریم قرار داده و بسیاری از مصالح کشور را تحتالشعاع خود قرار دهد؟
۹- وقتی یک تحریم آمریکا علیه یکی از بانکهای کشور، امکان دسترسی به ارز خارجی را در بازارهای بینالمللی برای مسئولان اقتصادی کشور دشوار میسازد و بسیاری از مناسبات برونمرزی را بهم میریزد، بهراستی وقوع جنگی (یا تحریمی) دوباره، چه تأثیراتی برای اقتصاد بیمار ایران بههمراه خواهد داشت؟
۱۰- امروز همة جهانیان تصدیق میکنند که اگر دفاع جانانة دلیرمردان میهن نبود، چهبسا هرتکه از کشور را دشمنان این مرزوبوم به یغما برده بودند و شرایط مصیبتباری بر کشور مستولی میشد. شهدا، جانبازان و دلیرمردان گرانقدر ایران با شهامت وصفناپذیری، طی سالیان متمادی از حریم کشور و تمامیت ارضی پاسداری کردند و اگر امروز مردم با آرامش نسبی روبهرو هستند، هدیهای است که آنها بدون منت و چشمداشت به ما ارزانی داشتند، اما بالاخره آثار مخرب جنگ از ابعاد گوناگون و ازهمه مهمتر، ((اصرار بر ادامة جنگ)) موضوعی است که باید یکبار دیگر مورد پرسش، بررسی و تحلیل قرار گیرد. آیا مسئولان سیاسی- نظامی کشور از آنهمه خسارت، درسی برای آیندة کشور گرفتهاند تا دوباره شرایطی بهوجود نیآید تا کشور درگیر جنگ (یا تحریم) ناخواستة دیگری بشود؟ اگر بههر دلیل، نسل امروز جواب مناسبی دریافت نکند، ممکن است قضاوت صحیحی دربارة آنچه اتفاق افتاد، نداشته باشد که شاید در نحوة دید و عملکردشان نسبت به تصمیمات نظام، تأثیر گذارد. درهرصورت باید دانست که تاریخ بهترین قاضی و سخنگو خواهد بود، همانطور که عملکرد پیشینیان را امروز به قضاوت نشسته است.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
