یکی دیگر از الزامات نظام مردمسالارانه، "تعامل و ارتباطی" شفاف، قابل اعتماد و آرامشبخش میان دولت و ملت است که بنای جامعة مدنی را استوار میکند. برخی از جامعهشناسان و اقتصاددانان اعتقاد دارند که اساس تعامل دولت با مردم در حوزههای مختلف اجتماعی، حقوقی، قضایی و فرهنگی در چگونگی شکلدهی شرايط اقتصادی جامعه نهفته است و مجموعة چنين شرايطی که "جامعة مدنی" را شکل میدهد، توسط "اقتصاد سياسی" قابل بررسی است. با تشکیل جامعة مدنی، دولت ملزم به تأمین شرایط مطلوبی است که در آن ملت بتواند آزادانه، حقوق اجتماعی و مدنی خود را استیفاء کند. بهعبارت دیگر، دولت وظیفة دارد رفاه، آزادی بیان، حقوق و امنیت اجتماعی شهروندان را تأمین و پاسخگو باشد در مقابل کاستیهای احتمالی در پیشگاه مردم، چراکه اعتقاد برایناست، نظام مردمسالارانه محق و مختار میشناسد مردم را در تمشيت امور خود و نظارت بر حكومت، چون حاكميت برخاسته از ارادة عمومی ملت است. بنابراین، عملکرد دولت بر ارادة مردم استوار بوده و حاکمیت در برابر جامعه مسئول است که از این دیدگاه، تعامل و ارتباط میان حاکمیت و مردم مشخص میشود. در عصر کنونی و دنیای مدرن، حاکمیت نهتنها مسئول است در برابر "سلامت اقتصادی" جامعه که آن مؤلفههایی چون اشتغال، دستمزد، مسکن مناسب وویژگیهای اجتماعی مانند حمایت از خانواده، کودکان، فقرا و کهنسالان را دربر دارد، بلکه مسئول و پاسخگوست در مقابل امنیت عمومی، شرایط محیط زیست طبیعی مثل اکوسیستمهای محلی، کیفیت آب و هوا، بازیافت، زمینهای زراعی، فضاهای عمومی، تالابها، همچنین حمل و نقل و زیرساختهای آن چون انواع وسایل رفتوآمد عمومی در محل و تحرک ساکنان؛ بهداشت؛ برقراری شرایطی که مردم بتوانند بهراحتی در جامعه مشارکت سیاسی و اجتماعی داشته باشند، توجه به هنجارهای اخلاقی و مدنی جامعه، برقراری نظام آموزش و پرورش مطلوب، ایجاد اقتصادی سالم در دو بعد داخلی و روابط خارجی، توجه به تفریحات و اوقات فراغت مردم، ایجاد محیط اجتماعی سالم و اعتناء به دغدغههای جامعه برای برخورداری از فرصتهای برابر اجتماعی و خدمات انسانی جهت تشکیل نهاد خانواده و.... دراین رابطه چنانچه شاخص یکی از متغیرهای یادشده، در سطح مطلوب و تعیینشده قرار نگیرد، حاکمیت در مقابل ملت پاسخگوست و مردم در نظامهای مردمسالار، حق استیضاح مسئولان را دارند. اما شواهد تاریخی در ایران نشان میدهند که ارتباط حاکمیت با مردم طی سالهای گذشته، بر پایة اندیشة مردمسالارانه تبیین نشده و نشأت گرفته از تفکر کنترلی بوده است که دولتها همیشه خود را برتر از مردم میدانستند و ملت را رعیت و زیردست بهحساب میآوردند، حتی آندسته از دولتهائی که در شعار، مردم را "ولینعمت" خود معرفی میکردند، درعمل و واقعیت، روزبهروز از مردم و خواستههای آنها فاصله میگرفتند و هرگونه اعتراض یا حرکت مردمی را بهشدیدترین نحو، سرکوب میکردند. مصادیق فراونند که جمعآوری آنها، کتابی قطور میشود. برای مثال، در جریان مخالفت مردم و روحانیون بهرهبری آیتالله میرزای شیرازی با اعطای امتیاز تنباکو به کمپانی انگلیسی رژی (۱۳۰۷ق)، امینالسلطان صدراعظم ناصرالدین شاه به "آقا نجفی" از علمای اصفهان که مسبب حرکت مردمی در اصفهان بود، نامه مینویسد که: "عریضة شما توسط امام جمعه بهدست ما رسید. شما سزاوارید احضار شوید و بهکیفر گستاخی خود برسید. یعنی مثلاً پاهایتان بهفلک بسته شود و حق ایناست که شما را گردن بزنند تا دیگر احدی قادر نباشد در امور دولتی بگوید چرا برای چه؟ ولی این دفعه بهلحاظ احترامی که برای امام جمعه قائلیم، اغماض کردیم بهاین شرط که دست از چنین گستاخیها و مخالفت با اوامر دولت بردارید. اعلیحضرت پادشاه صاحب اختیار اهالی ایران و اموال آنان است و بهتر از هر کسی میداند مصلحت رعایا در چیست. شما ابداً حق چنین مخالفتهائی را ندارید. بدون گستاخی به شغل خودتان بپردازید و ابداً بهاین کارها، کاری نداشته باشید." برخورد سرکوبگرانة دولت وقتی با علما و فرهیختگان جامعه چنین باشد، معلوم است که با مردم عادی چگونه خواهد بود! بهدلیل عدم وجود ارتباطی مردمسالارانه میان حاکمیت و مردم، رهبران سیاسی بهطور معمول، بیگانه بودند نسبت به ناهنجاریهای جامعه و خواستههای مردم و زمانی بر واقعیتها آگاه میشدند که دیگر کار از کار گذشته و شورش تمامی جامعه را فراگرفته بود و سران اگر بهدست مردم کشته و مجازات نمیشدند، با خفت مجبور به ترک وطن و تبعیدی خودساخته در کشورهای بیگانه میشدند و در غربت درمیگذشتند. خوشبختانه، امروزه با توسعة وسایل ارتباط جمعی، سران حکومتی با تأسی از اندیشمندان و روشنفکران که از ابزارهای نوین برای تعامل و ارتباط با مردم و مخاطبان خود بهره میجویند، میتوانند با مردم ارتباطی مستقیم ایجاد کنند و از نظرات جامعه درخصوص موضوعات مختلف آگاه شوند و عکسالعمل مناسب نشان دهند، اگر واقعاً منظور، ایجاد گوشی برای شنیدن باشد و زشت روشنفکرانه نباشد و آنچه مردم بیان میکنند، در زمرة دغدغههای اصلی حاکمیت بهحساب آید. دراین رابطه، جناب آقای دکتر احمدینژاد با ایجاد وبلاگی تحت عنوان: "یادداشتهای شخصی محمود احمدی نژاد" کلید ارتباط مستقیم با مردم را زده است. نخست به ایشان تبریک میگویم و امیدوارم ثمرات مثبت چنین اقدام ارزشمندی نصیب ملت ایران گردد. دوم، این موضوع را خاطرنشان کنم که وبلاگ مشارالیه بهطور معمول و طبیعی، در حد "یادداشتهای شخصی" و مباحث کلامی و فلسفی و بررسی موضوعات مجرد، باقی نخواهد ماند که انتظار ایجاد میکند برای مردم و اهالی جامعه، تا وی بهعنوان بالاترین مقام اجرائی در کشور، از اینطریق پاسخگوی مستقیم دغدغههای آنها شود. همچنین امیدوارم این وبلاگ، مثل وبلاگ آقای سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق، موقت و کمکار نباشد و همانطور که آقای رئیس جمهور قول دادهاند، "حتیالمقدور با توجه به ۱۵ دقيقه وقتی كه در هفته، برای اين مجرای جديد ارتباطیاختصاص خواهم داد، اين پايگاه را هر هفته يك يا دوبار، بهروز كنم."