پیام شمارة ۲۴۱
سید نصرالله!
امروز "لبیک یا حسین" را
عاشقانه تفسیر کردهای
با خون پیشانی کودکان
بر پرچم حزبالله
"لبیک یا حسین" را ترسیم کردهای!
مادران لبنانی و فلسطینی را
درس مادر وهب که دلدادگی است، میدهی
و با پروانههای سرخ سرزمین جنوب
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
برای خواهران و دختران
آیههای قدرت و صبر زینب را معنی کردهای
و در وسعت مکدر دشت بعلبک
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
برای پدران و پسران
سروش حبیببن مظاهر و عباس را تفسیر کردهای
و با آتش عشقی که در دل پروانههاست
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
سید!
امروز همراه پروانهها
و شعلة شمع قلبشان
- در تاریکی دشتی سوگوار
تمامیت دلدادگی را
تمرین میکنی
بذر حزبالله را همهجا پاچیدهای، سید!
ازلبنان تا انگلیس
از فلسطین تا آمریکا
داغ نابودی حزبالله را
بر سینة خصم گذاشتهای
شمشیر مقاومت، قلب ابلیس مست را
نشانه گرفته است
و تو رسته از دنیا
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
فرزند سادات!
امروز "لبیک یا حسین" را
با تمامیت عشق تفسیر کردهای
در دستهای حزبالله
و نگاه جنوب
و سینة خونین نینوا
بانگ و خروشی بهوسعت آسمان
همراه شعلهای از چراغ مکتب فاطمه
و برق شمشیر علی
و پیام خون حسین
و کبوتر سپید صلح
- با شاخهای زیتون بر منقار
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
سید نصرالله!
امروز تنها نیستی در کشاکش نبرد
صدای رود
شیپور میدانت
بال پرندگان
مرکب یارانت
برگ درختان
تنپوش مجاهدانت
ساقة زیتون
شمشیر دستت
آیههای حق
فانوس راهت
چه بگویم!
دلهای عاشقان
پیش پای توست
ذکر و ثنای حق
انتظار توست
عاشقانه، بر جمال روی معشوق
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
اما چند سؤال: نصرالله!
تو در سجادة نماز
مرا چرا در میخانه
رها کردهای؟
در اوج
- تمامیت عشق را تفسیر کردهای
از اوج
من ذرة پوچ را
- نظر کردهای؟
تو نقش خیال را
- خیالی رؤیایی-
در آسمان جنوب
ترسیم کردهای؟
با من چه کردهای، سید؟
تو زمینی نیستی
به ملکوت اعلی رفتهای
از جام حضورت
کائنات را مست کردهای؟
اما نصرالله!
آتش "لبیک یا حسین"ات را
چرا بر جان من انداختهای؟
عشق را دیوانه کردهای!
همیشه سبز و آفتابی باشید.
