پیام شماره ۲۳۶
یاران همراه!
موضوعات و درگیریهای سیاسی – اجتماعی طی سه دهة گذشته در ایران چنان گسترش یافتهاند که پرداختن به برخی از موضوعاتی که با سلامتی، آرامش، نشاط و حیات ما گره خوردهاند، مورد علاقة دولت نبوده و قلم اندیشمندان نیز کمتر به آنها پرداختهاند که از این میان، تخریب شدید "محیط زیست" و قربانیشدن "محیط بانان" بهخاطر حراست از آن، فاجعهای است که زیر خروارها غفلت یا ناآگاهی جامعه مدفون شده است. گفته میشود که ایران یکی از پرجاذبهترین محیط زیست در جهان را دارد و اجزاء آن که خاک، آب، گازها و غیره به همراه جانداران هستند، بر پیشانی طبیعت مصفای عالم میدرخشد، اما چنین ثروت ارزشمندی درحال نابودی است. همچنین اکوسیستم ایران که شامل موجودات تولید کننده:گیاهان سبز، موجودات مصرف کننده:جانوران و موجودات تجزیه کننده:باکتریها و قارچها بهعلاوة عوامل غیرزندة اکوسیستم شامل نور، گرما، دما، گازها و آب میشوند، در معرض خطرات شدید زیستمحیطی هستند چراکه قدر نمیدانند ایرانیان از اینهمه ثروتی که خالق هستیبخش به رایگان در کفشان نهاده است. شگفتا که یک دهم فرسایش خاکهای جهان مربوط به ایران است و اگر روند تخریب خاک در ایران چنین ادامه یابد، انتظار است در ۳۰ سال آینده تمام زمینهای حاصلخیز کشور نابود شوند. دریغا که هر سال، ۹ درصد یا یک و نیم میلیون هکتار از خاکهای مرغوب ایران به بیابان تبدیل و سالانه همین مقدار به مساحت کویرهای کشور اضافه میشود. صد افسوس که سالانه یک میلیمتر از قشر خاک کشاورزی که برای ایجاد آن ۷۰ سال زمان لازم است، در اثر فقدان پوشش گیاهی، ازبین میرود و فرسایش خاک از ۱۰ تن در هکتار در دهه ۷۰، به ۲۰ تن در هکتار در سالهای اخیر افزایش یافته است و بهنظر میرسد که مسئولان را با اینهمه فجایعی که رخ میدهد، کاری نیست! از طرفی جای خوشحالی است که ایران با دراختیار داشتن ۲۲ تالاب بینالمللی {که از این تعداد ۷ تالاب در کرانههای خزر( گیلان، مازندران، گلستان) ، ۵ تالاب در کرانه خلیج فارس(هرمزگان، خوزستان) ، یک تالاب در کرانههای دریای عمان، یک تالاب مرزی و ۹ تالاب در استانهای غیرساحلی قرار دارند.} یا بهعبارتی، یک میلیون و ۴۸۱ هزار و ۱۸۷ هکتار عرصه تالابی در بین کشورهای عضو کنوانسیون رامسر، رتبه هیجدهم را داراست اما افسوس که این تالاب ها به دلیل سیاستهای غلط آبرسانی ، آلودگیهای متعدد از جمله نفتی و هدایت فاضلابها و پسماندهای صنعتی در حال نابودی هستند. بههمینترتیب جنگلهای سرسبز و رؤیایی ایران با خطر نابودی روبهرو هستند. در هر ثانیه ۳۶۰ متر مربع یا در هر ۵ سال یک میلیون هکتار یا سالانه یک و نیم درصد از سطح جنگلها و مراتع کشور تخریب میشوند، یعنی با تخریب ۳۳ درصد از جنگلهای کشور، وسعت ۸ میلیون هکتاری آن، به ۱۲/۴ میلیون هکتار کاهش یافتهاست.بر اساس معیارهای جهانی، چنانچه سطح جنگلهای کشوری کمتر از ۲۵ درصد خاک آن باشد، وضعیت محیط زیست در آن کشور بحرانی است، درحالیکه سطح پوشش جنگل و مرتع در ایران ۵/۷ درصد از مساحت کشور است، تو خود بخوان حدیث مفصل از اینهمه فجایعی که نزدیکی ما صورت میگیرد و ما از آن بیخبریم! در کنار موارد بالا، وضعیت رودخانهها و آبهای کشور از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. برای مثال، به گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، در رودخانة سفید رود که به ولگای ایران معروف است، سالانه یکهزار و ٨۴۰ تن نیترات و فسفات ریخته میشود که بعد به دریای خزر انتقال مییابد. این رودخانه با تخلیه ٣/۱۵ تن بقایای حشرهکش، آلودهترین رودخانه ایران از نظر آلودگی سموم کشاورزی است. بنا به گزارش بالا، پس از این رودخانه به ترتیب رودخانههای آستارا، چالوس و بابل در وضعیت بحرانی قرار دارند که همگی نشاندهندة آلودگی شدید با ارزشترین اکوسیستم آبی ایران، یعنی حوزه دریای خزر است. علاوه بر تخریب و نابودی خاک، جنگلها، آب و گونههای بسیار نادر گیاهی در ایران، شکار بیرویة حیوانات باعث شده است جمعیت ۲۵ درصد از گونههای پستانداران و ۱۱ درصد از گونههای پرندگان ایران رو بهانقراض روند. برای مثال از میان پستانداران وحشی ایران، تاکنون نسل شیر ایرانی و ببر مازندرانی به کل منقرض شده و نسل برخی دیگر از گونههای جانوری در حال انقراضاند. همچنین از میان پرندگان ایران، نسل پلیکان خاکستری، عروس غاز، قوی کوچک، عقاب طلایی و.... و از میان خزندگان وحشی ایران، نسل تمساح ایرانی ( گاندو ) و انواع لاک پشت و از میان نسل گونههای آبزیان، ماهی قرهبرون، ماهی استورژن روسی، ماهی شیپ، ماهی استورژن ایرانی، ماهی ازونبرون و.... در حال انقراض هستند. بهعلاوه، از میان مناطق چهارگانة طبیعی ایران، بسیاری از آنها از جمله تالاب انزلی، پناهگاه حیات وحش توران، پارک ملی خجیر، مناطق حفاظتشده ورجین و البرز مرکزی، اکوسیستم طبیعی دریای مازندران، جنگلهای حرا، دشت مغان، تالاب میانکاله مازندران، تالابهای ارژن و پریشان فارس، نرگسزارهای دهلران، تالاب بندعلیخان ورامین، عرصههای جنگلی چاهک استان یزد و..... با بحرانهای شدید زیست محیطی روبهرو هستند که دراین میان نقش دلسوزان بیادعا و سربازان گمنامی که وظیفة حراست و حفاظت از محیط زیست را بهعهده دارند، یعنی "محیط بانان" که طبیعت زیبای ایران را چون فرزندی در آغوش گرفتهاند و در حفظ و حراست آن، از جان و خانوادة خویش مایه میگذارند، حائز اهمیت است. نقش این افراد فقط حفاظت از محیط زیست خلاصه نمیشود که آنها روزانه به مقابله با افراد سودجو در بخشهای مختلف اقتصادی- صنعتی، قاچاقچیان چوب و حیوانات، شکارچیان غیرقانونی و سایر متجاوزان به محیط زیست میپردازند، اما سودجویان با قتل محیط بانان که تا کنون بیش از ۹۵ شهید و ۴۰۰ مجروح برجای گذاشتهاند، لطمات جبرانناپذیری بر اکوسیستم طبیعی ایران و محافظان آن وارد کردهاند، که متأسفانه بواسطة درگیری بیش از حد جامعه و حاکمیت با موضوعات سیاسی- اجتماعی و اقتصادی، چنین ضایعاتی از نظرها دور نگه داشته شدهاند و فجایع مترتب از آن، حساسیت زیادی در جامعه ندارند. آیا بالاخره دولت نمیخواهد از سیاستی صحیح برای پایداری رشد و حفاظت واقعی از طبیعت باارزش ایران برخوردار شود تا فرزندان ایرانزمین بتوانند در آینده در جامعهای بانشاط و سالم زندگی کنند؟
در ابعادی ضعیفتر باید گفت که عامل اصلی تخریب و نابودی محیط زیست و اکوسیستم طبیعی ایران، اکثر مردم جامعه هستند و هرکس بهگونهای در آلودهکردن یا تخریب آن نقش دارد. گزارشها نشان میدهند که ایرانیها روزانه ۳۲ هزارتن و سالانه ۱۲ میلیون تن زباله تولید میکنند. این درحالیاست که زبالهها میتوانند ۱۱۸ نوع بیماری را به انسان منتقل کنند و هر تن زباله حدود ۵۰۰ لیتر شیرابه تولید میکند و هر لیتر شیرابه میتواند ۴۰۰۰ لیتر آب را آلوده کند. همچنین بیش از ۱۰ درصد از زبالههای شهری در ایران، کاغذ هستند و اگر سالانه ۴۰۰ هزارتن کاغذ مصرف شود که معادل ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار اصله درخت است، درصورت بازیافت حتی ۲۵ درصد از کاغذ موجود در زبالههای شهری، میتوان سالانه از قطع یک میلیون و ۷۰۰ هزار اصله درخت جلوگیری کرد. باید باور کنیم که بدون برخورداری از اکوسیستمی سالم، زندگی سالم امکانپذیر نیست؛ اکوسیستم ناسالم علاوه بر ایجاد بیماریهای جسمی، جامعه را با انواع بیماریهای روانی روبهرو خواهد کرد. محیط زیست سالم، انسان شاداب و بانشاط میسازد که سبب ایجاد جامعهای پایدار خواهد شد و در آن انسانها میتوانند خلاقیت، نوآوری و ابداع داشته باشند و بنابراین، مسیر توسعه و رشد در مظاهر گوناگون هموار میشود. جامعهای که انسانهای مریض از لحاظ جسمی و روانی داشته باشد، محیط زیست ناسالمی دارد و بنابراین در آن، انواع ناهنجاریها بهچشم میخورد. نابودی موجودات تولیدکننده از جمله گیاهان سبز، جانوران و حتی موجودات تجزیهکننده چون باکتریها و قارچها درکنار تخریب عوامل غیرزندة اکوسیستم که شامل نور، گرما، دما، گازها و آبها میشوند، آیندة سالم و روشنی را برای ایران بههمراه نخواهد داشت، پس حفاظت از محیط زیست و اکوسیستم ایران باید درسرلوحة اولویتهای سیاستگذاری ایران باشد، اگر به آیندة ایران و مردم ایران علاقهمند هستیم.
همیشه سبز و آفتابی باشید.