پیام شماره ۲۳۵
یاران همراه!
دیروز هنگام صرف نهار در دانشکده با تعدادی از اساتید در بارة روح، جان و عالمهائی که از درک آنها عاجز هستیم، سخن میگفتیم و شاید میخواستیم غیرمستقیم، تلخی دنیائی را که در آن قرار داریم با شیرینی عالمهای ناشناخته، هرچند برای مدتی کوتاه، عوض کنیم. برایم جالب است که روان برخی از استادهای رشتة اقتصاد که بهظاهر خشک، بیروح و سرشار از نظریههای علمی است، با این قبیل از موضوعات مأنوس است و صد البته خوشحالم از این بابت که تنها نیستم و افراد دیگری را در کنار خود میبینم که نسبت به موضوعات غیرمحسوس علاقهمند هستند. آنچه از طرف من مطرح شد، حکایتی بود از یکی از کرامات علامة بزرگوار حضرت آیتالله "سید محمد حسین طباطبائی" صاحب "تفسیر المیزان" که با قرائت سورة توحید، کرامتی شگرف نشان داد که موجب حیرت اطرافیانش شد. همچنین علامه طباطبايی نقل کردهاند که: ((روزی در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم، در آن بين يک حوريه بهشتی از طرف راست من آمد، و يک جام شراب بهشتی در دست داشت، و برای من آورده بود و خود را به من ارائه مینمود. همين که خواستم به او توجهی کنم، ناگهان ياد حرف استادم، مرحوم قاضی افتادم، که فرموده بود: چنانچه در بين نماز و يا قرائت قرآن و يا در حال ذکر و فکر برای شما پيشآمدی کرد، و صورت زيبايی را ديديد، توجه ننماييد و دنبال عمل خود باشيد. به همين دليل من نيز توجهی نکردم، آن حوريه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را به من تعارف کرد، باز من توجهی ننمودم، و روی خود را برگرداندم، آن حوريه رنجيده شد و رفت.)) استاد امجد از قول علامه طباطبائی نقل میکند که: ((شبی در نجف، بر پشت بام خانه، آمادة خوابيدن میشدم که مکاشفهای برايم رخ داد و ديدم دستم و همه اعضايم، میبينند و میشنوند و همان زمان ديدم که همة عالم، عالِم است.)) سپس نقلی داشتم از کرامات "دون خوان ماتیوس" به نقل از "کارلوس کاستاندا" که خلاصة آن چنین بود: ((دنیا بهطور مستقیم با حواس ما درک نمیشود، بلکه حایلی میان ماست. درواقع ما همیشه یک قدم از تجربة زمان حال خود عقبتریم. لذا همیشه آنچه را که احساس میکنیم، در حقیقت داریم بهیاد میآوریم. پس نتیجه میگیریم که تمام وقایع زندگی ما، چیزهایی هستند که بهیاد میآوریم و به عبارتی تجربههای ما فقط "خاطره" هستند. لذا میتواند میسر باشد که "سالک" در یک زمان دو جا باشد. زیرا مفهوم زمان، سالک را از پای درنمیآورد. جامدبودن و جسمداشتن چیزی جز خاطرات نیستند. تو از جسم جامد خاطره داری، همچنانکه از رابطهای که با کلمات برقرار میشود، اطلاع داری...... سالک برای اینکه واقعی نبودن دنیا را بپذیرد، باید گفتوگوی درونیاش را متوقف کند و بهاصطلاح دنیا را متوقف کند." باید دقت کنیم که عبارات بالا را با چشم صورت مطالعه نکنیم که دراینصورت قابل هضم نیستند، بلکه اگر چشم دل را باز کنیم و حقیقتی را که درون کلمات نهفتهاند، ببینیم، آنگاه به عالمهای ناشناخته خواهیم رفت و نسبت به وجود آنها آگاهی پیدا خواهیم کرد. تفکر در چنین موضوعاتی و در شرایط فعلی که سبعیت و جنایتهای دشمنان انسانیت از هر سو ما را محاصره کردهاند، شیرین و آرامبخش هستند.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
