پیام شمارة ۲۳۴
یاران همراه!
اگر نفت نبود
عشق بهانه است
اینجا هم خبری نبود.
اگر نفت نبود
ابلیس مست با کولهای بر پشت
هدیه نداشت رنگارنگ
برای کودکان لبنانی و فلسطینی
بمبهائی پیچیدهشده در شاخههای زیتون
تا با خود بکشد
این کولهبار سنگین را
در نگاه بیروح کودکان آرمیده در خاک.
اگر نفت نبود
حمام کودکان
با "عملیات جراحی" صهیون
و "بمبارانهای دقیق" ایهود
خونین نبود
و قتل کودکان لبنانی
"اتفاقی" نبود.
اگر نفت نبود
کودکان در تئاتری مرگبار
نقشی نداشتند
و احساس "تأثر همسان و همسنگ" اولمرت
معنا نداشت
و نصرالله
نمایش مرگ کودکان را
قابی کهنه نمیگرفت.
اگر نفت نبود
پیکر بیجان کودکی
چون عروسکی پارچهای
کهنه و مندرس
کنار جادهای متروک
پیدا نمیشد
و مرغ باران در عرش
اشک نمیریخت
بر بالین او
تا بمیرد کودکی گمنام
کنار سربازان گمنام جنوب.
اگر نفت نبود
از خیمة شیوخ
صدای مطرب نمیآمد
و رقاصههای اتازونی
با شلیتههای کوتاه
قامت خمیدة خیمه را
دور نمیزدند با اشرفی
و شراب خونآلوده به جام را
سرنمیکشیدند
به افتخار سلامت کودکان لبنانی.
اگر نفت نبود
از پشت پنجرة تانکها
کودکان نظاره نمیکردند
مجلس سرور شیوخ را
و وحشت طوفانها
و پایکوبی یهود و نصارا را
در دنیای خیال
شب را ادامه میدادند
و خواب راحت میکردند.
اگر نفت نبود
زنجیر برپای کودکان نبود
و قلاده بر گردن شیوخ
و سکوت حاکم نبود
بدون اعتراض
ققنوس در باران میرقصید
و زیر آفتاب نمناک
کودکان شادیکنان
میرقصیدند.
اگر نفت نبود
سازمان ملل هم
به کودکان بیپناه و ناامید "مروحین"
پناه میداد
و سروشی از امید را
ره توشة رهائیاشان میکرد
و عروسکهای پارچهای
در زخم و خون
کنار جاده نمیماندند.
اگر نفت نبود
کودکان "نبطیه" و "سریفا"
کاغذهای بیروح نبودند
در درة بقاع
تا سربازان صهیون
جشن تولدشان را
جشن خون کنند.
اگر نفت نبود
جنگلها از دل کویر
و چشمهها از دل خورشید
میجوشیدند
و زاغچهها همه سبز میپوشیدند
و آواز چمن میخواندند
و سارها
بلبل میشدند
و آواز آزادی چهچه میزدند
در حنجرة کودکان.
اگر نفت نبود
خانه خلوت بود
و کودکان آسمانیپوش میشدند
و مرگ واژهای غریب بود برای کودکان
و کسی ردای مشکی برتن نمیکرد
تا بر عزای فرزند به سوگ
و کودکان بر عزای پدر
سیاهپوش شوند.
اگر نفت نبود
جغد پی کار خود میرفت
و عقاب زوزه نمیکشید
و کودکان همه پدر داشتند
و هدی بر بالین پدر مویه نمیکرد
و مادر را در خون نمیدید
و پای برادر را آنطرفتر
کنار حوض ماهی.
اگر نفت نبود
"کارخانههای شیر" کودکان لبنانی
غبار سرب نمیگرفتند
و دختران روبانبهسر
غبار از صورت خورشید پاک میکردند
با دستانی بهلطافت برگ زیتون
با کارخانههای شیر
اهدافی تروریستی نبودند
در شهرک "تل حرفا".
اگر نفت نبود
ابلیس مست
عشق را سیاه نمیکرد
و نور قلب کودکان را
در پستوی خرابههای شهر
نهان نمیکرد
و نفت داغ را
بر زخم داغ کودکان
نمیچکاند
تا مادران بر سفرة عزای کودکان
و در سوگ
هدی
یوسف هصيصی
ندا خليل ابوصيام
تلال
بلال
ياسمين
موفق دياب
احمد
خيرالله معاود
مصطفی جرود
بشری شوکر
و.......
دل را تازیانه زنند.
اگر نفت نبود
عشق بهانه است
اینجا هم خبری نبود.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
