تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - هشدار: از اقتصاد دولتی، اقتصاد نظامی نسازیم!

 

پیام شمارة ۲۳۱

 

یاران همراه!

 

اصل "تقسیم کار" در اقتصاد، مورد قبول تمامی اقتصاددانان است و نقش کلیدی دارد در تبیین و تشریح نظریه‏های اقتصادی، از بدو تولد علم اقتصاد. اعتقاد براین است که رفاه و امنیت اقتصادی- اجتماعی کشورها محقق نخواهد شد مگر با قبول اصل تقسیم کار، که باید نانوا نان خویش بپزد و نظامی به امنیت ملک اهتمام ورزد؛ چه اگر وظیفة نانوا به نظامی و مسئولیت نظامی به نانوا واگذار شود، رعیت گرسنه خواهد ماند و دشمنان بر ملک مسلط می‏شوند. اصلی است پذیرفتنی، علمی و تجربه‏پذیر که کشورهای موفق را یاری رسانده است در پیشرفت و تعمیق رشد و توسعة اقتصادی و امروزه، کشور توسعه‏یافته‏ای یافت نمی‏شود که قدم بردارد خلاف علم اقتصاد و تفکر کند خارج از اصل تقسیم کار که اعتقاد براین‏است آن، به اقتصاد داخل ختم نمی‏شود که باید در فعالیت‏های اقتصاد بین‏الملل نیز، رعایت گردد. این را گفتم تا مقدمه‏ای باشد بر آن‏چه امروز در جامعه‏امان می‏گذرد و پنداری کسی را حواس نیست تا خطرات آن‏را برشمرد، تو گوئی اقتصاد ایران در ستیز است با اصل تقسیم کار، و وظایف همه‏جا، جابه‏جا شده‏اند. ابتدا خواستم فرمان مقام رهبری را بهانه قرار دهم در نگارش مطلب امروز که با تفسیر بندهای "الف"، "ب" و "ج" اصل ۴۴ قانون اساسی، قریب هشتاد درصد از اقتصاد دولتی را واگذار می‏کند به بخش خصوصی، و سپس موضوع اصلی را قلم‏فرسائی کنم، اما پنداشتم که باید چنین نکتة خطیری را درجای خود ببینم تا ادای دین شود در تشریح مطلب، هرچند موضوع امروز رابطة مستقیمی دارد با واگذاری شرکت‏های دولتی به بخش غیردولتی، اما خوف آن دارم که در آینده‏ای نه‏چندان دور، هم بخش خصوصی چون گذشته محروم بماند از فعالیت‏های اقتصادی و از همه ناخوشایندتر این‏که، اقتصاد دولتی به اقتصادی نظامی تبدیل شود و دوباره تکرار شود تجربه ناخوشایند فعالیت‏های اقتصادی وزارت اطلاعات، و بخش خصوصی محروم، نظاره‏گر و هزینه‏پرداز عواقب وخیم آن باشد. کتابی به رشته تحریر درآمده است از مصاحبه‏ها و تجربه‏های رؤسای جمهور پیشین ایران، کار‏هائی که آن‏روزها بر ملک و ملت تحمیل شدند و اگر امروز می‏خواستند تکرار شوند، به اعتقاد رؤسای جمهوری وقت، با تفکر و اندیشة متفاوتی اعمال می‏شدند، اما بدانیم که همان زمان نیز کسانی بودند که راه ناصواب و اندیشه‏های غلط را به رؤسای جمهوری و کارگزاران دولتی گوشزد می‏کردند و صدافسوس که آن‏روزها گوشی برای شنیدن نبود و مشفقان دلسوز آن‏زمان، چه مصائب و سختی‏هائی را که تحمل نکردند، حذف شدند، اخراج شدند، حبس شدند و.... چراکه حرفی حق برای ‏گفتن داشتند ولی ناخوشایند بود برای برخی از گروه‏های ذی‏نفع که پافشاری می‏کردند بر آن‏چه که مصلحت خویش در آن می‏دیدند. امروز هم جدای از دیروز نیست که اعمال ناصواب دوباره تکرار می‏شوند و در مقابل، مشفقان دلسوز، دلسوزانه می‏گویند تا شاید شنیده شود، و بلکه دوباره دو دهه بعد، کتابی دیگر نوشته نشود و رؤسای جمهور امروز، آنروز نگویند که اگر می‏خواستند تدبیر کنند، آن‏چنان تدبیر نمی‏کردند و افسوس خورند که ای‏کاش بسنده می‏کردند به همان اقتصاد دولتی ناکارآمد و به بهانه واگذاری اقتصاد به بخش خصوصی، نظامی نمی‏کردند اقتصاد را، زیرا شاهدند تجربة ناخوشایند عوارض حضور نظاميان در عرصه تجارت و صنعت را که پیشتر، ناهنجاری‏های فراوانی را در دیگر کشورها به‏همراه داشته است. اگر امروز رهبران سیاسی را گوشی برای شنیدن باشد و باور کنند نقد مشفقانة این سطور را، آن‏گاه تأمل خواهند نمود در واگذاری شرکت‏های معظم اقتصادی به ارزش ده‏ها میلیارد دلار به نیروهای نظامی، از جمله قرارگاه بازسازی خاتم الانبیا سپاه پاسداران. شركت اورينتال کيش، شرکت پترو پارس، خدمات تلفن همراه، شرکت اورینتال اویل، طرح توسعة متروی تهران، احداث خط لولة ۹۰۰ کیلومتری گاز از عسلویه به ایرانشهر، توسعة فاز های ۱۵ و ۱۶ میدان نفتی پارس جنوبی، واگذاری طرح‏های عمرانی از سوی شهرداری تبریز و موارد دیگری که بسیاری از آن‏ها با ترک تشريفات - يعنی بدون مناقصه و مزايده – (و صد البته فرقی هم نمی‏کند، یعنی اگر با رعایت تشریفات هم بود، از اصل باطل بود) واگذار شده‏اند به بدنة نظامی کشور و ادامه دارد چنین واگذاری‏هائی که ظاهراً قرار است بند "ج" را نیز شامل شود. اگر امروز به بهانه خصوصی‏سازی، بنا کنیم اقتصاد نظامی را، در کوتاه‏مدتی نقش بر آب خواهند شد تمامی اندیشه‏های مردم‏سالارانه، چون در هیچ کجای دنیا، سازگاری نداشته است نظامیان را با چنین اندیشه‏هائی و در نهایت جامعه‏ای جدا از تمامی ارزش‏های متعالی انقلابی- اسلامی به‏وجود خواهد آمد. اقتصاد نظامی، دولت نظامی می‏خواهد و آن، خشونت، اقتدارگرائی و نظامی کنترلی را در بالاترین سطح بر مردم مستولی خواهد نمود. آیا به‏راستی به کدامین دلیل، جامعة ایرانی پس از گذراندن این‏همه رنج و جنگ و محرومیت، مستحق برخورداری از چنین وضعیتی در آینده است؟

 

همیشه سبز و آفتابی باشید. 

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS