پیام شمارة ۱۴۶
یاران همراه!
امروز ۲۳ محرم است و بسیاری از شیفتگان اباعبدالله خود را برای برگزاری ((دهة سوّم)) آماده کردهاند. بهراستی ((پیام)) اینهمه مراسم باشکوه برای سالار شهیدان چیست؟ اگر با فلسفة قیام امام حسین (ع) آشنا شویم، درسهای زیادی را از آن میتوانیم بیاموزیم. ((بخش اندکی)) از آنچهکه من آموختهام، بهقرار زیر است. حرکت پرشور کربلا، در وهلة نخست به ما چگونه ((دیدن)) را آموزش میدهد. امام حسین قبل از آنکه یاران و خویشان خود را روانة ((میدانِ تکامل)) نماید، ((فنِ دیدن)) را به یاران خود آموزش داد تا بتوانند از یکطرف زیبائی خلقت و از همه مهمتر عشق و محبت به انسانها را درک و فهم کنند تا به موفقیت، کامیابی، امید و سلامتی دست پیدا کنند و از طرفی دیگر، ((حقیقتِ مبارزهای)) که اختیار نمودهاند، با چشمِ دل ببینند. آیا ما نیز ((فنِ دیدن)) را آموختهایم؟ آیا تا کنون به صورت یاران و اطرافیان خود با دقت نگریستهایم؟ آیا دوستان خود را همیشه یکجور ((میبینیم))؟ آیا واقعاً تا کنون، زیبائی، عشق، محبت، ایثار و از خودگذشتگی، لطافت و پاکی، معصومیت، یکی بودن و همبستگی تکامل یافتهای را که در چهرة همة انسانهاست، و ((حسین)) با مبارزة خود میخواست همة آنها را به ما نشان دهد، ((دیدهایم))؟ آیا همین نگرش را به جهان پیرامون خود داشتهایم؟ آیا واقعاً آن چیزی را که با چشمان خود میبینیم، قبول داریم؟ یا اینکه معتقدیم بسیاری از واقعیت ها را نمیتوان با ((چشمِ صورت)) دید و باید ((بصیرت)) داشت؟ امام حسین (ع) چشمِ صورت را با بصیرتِ دل درهم میآمیزد و رفتارِ تمامی یاران خود را در طول تاریخ بشریت، نظارهگر است. ما نیز باید بدانیم تا زمانیکه خود را در جسم فیزیکی محبوس کردهایم، امکان ((دیدن)) برایمان مهیا نخواهد شد و مشکلات زندگی آزارمان خواهد داد. بیرون رفتن از جسم فیزیکی، ما را به ((دنیایِ دیدن)) رهنمون میسازد. باید یاد بگیریم که تمامی چیزهای غیرضروری را از زندگی خود حذف کنیم تا قادر به ((دیدن)) شویم. شخصی که بتواند ((ببیند))، دیگر به همة مسائل مادی بیعلاقه می شود و فقط به دنبال کشفِ شهود و عالم عشق است. همانطور که مولای ما اینگونه رفتار کرد و فلسفة ((شهادت)) را چنین تفسیر نمود. خود را از ((دنیا)) آزاد کرد تا طریقة ((دیدنِ)) آزادگی را به انسانها بیاموزد. او به ما آموخت که در مقابل مشکلات زندگی نباید سرتعظیم فرود آوریم، بلکه بهروشنی آنها را ((ببینیم)) تا اینکه قادر گردیم، مفهوم ((مبارزه)) را همیشه الگوی خود در زندگی قرار دهیم. مشکل از این جا شروع میشود که ما تمامی چیزهائی را که در زندگیمان اتفاق میافتند، حقیقی میپنداریم و به محض برخورد با رویدادی ناگوار، دچار اضطراب، دلهره و تشویش، غم و اندوه و عصبانیت و دلسردی میشویم. در حالیکه اگر به ((غیر حقیقی بودن)) و ((بیاهمیت بودن)) آنها واقف گردیم، دیگر با زندگی در ستیز نخواهیم بود و از امروز و ثانیه هائی که در آن به سر میبریم، به شدت لذت خواهیم برد و ((مبارزة)) خود را برای دوست داشتن، محبت و خدمت به انسانها، ملاقات با شعور لایتناهی و نهایتاً ((انسانی بهتربودن)) انجام میدهیم. او به ما میآموزد که باید بتوانیم با تمامِ جسم و تمامِ هستی خود، ((دیدن)) را تجربه کنیم، آنگاه با دنیای ناشناختهای آشنا خواهیم شد که در آن به ((هوشیاری)) خواهیم رسید و تمامی اندوه و تشویش و منیّتهایمان به یکباره از میان خواهند رفت و با ملاقات با شعور لایتناهی، عشق و محبت و ایثار، سراسر وجودمان را لبریز خواهد نمود. ملاقات با شعور لایتناهی و خرد برتر، ما را به افقهای شگرف و تازهای وارد میسازد که برایمان صلح و آرامش درونی به ارمغان خواهد آورد. در این حالت تمامی مرزهای پوچی که طی سالیان، میان خود و دیگران کشیدهایم، از میان خواهند رفت و نه تنها به همة انسانها، بلکه به همة کائنات متصل خواهیم شد. امام حسین (ع) به ما آموخت که با ((دیدن)) میتوانیم ((هویت)) خود را تغییر دهیم و با هویتِ جدید، دیگر خود را برتر از انسانهای دیگر نخواهیم دید و در میدان مبارزه، سعی در تحمیل عقاید و سلیقههای خود به دیگران نخواهیم داشت. او به ما نشان داد که از طریق ((فنِ دیدن)) همة انسانها را در یک مسیر خواهیم دید و جهت حرکت همة آنها را به ((مبدأ هستی)) به وضوح مشاهده میکنیم. ((امام)) با فلسفة شهادت، ((فنِ دیدن)) را تفسیر نمود و به ما یاد داد که به بخش والاتر وجود خود، آگاهی یابیم تا بدینوسیله احساسات غیرضرور و تعلقات دنیوی را در خود از بین ببریم تا قدرت بیشتری برای ((مبارزه)) و رویاروئی با شعور لایتناهی پیدا نمائیم. سالار عاشقان بهراستی به ما آموخت که با ((دیدن))، همة وجودمان، ((عشقِ)) یکپارچه خواهد شد.
همیشه سبز و آفتابی باشید!
