وسوسة دنيا تمام ناشدني است؛
و دل را كه بايد خانة يار باشد، به اجارة مهتاب اندوه و جذبههاي نفس تركخوردة دنيا رفته؛
و گويي ساز مطربِ هوس و طعم ميِ نفس، هميشگي و جاودانه است.
بر بلنداي يك هوس
دل افتاده از نفس!
اما خانة دلي را كه از دوست نشاني يافته است، بايد در فرصت سبز زندگي با عشق يار آذينبندي كرد؛
و شبنم نوازش يار را بر حيات دو روزه پاشيد تا خواب طلايي دل تعبير شود.
دل را بايد از ساية شوم افسوس و دريغ نجات داد؛
و دام غمي كه ساليان در حجرههايش مأوا گزيده، پاره كرد؛
و آزاد و آرام در درة آفتابي و سبز يار، به انتظار خورشيد نشست؛
و از لب يار، طعم خوش اشراق نوشيد؛
و سرشار از عشق و اميد، در دشت سبز لبخند يار، شقايق را بوئيد؛
و خود را از تنهايي ژرفي كه شيطان به ارمغان ميآورد، رهانيد.
در سراي يار:
هرچه هست آزادگي است و تماشاخانهاي از نور و نشاط و زيبايي و توكل و اميد.
در سراي يار:
جهانِ غمزده و افسرده و نالان، تنهاست و بيياور و بيبو و بيكس و خسته و ضعيف و مرده.
در سراي يار:
خورشيد فروزان است و ماه طناز و ناهيد زيبا.
در سراي يار:
ستارهها عطر اميد و پويايي بر دلها ميريزند و رؤياها را تعبير كرده، آرزوها را عينيت ميبخشند.
دل كه در انتظار خورشيد باشد، عاشق ميشود.
دل كه عاشق شد، بيدار ميشود.
دل كه بيدار شد، هوشيار ميشود.
دل كه هوشيار شد، بينا ميشود.
دل كه بينا شد، با صفا ميشود.
دل كه با صفا شد، با حيا ميشود.
دل كه با حيا شد، بصير ميشود.
دل كه بصير شد، حكيم ميشود.
دل كه حكيم شد، كريم ميشود.
دل كه كريم شد، رحيم ميشود.
دل كه رحيم شد، تسليم ميشود.
دل كه تسليم شد، غني ميشود.
دل كه غني شد، بسيط ميشود.
دل كه بسيط شد، انيس ميشود.
دل كه انيس شد، فنا ميشود.
دل كه فنا شد، بقا ميشود.
دل كه فنا شد، عاشق منتظر ميشود.
دل كه عاشق منتظر شد، يار ميشود.
دل كه يار شد، او ميشود، يعني بقا ميشود.
*
عقل
در گردابة مهتاب و هوس
دل
در شبستان اشراق ني ميزند
عقل
در خرقه مهتاب هوس ميپوشيد
دل
در اشراق شبستان ميناليد
ميان غريق و نجات
يك آه است
آن سوي فهم
سازي دگر ميزند
به خاك افتاده
فهم سنگ را مينوشم
چهرة محراب
از گوشة چشم سر ميزند
آبي آسمان
نقش رخ يار ميكنم
گودال نارس آرزوها
ترديد بر دل ميزند
*
با نسيم سحري
پلك رؤياها سنگين ميشوند
در همان لحظة پوچ
از خواب ترديد بيدار ميشوم
*
عشق را ميشنوم
هوس
با مشتي كابوس همسفر است
راهي در هيچ
پوچي در مشت
-انگار گورستان را ميگويم-
آمدم از كنج دلم
به تماشاي چشمة اشك
غرق در انديشة شوق
سيراب از نشئة شك.
*
بايد رفت
ماندن بيهودگي است
پرسه در دشت هوس
آوارگي است.
*
تمناي وسوسه
موج شوق ميبرد بر باد
حديث دل
ديو هوس ميبرد از ياد.
*
بازيهاي كودكانه
فريب دنياست
لحظههاي دراز
عمر شاپرك است.
*
دل كوه
باز شد از چهرة ماه
شكوفه
بر برگ خنديد
دل
کهسار شده باز ز روئيدن ماه
آمدم در کنج دل
تا چشمه اشک روان
*
بايد رفت
اينجا تنهايي محض است
بايد رفت
پرسه در دشت هوس آوارگي است
ندا آمد
اينجا ساية دانايي است
بايد رفت
در انتظار يار نشست
بايد رفت
معشوق منتظر است.
*
براي رسيدن به معشوق؛
عاشق بايد عطش داشته باشد؛
و هرگز سيراب نبوده تا ميل راز و نياز پيدا كند؛
و به گدايي در كوي يار و طلب لطف از سوي او دو زانو بر آستانش بنشيند.
عاشق آگاه است كه براي رفع تشنگي تنها بايد از مي يار بنوشد؛
و روز و شب را در ميخانة معشوق سكني گزيد؛
چراكه عاشقِ مست و خمار ميداند:
دنيا در كمين است تا مستي يار از سر برون كرده، جسم تشنه و گرسنه را با وسوسة دنيا پر كند.
اگر همه يقين ميداشتند كه:
تنها راز و نياز با يار است كه كيد و نقشة دنيا را بياثر كرده، دل را خانة يار ميكند؛
تا فقط يار در آن نشسته، هوس دنيا از دل برون رود؛
آنگاه آرامش ابدي بر تمامي دلها حكمفرما ميشد.
(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "عشق يار"))
ادامه مطلب
پروفسور Greg Mankiw استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد در وبلاگ خود (آدرس وبلاگ را در رديف 42 لينكهاي تخصصي ميتوان پيدا كرد)، دانشكدههاي اقتصاد دانشگاههاي ممتاز آمريكا را رتبهبندي و نام 15 دانشكده طراز اول را فهرست كرده است.
به تازگي دانشجويان زيادي از دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران (و شايد ساير دانشگاهها در ايران)، علاقهمند به ادامة تحصيل در دورههاي عالي دانشگاههاي خارج از كشور شدهاند كه فكر ميكنم، اين رتبهبندي بتواند كمك فراواني به آنها براي ادامةتحصيل در يكي از دانشگاههاي معتبر آمريكا بكند. اين دانشگاهها نهتنها از سطح كيفي بسيار بالايي براي ارايه آخرين يافتهها و نظريات اقتصادي برخوردارند، بلكه در تطور نظريههاي اقتصادي، نقش فعال و مؤثري را ايفا ميكنند.
بهراستي چقدر خوب ميشد كه دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران ميتوانست با ايجاد ارتباط و همكاري متقابل با تعدادي از اين دانشگاهها، به ارتقاء سطح علمي دانشكده كمك كند. ايدهآلي كه متأسفانه مسؤولان دانشكده كمتر به آن فكر كرده و شايسته است هرچه زودتر، در اولويتهاي نخست كاري تصميمسازان آموزشي دانشكدههاي اقتصاد دانشگاههاي ايران قرار گيرد.
1. Harvard econ
2.
3.
4. NYU econ
5. UC Berkeley econ
6.
7. MIT econ
8.
9.
10.
11.
12.
13.
14.
15. UC San Diego econ
ادامه مطلب
3- داشتن ايمان و توكل: تجربه نشان داده است كسانيكه از ايمان قوي برخوردار باشند و در تمامي مراحل زندگي به ارادة برتر توكل كنند، بهتر ميتوانند هدف خويش را تعيين نمايند. ايمان و توكل از انسان، مبارزي خستگيناپذير ساخته و او را براي رسيدن به هدفهاي مطلوب و تأثيرگذار ياري ميرساند. بهطور قطع، در فرايند انتخاب هدف، مشكلات و موانع متعددي پيش روي انسان قرار ميگيرند، تا جايي كه ممكن است ما را از رسيدن به هدف بازداشته يا دلسرد و بيتفاوت كند. اما هرقدر ايمان و توكل آدمي قويتر باشد، مبارزه با مشكلات برايش آسانتر و بلكه دلچسبتر ميشود. "ارنست همينگوي" عبارت جالبي دارد؛ او ميگويد: "مبارزه با مشكلات ما را به هدف نزديك ساخته و اجازه نميدهد كه افراد سرسري و سطحي شوند."
بايد توجه داشته باشيم كه هدف هر كس، ريشه در نگرش، جهانبيني و بهطور كلي اعتقاداتش دارد و بهسختي ميتوان هدف و ايدههايي را كه افراد خواهان تحققشان هستند و زندگي آيندة خود را بر اساس آنها شكل دهند، از اعتقاداتشان جدا كرد. بالاخره، هركس داراي ايماني است، چراكه انسانها از قدرت "فكركردن" و "انتخاب" برخوردار شدهاند و هركس كه بتواند بيانديشد و انتخاب كند، پس، از ايمان و اعتقادي برخوردار بوده و درواقع، همان ايمان و اعتقاد است كه هدف زندگي و چگونگي تعامل با آنرا برايش آشكار ميكند. بهتعبيري ميتوان گفت كه ايمان، مؤثرترين احساسي است كه انسان در طول زندگي بهدست ميآورد و توسط آن، بوم زندگيش را نقاشي و طراحي كرده و خود را در برابر مشكلات و سختيهاي زندگي مهيا ميسازد. "برتراند راسل" ميافزايد: "هر انسان به ايماني نياز دارد تا بتواند در برابر نارواييهايي كه توسط جنگ گرم و سرد برايش بهوجود ميآيند، مقاومت كند."
براي مثال، كسانيكه پيرو نظرية "منفيگرايانه" باشند، زندگي را هيچ و پوچ دانسته و همچون "شوپنهاور" فيلسوف آلماني قرن هيجدهم كه اعتقاد داشت: "روحي ديوانه، كور و تيره بر جهان حاكم است"، براي بشر هيچ آيندة مثبت و روشني را متصور نميدانند و بنابراين، اهداف و ايدههايي كه دنبال ميكنند، سراسر پوچ و بيمحتويست. بههمين صورت، معتقدان به انديشة "پوچگرايي"، زندگي را پوچ دانسته و همچون "نيچه" ديگر فيلسوف آلماني، رابطه ميان معيارهاي اخلاقي و خصايص انساني را پوچ و بيمعني ميدانند. هدفي كه اين افراد براي خود انتخاب ميكنند، درنهايت، بازتابي از تفكر پوچگراييشان خواهد بود.
ازطرفي، كسانيكه معتقد به نگرش "عشرتطلبي" باشند، هدف از زندگي را تنها لذتبردن و غرقشدن در خوشي و عشرت دانسته و هر سخني دربارة معني و مقصود زندگي و اعتناء به ارزشهاي اخلاقي، همچون صداقت، نوعدوستي، بخشندگي، رأفت، عشق و محبت و مواردي از اين قبيل را پوچ و عبث دانسته يا از همة آنها براي عشرتطلبي و گذران دنيا استفاده ميكنند.
طرفداران "اصالت وجود" هم كه پيرو نگرش "اگزيستانسياليسم" هستند، زندگي را از زاوية بيهدفي جهان كه به اعتقاد آنها پوچ و بيمعني است، بررسي كرده و ضمن رد زندگي پس از مرگ، تنها به دنيا اصالت داده و همچون "موريس مرلوپونتي" معتقدند كه انسان قبل از وجود، هيچ بوده و با مرگ دوباره هيچ ميشود. بنابراين هدفِ "انسان تنها" و بيپشتوانهاي كه هيچكس (بويژه، ارادة برتر) او را ياري نخواهد كرد، تنها به خود انديشيدن است و زندگي را فقط آن چيزي ميدانند كه انسانها هر روز با آن سروكار دارند.
درمقابل اين نگرشهاي مادي و الحادي، طرفداران اديان الهي براي زندگي هدف و غايتي متعالي تعريف كرده و بر آن اساس، اهداف خود را تعريف و مشخص ميكنند. ايمان به باور ديني به انسان ميآموزد كه زندگي پوچ و بيمعني نيست و هدف و مقصود آن، شكوفا كردن و رشد انسان است تا بتواند استعدادها و تواناييها خويش را با اهدافي كه انتخاب ميكند، آشكار كند. در اين نگرش، انسان با عبادت كه هدف از خلقت است، ميخواهد به فضايل و صفات معبود خود نزديك شده و مظهر جامع صفان او شود و با اتصال به صفات ارادة برتر، هدف خود را انتخاب ميكند.
اينچنين است كه در باور ديني، ايمان و توكل نقش مهمي را در اهداف انسانها بازي ميكند و درواقع، با جهتدهي اهداف، آنها را تا حصول نتيجة نهايي ياري كرده و متضمن موفقيت همراه با آرامش خواهد بود. هرقدر درجة ايمان و توكل قويتر باشد، صفات ارادة برتر در فرد متجليتر شده و دستاورد هدف انتخابشده، با موفقيتِ همراه با آرامش بيشتري عجين ميشود. بهعبارتي، يكي از مؤلفههاي درجة نزديكي به موفقيتي پايدار، ايمان است و نوع موفقيتي هم كه بهدست خواهيم آورد، ايمان ما به ايدئولوژيي است كه جهانبيني و نگرش ما را شكل ميدهد. باور ديني اعتقاد دارد كه هرقدر ايمان خالصتر و نابتر باشد و پوچي و هيچي را بر زندگي مستولي نكند، موفقيت بيشتري بههمراه آورده، آرامش خالصتري را نصيب آدمي خواهد كرد.
بهراستي، هر انسان در آرزوي رسيدن به موفقيتي است كه در پرتو آن به آرامشي پايدار برسد و چنين آرامشي را بهجز در دامن باور ديني، كجا ميتوان پيدا كرد؟ ايمان به باور ديني است كه ميتواند پليديها و كژيها را از ذهن زدوده و جسم و روح آدمي را براي مبارزهاي سخت در مسير زندگي تا رسيدن به موفقيتي دلچسب، آماده و مقاوم كند.
ادامه مطلب
2- كسب شناخت و اطلاعات لازم دربارة انتخاب خود: پس از آنكه هدف مورد نظر را هدفگيري كرديم، لازم است كه آگاهي و شناخت كافي نسبت به آن پيدا كرده و تلاش كنيم كه بخش جداناپذيري از خودِ ما شود. اين روش باعث ميشود كه با هدفي كه انتخاب كردهايم، "رفيق" شده، به آن عادت كرده و درنهايت، آنرا براي هميشه در ذهن و روان خود حك كنيم.
بدانيم كه هدف انتخابشده زماني از قوه به فعل تبديل ميشود كه اطلاعات و شناخت كافي پيرامون آن وجود داشته باشد، درغيراينصورت، ذهن با آشفتگي مواجه شده و بديهي است كه ذهن آشفتهاي كه افكار و ايدههاي مختلف اما مبهم و شايد متناقضي را در خود جاي داده، نميتواند به نتيجة مطلوب دست پيدا كند. بنابراين، براي آنكه ذهن خود را از آشفتگي رهايي بخشيم، درحدامكان شناخت و اطلاعات كافي پيرامون هدفي كه انتخاب كردهايم، بهدست آوريم. اگر شناخت كافي دربارة هدف خود نداشته باشيم، افكار مختلفي كه بهطور مرتب به ذهن هجوم ميآورند، ميتوانند يكديگر را دفع كرده و درنهايت، دستاورد قابل قبولي حتي درصورت تلاش و زحمت فراوان، حاصل نخواهد شد.
توجه داشته باشيم كه اگر ذهن را دربارة هدفي كه انتخاب كردهايم، با كسب اطلاعات، شفاف و روشن نكنيم، امكان رسيدن به نتيجة نهايي ممكن نخواهد بود، و اگر اين روند ادامه پيدا كند و تلاش فرد براي رسيدن به هدف به ثمر نرسد، ممكن است او با انواع بيماريهاي روحي ازجمله، دلسردي، بيتفاوتي، بيشخصيتي، پرخاشگري، ضعف اراده، افسردگي، بيهودگي، تنهايي و اندوه مواجه شده و زيباييها و شيريني زندگي از نظرش مخفي شوند يا در تمامي عمر، در رؤياهايي دستنيافتني غوطهور شده و درحاليكه افكار بلندي ذهن مغشوش او را احاطه كردهاند، هيچگاه به نتيجهاي عملي دست پيدا نكرده و درنهايت، قادر به فهم معني زندگي نشود.
توجه داشته باشيم كه كسب شناخت لازم و كافي پيرامون ايدههاي خود، نه تنها حصول نتيجه و تحقق اهداف مورد نظر را به واقعيت نزديك ميكند، بلكه سبب ميشود معني و مفهوم زندگي را بهتر درك كرده و هدف از زندگي را براي خود بهطور روشن و شفاف ترسيم كنيم و بنابراين به موفقيتي شيرين كه با آرامش و اطمينان قلب همراه خواهد بود، نايل شويم.
يك نكتة مهم و با ارزش ديگر: اعتقاد بر اينستكه كسب شناخت دربارة هدف زندگي تا آنجا اهميت دارد كه پيوستگي و وابستگي تمامي انسانها را بهدنبال داشته و آنها خود را از يكديگر جدا ندانسته و تني واحد از اندام بشريت محسوب ميكنند. غم و مشكل يكي، غم و مشكل ديگري ميشود و انسانها با شادي و خوشبختي ديگران شاد شده و احساس خوشبختي ميكنند. به تعبير "تولستوي": "انساني كه معني و هدف زندگي را بداند، خود را نه تنها با افراد ملت خويش برابر خواهد دانست، بلكه با تمام اقوام ديگر نيز مساوي خواهد شمرد."
ادامه مطلب
امسال سال خوب و بانشاطي است. انرژيهاي مثبت فراواني از ابتداي سال، تمامي دلها را دربر گرفته و اطمينان دارم مردم در سال جديد، زندگي بهتري نسبت به سال گذشته خواهند داشت. زندگي سراسر شور و اميد و نشاط و دلخوشي كه انشاءالله با موفقيتِ همراه با آرامش نيز عجين خواهد شد.
اگر همه چنين آرزوهاي خوشي را براي يكديگر بخواهيم، آنگاه انرژي مثبتي سراسر جامعه را فرا ميگيرد و همچون خورشيد كه گرمي و نشاطِ بدون منت خود را بر سر همه فرو ميريزد، آثار و انوار انرژي مثبت آرزوهاي خوب و خوش ما براي يكديگر، همه را دربرميگيرد و سال خوبي را براي همه به ارمغان خواهد آورد.
پس، از امروز، تمامي "خوبيها" را براي يكديگر بخواهيم و آروزيمان اين باشد كه ديگران، دنياي خوب و خوشي داشته باشند.
در ادامه نگارش مطالب پيشين دربارة راههاي رسيدن به موفقيت همراه با آرامش، سلسله مطالبي را طي چند روز آينده پيرامون داشتن هدف در زندگي خواهم انگاشت كه مطمئنم ميتواند مورد استفادة فراوان قرار گيرد.
براي رسيدن به موفقيت، لازم است كه "بدانيم چه ميخواهيم". يعني براي كسب موفقيت، بايد "هدف" داشت؛ هدفي روشن، شفاف، واقعي و قابل دسترسي كه بتوان آنرا در آينده به چنگ آورد. هدفي كه با ما و خواستههايمان سازگاري داشته باشد و نشاط و آرامش پايدار به ارمغان آورد.
بايد بدانيم كه در انتخاب هدف، نبايد اجازه داد كه محيط و اطرافيان، رفتار ما را تحت كنترل درآورده و بنابراين هدف و خطمشي زندگيمان را طراحي كنند؛ چراكه آنها ممكن است با روحيه، سابقه، علاقه، مهارت، دانش و نيازمان آشنايي كافي نداشته باشند. پس يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار در انتخاب هدف كه بخشي از آيندة ما را تشكيل ميدهد، "خود" ما هستيم و مسؤوليت انتخاب آنرا نيز بايد خود بر عهده بگيرم.
حال با اين مقدمة كوتاه ببينيم كه بايد از چه گذرگاههايي براي تحقق هدف عبور كرد.
1- انتخاب هدف: اگر هدف را وضعيت مطلوبي كه در آينده ميخواهيم به آن برسيم، تعريف كنيم؛ نخست بايد آنرا انتخاب و تعيين كرد.
ياد بگيريم كه هدف خود را بر روي كاغذي بهطور كامل و روشن نوشته و پيرامون آن ساعتها فكر كنيم. حتي آنرا چندين بار پاكنويس كرده، جرح و تعديل كنيم تا بالاخره آنچه "ميخواهيم"، معلوم شود.
هرچه هدف شفافتر و به نظر قابل حصولتر باشد، نزديكي بيشتري با ما پيدا خواهد كرد و تمايل ما نيز به آن بيشتر خواهد شد. بنابراين هدفي را انتخاب كنيم كه با "خودِ ما" سازگاري داشته باشد و بهگونهاي بيانگر حالات و خلقياتمان باشد.
درهرصورت بدانيم كه بايد هدفي را انتخاب كنيم تا مسير حركت آماده و مهيا شود. مثلي شرقي است كه ميگويد: "به طرف يك هدف، هدفگيري كن." انتخاب هدفي روشن كه با تواناييهاي ما هماهنگي داشته باشد، قدم مهمي براي رسيدن به موفقيت است.
بدانيم كه انتخاب هدف، كشف مهارتها و استعدادهاي نهفتهاي است كه درون ما وجود دارد و تا زمانيكه هدف انتخاب نشود، آنها امكان بروز و خودنمايي نخواهند داشت. بنابراين انسانهاي موفق تنها توانستهاند به كشف استعدادهاي دروني خود بپردازند، استعدادها و خلاقيتهايي كه همة انسانها بهگونهاي از آن برخوردارند و خدواند باريتعالي بدون منت، آنها را به تمامي انسانها از همان بدو خلقت، هديه داده است.
آري، اهميت انتخاب هدف، در شكرگذاري از هديهاي است كه ارادة برتر براي بهتر زندگي كردن انسانها به آنها عطا ميكند.
ادامه مطلب
در پيام پيشين گفتم كه: كتاب "راز بهتر زيستن: رمز موفقيت همراه با آرامش" چاپ شد و در آنجا توصيه كردم كه اين كتاب را بهعنوان عيدي و شادكردن دلهايي كه دوستشان داريم و برايشان احترام و ارزش قايليم، هديه كنيم. امروز اضافه كنم كه ميتوانيم با هدية نسخهاي از كتاب، به كسانيكه شايد دوستشان نداشته يا به دليلي از آنها رنجيده خاطريم، لبخند محبت و دوستي را بر چهرة آنها ترسيم كرده و همچنين، احساس شيرين سرور و آرامش و بخشش را در خود شعلهور كرده و آرزو كنيم كه در سال جديد، هرگز كينه و جدايي به سراغمان نيايد و با دلهايي پاك و زلال، ايام پربركتي را براي خود و اطرافيان رقم زنيم.
***
در آخرين پيام سال 1386 خورشيدي و به مناسبت فرارسيدن سال جديد، نخستين مطلب كتاب "راز بهتر زيستن" را به تمامي ياران همراهم هديه كرده و براي يكايك، سالي سرشار از شادي، سلامتي و موفقيت مسئلت ميكنم.
***
در بهار و نوروز، زیبائی و طراوت فصل سبز و بارانی را در اندیشه و احساسها ميتوان لمس کرد و چه خوب است که انرژی مثبت چنين احساسي را در روان اطرافيانمان جاری كرده و آرزو كنيم که همگی در ايام نوشدن طبيعت، با شادابی بیشتر و توانی والاتر و دستی فراختر و جسم و روحی سالمتر و ذهنی آمادهتر به ساختن روزهايی بپردازیم که تمامی لحظاتش سرشار از موفقیت و کامیابی و سرور و شادی و لبخند و امید باشد.
بدانیم که ما خود معمار بنا و ساختمان زندگیمان هستیم که بايد تمامی عمر را در آن سپري كرده و هر لحظهاش را در کنجی از آن بگذرانيم.
همیشه آرزو كردهام که ساختمان زندگی من، در وسط باغی سرسبز و با درختانی سربهفلک کشیده، بنا نهاده شود تا هر از چندگاه، سفرة دلم را در کنار جوی آبی که از وسط آن میگذرد پهن كرده و با نسیم دلنشين و پرندگان درختانش همآواز شوم.
آیا تا کنون به این نکته اندیشیدهایم که هر کسی ساختمان عمر خود را به گونهای ساخته، ((چگونه زیستن)) را در آن تمرین و تجربه میكند و بنابراین، کمتر میتوان شباهتی میان اینهمه بناهای رنگارنگ پیدا كرد.
اگر از ((چگونه زیستن)) در بنای خود راضی نیستیم، بیايیم در ايام و لحظههايي كه خود مناسب ميدانيم دستی به سر و روی ساختمان چندطبقة غبارگرفتهامان كشيده، آنرا بازسازی كرده، اطاق و پستويی را خراب کنیم و سالنی نو با مصالح مرغوب که از جنس ((عشق))، ((هدف))، ((امید))، ((پشتکار)) و ((صبر)) باشد، بسازیم.
اگر از چیدمانش هم راضی نیستیم، تغییر دکوراسیون دهیم، تمامی رنگهای تیره را روشن كرده؛ پردة تمامی پنجرهها را از جنسی انتخاب کنيم که ((نور)) به راحتی بتواند از آن عبور كرده، ((اندرونی)) و ((بیرونی)) بنایمان را روشن کند؛ شاید هم بخواهیم وسايلش را عوض کرده یا اگر نتوانستیم، حداقل جابهجایشان كنیم.
به زیرزمین خانهمان هم حتماً سری بزنیم و غبارروبی کنیم و چيزهاي بهدردنخور را بهدور اندازیم، چيزهايي كه طي ساليان متمادي در افكار و روانمان رسوخ كردهاند و خلاصي از آنها ميتواند راه را براي ورود افكار و ايدههاي خوب و تازه، هموار كند.
راه خلاص شدن ايناست كه فهرست بلندي از اين افكار و رفتار بهدردنخور تهيه كرده، آنها را در رودي پرآب انداخته تا غرق شوند و ديگر به سراغمان نيايند.
آری؛ باید در هر بهار يا هر لحظة خاطرانگيز عمر، يا بهتر بگويم، در هر لحظهاي از زمان كه آمادگي روحي داريم، فکری به حال ساختمانی که سالیان سال آنرا با اعمال و افکارمان بنا نهادهایم، كرده و اجازه ندهیم که گذشت ایام و حوادث گوناگون، ستونهای يك زندگي بانشاط و پويا را سست كرده تا درنهایت تخریب شود و اثری از آن در روزگاران باقي نماند!
چنانچه ستونهاي زندگيمان را اينگونه تقويت كنيم، بايد انتظار داشته باشيم كه "موفقيت" به سراغمان آمده و ما را تا رسيدن به آرزوهايمان ياري كند.
كسانيكه طعم شيرين موفقيت در زندگي را چشيده باشند، آرزوهايشان يكي پس از ديگري تعبير شده، به واقعيت خواهند پيوست و بنابراين، "انسان موفقي" براي خود، خانواده، جامعه و دنيا خواهند بود.
***
در پايان يكبار ديگر اجازه ميخواهم كه آدرس و تلفن "انتشارات بهجت" كه اين كتاب را به زيور طبع آراسته كرده، براي همراهان عزيزم آورده و براي همه آرزوي سلامتي جسم و روان از خالق هستي آرزو كنم. شاد باشيد.
تهران- خيابان وليعصر، دو راهي يوسفآباد، شمارة 804- انتشارات بهجت
تلفن كتابفروشي: 88957171 – 021
تلفن دفتر پخش: 88899907 – 021
نوروزتان پيروز
و هر روزتان نوروز
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
