كتاب "راز بهتر زيستن: رمز موفقيت همراه با آرامش" چاپ شد.
اين خبر را نه از اين بابت مينويسم كه كتابي چاپ و جلوهنمايي كرده باشم. اصلاً اينطور نيست، بلكه دوست دارم نشاط و آرامشي كه اين كتاب براي خوانندگانش بههمراه ميآورد، با شما قسمت كرده و پيشاپيش بهعنوان عيدي حضورتان تقديم كنم. نميدانم كه چرا در ميان بيست و چندي كتاب علمي و دانشگاهي كه تأليف و چاپ كردهام، اين يكي برايم تازگي و طراوت ديگري دارد. طراوتي كه در عنوان كتاب بهخوبي ترسيم شده و ناشر محترم كتاب، با طراحي بسيار زيبا و دلنشيني، طراوت و شادابي كتاب را دوچندان كرده است.
كتابِ بسيار خوب و مناسبي براي
عيدي دادن و شادكردن دلهايي است كه دوستشان داريم و برايشان احترام و ارزش قايليم.جالب است كه نخستين مطلب كتاب با اين عبارات شروع ميشود:
"در بهار و نوروز، زیبائی و طراوت فصل سبز و بارانی را در اندیشه و احساسها ميتوان لمس کرد و چه خوب است که انرژی مثبت چنين احساسي را در روان اطرافيانمان جاری كرده و آرزو كنيم که همگی در ايام نوشدن طبيعت، با شادابی بیشتر و توانی والاتر و دستی فراختر و جسم و روحی سالمتر و ذهنی آمادهتر به ساختن روزهايی بپردازیم که تمامی لحظاتش سرشار از موفقیت و کامیابی و سرور و شادی و لبخند و امید باشد."
براي تمامي دوستان عزيزم چنين آرزوهاي شيريني دارم و اميدوارم كه شما با معرفي و هدية نسخهاي از كتاب به دوستان و عزيزان خود، همين آرزوهاي شيرين را نيز براي آنها داشته باشيد.
بهراستي نميخواهم كتاب را تبليغ كنم كه تا كنون چنين كاري نكردهام و با شيوههايش هم آشنايي ندارم، اما اگر ميخواهيد پيامهاي دلنشين و اميدبخش كتاب را در سال جديد به گوش و دل دوستان و عزيزانتان برسانيد، بهتر است كسانيكه داراي سايت و وبلاگ هستند، به گونهاي اين كتاب را به ساير دوستان خود و به هر طريقي كه صلاح ميدانند، معرفي كنند تا بدينترتيب، انرژي مثبت كتاب فراگير شود.
كتاب را "انتشارات بهجت" به زيور چاپ آراسته و براي تهية آن ميتوان با آدرس و شماره تلفنهاي زير تماس حاصل كرد:
تلفن كتابفروشي: 88957171 – 021
تلفن دفتر پخش: 88899907 – 021
ادامه مطلب
يكي ديگر از راههاي كسب موفقيت، رشد و نوسازي مداوم شخصيت است. كليد رمزي كه ميتواند قفل درهاي بسياري را به سوي موفقيت و آرامش پايدار بگشايد.
شخصیت عبارت است از ويژگيهاي رفتاري، فكري، اخلاقي، نفساني، تربيتي، آموزشي، فرهنگي، وراثتي، احساسي، انگيزشي، هيجاني و..... يك انسان كه تا حدود زيادي منحصر به فرد بوده و از جهات بسياري، با ديگران متفاوت است.
برخي از اين ويژگيها اكتسابي هستند و انسان از بدو تولد تا زمان مرگ، آنها را در خود بهوجود آورده، كم يا زياد كرده و وجوه متفاوتي را طي گذران عمر، در رفتار و كردار و گفتار خود به نمايش ميگذارد. بخش كمي از ويژگيهاي شخصيتي اما اكتسابي نيستند و تحت تأثير وراثت زيستي قرار ميگيرند.
عوامل مختلفي در رشد و تعالي شخصيت مؤثرند كه در ادامه به گوشهاي از آنها اشاره خواهد شد. بديهي است، توجه به اين نكات ميتواند انسان را در پيداكردن راههاي ديگري ياري رساند.
1- بهطور كلي شخصيتي سالم است كه ضمن داشتن ثبات و پايداري بتواند رفتاری سازگار و انعطافپذیر در برخورد با محیط و موقعیتهاي متفاوت از خود نشان دهد. بنابراين، چنين شخصيتي قابل پيشبيني است و اطرافيان نيز سازگاري بيشتري با آن نشان خواهند داد. برعكس، ناسازگاري و انعطافناپذيري با محيط و اطرافيان نمايانگر اختلال در شخصيت است. اين افراد غالباً با تغييرات جديد مخالف بوده و واكنشهاي منفي از خود نشان ميدهند.
2- هرچند شخصيت، مفهومي انتزاعي است، اما آثارش آنقدر مشهود و معلوم است كه بخش قابل توجهي از زندگي آدميان در فرايند روابط اجتماعي آنها را تشكيل ميدهد. براي مثال، كسيكه راستگو، امانتدار، به قول و قرارها پايبند، امانتدار، نوعدوست، بخشنده و...... است، نزد مردم از شخصيتي سالم برخوردار بوده و مناسبترين رابطة اجتماعي را ميتواند با اطرافيان برقرار كند.
3- ظاهري آراسته داشتن، خوشبو بودن، زيبا و شيرين و آرام سخنگفتن، خوشرويي و خوشخلقي، تحمل مشكلات و سختيها، انتقادپذيري، انعطافپذيري و حتي مثبتانديشي و برقراري روابط گرم با اطرافيان، در پرورش و بازسازي شخصيت انسانها نقش قابل توجهي داشته و از طرف ديگر، تأثيرات مثبت و مطبوعي بر اطرافيان برجاي ميگذارد. در اين رابطه موارد فراواني را نيز ميتوان اضافه كرد كه هركدام بنا بر تجربههاي فردي ميتوانند در رشد شخصيت حايز اهميت باشند.
4- فراگيري مهارتهاي اجتماعي و بهترين استفادة بهينه از عنصر زمان و پرهيز از اتلاف وقت و تنبلي و بيحوصلگي؛ در رشد شخصيت نقش بالايي دارد. بخش قابل توجهي از خلق شخصيتهاي سياسي، هنري، اجتماعي، مذهبي، ادبي، علمي و.... مرهون رعايت اين نكته بوده كه بهعلاوه، موفقيتي پايدار را بههمراه خواهد داشت.
5- رعايت هنجارها، سنتها، آداب و روسوم و قوانين رايج محيطي كه در آن زندگي كرده و به كار و فعاليت مشغوليم، ميتواند شخصيت سالم، جذاب و پرطرفداري را از ما به نمايش بگذارد.
6- مشاهدات نشان دادهاند كه چهار ويژگي هدفمند بودن، اميد داشتن، توكل كردن و شاكر بودن نهتنها در رشد شخصيتي زيبا و مطلوب نقش مهمي دارند، بلكه دارابودن اين صفات، بهتنهايي ميتوانند متضمن موفقيت همراه با آرامش باشند.
7- بهعلاوه، رعايت ارزشهاي اخلاقي، فرهنگي و انساني، شخيصت سالمي را خلق كرده، حتي ميتواند بر آندسته از زواياي پنهان شخصيتي كه جنبة منفي و ناسازگار داشته و به سبب وراثت يا تأثيرات محيطي، تجربههاي ناخوشايند گذشتة خود و اطرافيان نزديك پديد آمده و بهصورت جبري بر انسان تحميل ميشوند، غلبه كند. مطالعات متعددي نشان دادهاند، كسانيكه به ارزشهاي ديني پايبندي بيشتري داشته باشند و در هر لحظه از زندگي به فكر مرگ و آخرت باشند، شخصيت سالمتري داشته و توانايي بالاتري در رشد و بازسازي شخصيت از خود نشان ميدهند.
8- يكي از روشهاي مؤثر در ارتقاء شخصيت، جمعگرايي يا عدم كنارهگيري از جمع است. دستيابي به شخصيتي دوستداشتني با ويژگيهاي انساني مورد قبول جامعه، از راه اجتماعيبودن و اجتماعيشدن شخصيت و پرهيز از انزواطلبي، گوشهگيري و خودمحوري امكانپذير است. انسان اجتماعي قادر خواهد بود بسياري از نيازهاي طبيعي خود را از طريق برقراري رفتار اجتماعي به اصطلاح "جامعه پسند" تأمين كند.
9- همچنين، مؤلفههاي فرهنگي رايج در شكلگيري شخصيت افراد جامعه، نقش مهمي ايفا ميكنند. ازطرفي، چون درنهايت مردم سهم مهمي در تشكيل ساختار چنين مؤلفههايي بهعهده دارند، بنابراين تأثير و تأثر متقابل فرهنگ و شخصيت مردم بر روي يكديگر، غيرقابل انكارند.
10- رفتارهايي كه طي زمان براي افراد بهصورت عادت درميآيند و بخشي از تجربههاي زندگانيشان را تشكيل ميدهند، در شكلگيري شخصيت و بروز آثار آن، سهم فراواني دارند. بديهي است كه تغيير رفتار نامطلوب و الگوپذيري از شخصيت انسانهاي بزرگ، ميتواند در رشد و تعالي شخصيت، بسيار مؤثر باشد.
11- مسؤوليتپذيري نيز در رشد و تعالي شخصيت بسيار مهم است. كسيكه مسؤوليت اعمال خود را ميپذيرد و به آنچه انجام ميدهد آگاهي كامل دارد، بهطور مستمر در رشد شخصيت خويش كوشاست.
12- تطابق حرف با عمل نيز يكي از نشانههاي شخصيت سالم و جامعهپسند است. براي بازسازي شخصيت لازم است كه به آنچه ميگوييم عمل كنيم و حرف و سخني را بر زبان نرانيم اگر درصدد انجام آن در زندگي نيستيم. پرهيز از دوگانگي در حرف و عمل، شخصيتي واحد خلق كرده و درنهايت، از بروز شخصيتهاي چندگانه كه برخي از افراد مبتلا به آنند، جلوگيري ميكند.
برخورداري از شخصيتي سالم، موفقيت همراه با آرامش را به ارمغان ميآورد. رعايت نكات سادة بالا كه به صورتهاي مختلف مورد تأكيد شرع، پيامبر، امامان و بزرگان و انديشمندان قرار گرفته و براي هر كدام از موارد ذكرشده ميتوان انبوهي مصاديق گهربار شاهد آورد، فرد را به سوي پاكي، راستي و آرامش رهسپار كرده و او را در زندگي دنيا سعادتمند خواهد كرد.
پس بهخاطر داشته باشيم كه براي دستيازي به موفقيت همراه با آرامش، بايد بهطور مستمر شخصيت خود را نوسازي كرده، در رشد و ارتقاء آن كوشا باشيم. رشد و بازسازي مداوم شخصيت، افقهاي روشني از موفقيت پيش روي انسان باز كرده، درهاي تازه و جديدي را براي بهترزيستن و برخورداري از آرامشي پايدار، به روي او خواهد گشود.
ادامه مطلب
در ايامي نهچندان دور، سيهدلان صهيونيتبار، جنايات سهمگيني را مرتكب شدند كه دل تمامي آزاديخواهان را بهدرد آورد. آنروز قطعهاي را از سوز دل سرودم كه بيان دوبارهاش در شرايط كنوني كه آن فجايع اما با آتشي سهمگينتر تكرار شده و جان و خانه و كاشانة ملتي زجر كشيده را ميسوزاند، خالي از فايده نيست.
مكتب فقر و عشق، مرز و جغرافيا و نژاد و مليت و..... نميشناسد و هرآنكه در اين مكتب به جستجو يا تماشا بنشيند، راز آزادگي خواهد آموخت. فرقي نميكند، آزادگاني از قلب اروپا باشند يا شهيداني از روستای "قانا" در جنوب لبنان يا كودكان و جوانان و پيراني از غزة بهخون كشيدهشده؛ كه خبر شهادتشان، دل تمامی انسانهای آزاداندیش را به درد و رنج آورده و اشک از دیدگان جاری ميكند؛ اشك و رنجي كه تنها از ديدگان و دل كساني جاري ميشود كه با عشق و فقر دمسازند و خود را بخشي از بدنة جداناپذير هستي و بشريت ميدانند.
بهراستي باور اينهمه مصيبت و نسلكشي مشكل است،وقتي ميبيني كسانيكه هر روز بر سندان حقوق بشر ميكوبند، اما در اين شرايط بحراني كه خون از دل روزگار ميچكد، خفقان گرفتهاند.
راستی چگونه است، زنان و کودکانی که مظلومانه و در سختترین شرایط زندگی و زیر رگبار موشک و خمپاره، شاخههای زیتون صلح و دوستی را به عالمیان هدیه میکنند، باید قربانی هدفهای شوم جباران حقير جنایتکار شوند؟
باید کاری کرد!
منتظر باشید که در لحظات نزدیکی، انتقام خون شهیدان لبنانی و فلسطینی را با چنگ و دندان آتشین، از شما خواهیم گرفت.
منتظر باشید!
*
مادر ندا و یوسف را میبینم
و "هدی" را بر جنازة پدر
ايستادهاند با چشم دل
زیر سقف آئینهای احساسشان
و با دستان خالیشان در غزه
فریاد میزنند
تا شاید در هیاهوی ((تب جهانی))
((داور)) به نفع آنها سوت زند!
پنجرة دلشان را با خمپاره شکستهاند
اما خطنگهدار آفساید را سوت میزند
که باید به عقب برگردند
و عشق را فراموش کنند.
"غزه" فریاد میزند به رأی داور
"اسماعیل حنیه" مبهوت است
"ابومازن" نگاه میکند.
"يوسف هصيصی" خونین بر خاک میافتد
و پیکر افتادة خواهرش "ندا خليل ابوصيام" را
آنسویتر بر خاک میبیند؛
"هدی"
دیدگان وجودش کمسو شدهاند
و تنها بازماندة غرورش را
ازدسترفته میبیند.
توپ در میان ازدحام و شلوغی کویر زمین
گم شده است.
احمد قريع تنها بر زمین نشسته است
و با خون رگهای ندا
و دستان بیرمق یوسف
و آغوش بیپدر هدی
فلسطین را میخواهد از گذرگاه کرم شالوم
به سلامت دارد
امروز صبح
قلم شکستهام را آبیاری میکنم
و تمامی گلهای باغچة احساسم را
در سبد آرزوهایم
برای هدی و ندا و یوسف میفرستم
میدانم
و چه خوب ميدانم
صبحها باز
بنفشههای رنگارنگ آرزوهایشان را
نخواهند ديد،
و گل شببوی افکارشان را
در باغچة خالی و بیطراوت زندگی
و در نیمههای شب عرفانی سجاده مادر
نخواهند بوييد.
آی!
تمامی تماشاگرهای تب جهانی در صحنه
ببينيد نور دیدگان انسانیت را
كه پژمرده میشوند در غزه.
آی ناکسها!
به او برگردانید گلهای مادر را.
خطنگهدار دوباره سوت ميزند آفساید را
"اهود اولمرت" پنالتی میگیرد
تا "سرجوخه گيلاد شليت" از رختکن بازگردد.
توپ از رفح میگذرد
جوانان بر خاک میافتند
صورتها خونین میشوند
مادر ندا و یوسف ضجه میزند
آی ناکسها!
بگذارید که دستان مجروح فلسطين
آئینة احساسم را
جلا دهند.
کار به ضربات پنالتی میکشد
داور سوت میزند
خطنگهدار آفساید میگیرد
جوانان ایتالیا قهرمان جام میشوند.
توپها در غزه شلیک میشوند.
جوانان فلسطینی بر خاک میافتند.
رهبران جهانی شادند
از اینهمه افتخار، پیروزی و غرور.
"هدی" بر جنازة پدر ایستاده
"ماركو ماتراتزی" جام را در آغوش به خانه میبرد
مادر ندا و یوسف جنازهها را بر دوش
نمیداند کجا ببرد
غزه خونین است.
ادامه مطلب
"يادگيري" مستمر و بدون وقفه، شرط لازم موفقيت است. منظور از يادگيري، حفظ مطالب درسي يا فراگيري بعضي از مهارتها براي انجام كارهاي روزانه نيست كه البته آنهم بخشي از فرايند يادگيري محسوب ميشود.
منظور از يادگيري در اينجا قرارگرفتن در فرايندي استكه توانايي فرد را براي تفكر و تأمل در موضوعات يا رخدادها يا پديدههاي پيراموني افزايش داده و براي يافتن علت پيدايي هركدام، بهدنبال دانشاندوزي و آموختن رفته تا بتواند در نهايت به تغيير و اصلاح در رفتارهاي جاري خويش اهتمام ورزيده و به پايداري نسبي در تغييرات حاصلشده در رفتار و پندارش نايل آمده و تواناييهاي او را افزايش دهد تا زمينة قرارگرفتن در مسير موفقيتي پايدار همراه با آرامش مهيا شود.
يادگيري اگر از روي ميل و رغبت صورت گيرد، سبب نشاط روحي شده و چنانچه استمرار يابد، به عادتي شيرين تبديل ميشود كه ترك آن شايد به آساني امكانپذير نباشد. دانستن نادانستنيها، كشف مجهولات، پي بردن به راز هستي، ديدن ناديدنيها و..... چشم دل و صورت را باز كرده و آنچنان تحول روحي در انسان بهوجود ميآورد كه زيباييش به اندازة كل عالم خلقت است.
مقدمة عبادت و ستايش بندگان كه هدف خلقت را تشكيل ميدهد، يادگيري است و اگر به زيباترين صورت و كاملترين وجه صورت نگيرد، رهرو مسير را به اشتباه طي خواهد كرد.
ديدن زيباييهاي عالم و درك عميق آن در دل و جان، توسط يادگيري امكانپذير است؛ روزيكه براي نخستين بار چشم دل و صورت بر دنيا باز ميشود و اينهمه زيبايي و شگفتي عالم در چشم و ضمير نقش ميبندند، كلاس يادگيري شروع به كار كرده و مهيجترين اسرار خلقت را يكي پس از ديگري به انسان تعليم ميدهد.
براي يادگيري، نخست بايد "احساس نياز" و ضرورت و اهميت آنرا در خود بارور ساخته تا انگيزة كافي براي يادگيري مداوم همراه با تغييرات پايدار فراهم شود. سپس دورنما و افقهايي كه ميخواهيم آنها را بهدست آوريم، مشخص كرده و مسير حركت را براي خود كاملاً مشخص كنيم تا در فرايند يادگيري وقفه يا انحرافي پيدا نشود.
درواقع فردي كه در پي يادگيري مستمر است، هدفهاي والا، مشخص و قابل حصولي را در مقابل خود ترسيم كرده و با تلاش و ممارست فراوان سعي ميكند تا به آنها دست پيدا كند.
نكتة قابل توجه در مسير يادگيري آنست كه در حد امكان، روان خود را از آلودگيها پاك كرده و در كنار "سلامت جسماني"، از "سلامت رواني" نيز برخوردار شويم؛ چراكه عدم وجود اين دو بهطور نسبي، ميتواند فرايند يادگيري را با وقفه و انحراف مواجه ساخته و بنابراين، ما را از مسير موفقيت دور سازد. بايد هرگونه، ترس، نااميدي، دلسردي، تشويش و دلهره و اضطراب، افسردگي و دودلي را از خود دور ساخت.
بايد ذهن را با اعتماد به نفس بالا براي يادگيري آماده كرد. براي اينكار لازم است كه ابتدا باور كنيم كه "ميتوانيم" ياد بگيريم و سپس تلاش خود را آغاز كرده و بدون وقفه و توقف، يادگيري را قدم به قدم همچون طفلي كه متولد ميشود و از همان آغاز تولد به دنبال يادگيري است، آنرا هدفمند، دنبال كنيم.
در فرايند يادگيري، عادت كنيم كه مطالب مهم را بنويسيم تا در مواقع ضرور، به آنها مراجعه كرده، مورد استفاده قرار دهيم.
اينكه گفته شد يادگيري بايد هدفمند باشد، به اين معناست كه اولويتهاي مهم را مشخص كرده و با طبقهبندي آنها، از مهمترينشان شروع كنيم. بايد در مسير يادگيري با گامهاي محكم و استوار قدم گذاشته و هرگز از شكست و زمينخوردن، "ترسي" به دل راه ندهيم. ترس و دودلي، از دشمنان سرسخت يادگيري هستند. ترس، اعتماد به نفس را زايل كرده، قدرت يادگيري را در فرد كاهش ميدهد.
براي يادگيري، لازم نيست كه از موضوعات سخت و مشكل شروع كنيم و بهتر است كه در حد استعداد و نياز، مطالب مورد علاقه و قابل فهم را انتخاب كنيم. به ياد داشته باشيم كه براي رسيدن به دوردستهاي آرزو، از گامهاي كوچك شروع كنيم. برداشتن گامهاي كوچك، توان ما را براي برداشتن گامهاي بلندتر فزوني خواهد داد و ما را آمادة پروازهاي بلند در سرزمينهاي دور آرزوهاي شيريني كه تمامي قابل دستيابي هستند، خواهد كرد.
كسي كه انديشة يادگيري مستمر و هدفمند را در خود بارور كرده است، ذهني آماده براي فهم جهان پيراموني پيدا خواهد كرد و آنگاه به رموز موفقيت يكي پس از ديگري آگاه شده و با آرامش و اطمينان در مسير زندگي قدم ميگذارد. قدمهايي كه هر كدام مملو از موفقيت و پيروزياند و درواقع، چنين فردي هرگز با شكست و نااميدي همداستان و همساز نخواهد شد.
ادامه مطلب
براي رسيدن به موفقيت راههاي زيادي وجود دارد كه قدم گذاشتن در اكثر آنها بسيار سهل و آسان است.
بايد بدانيم كه شخصي موفق است كه در وهلة نخست، از "سلامت جسماني" خود به بهترين صورت مراقبت ميكند.
افرادي هستند كه ممكن است توجه كمي به سلامتي جسماني خود كرده و با كارهاي بسيار سادهاي كه ميتوانند انجام دهند، اما از انجام آنها طفره ميروند، جسم خود را در برابر سختيها، مشكلات، ناملايمات و حتي انرژيهاي منفي كه بهطور معمول همه را دربرميگيرند، مقاوم نميسازند.
براي مراقبت از سلامتي جسم تنها داشتن امكانات مادي كافي نيستند و در بسياري از زمينهها شايد كمترين نيازي هم به پول وجود داشته باشد. ياد بگيريم كه بدن خود را دوست داشته، به آن احترام بگذاريم چراكه بدون جسمي سالم و بانشاط، رسيدن به موفقيتي پايدار امكانپذير نخواهد بود. درواقع بايد مراقب باشیم كه به سلامتي جسم بيشتر از شغل و كار خود اهميت دهيم؛ دراينصورت، از حرفة بهتري برخوردار شده و موفقيتهاي بيشتري در كار بهدست خواهيم آورد.
علاوه بر نكات بالا، از هشت روش ساده زير ميتوان براي برخورداري از جسمي سالم بهرهمند شد و مسير دستيابي به موفقيت را هموار كرد:
* داشتن تحرك لازم و انجام ورزشهاي ساده و كمخرج مثل پيادهروي روزانه كه ضامن سلامتي است، تنها اراده ميخواهد و اگر تبديل به عادت شود، نهتنها بسيار لذتبخش خواهد بود، بلكه نيرو و نشاط فراواني را براي جسم بههمراه ميآورد.
* تغذية سالم، اجتناب از پرخوري و پرهيز از مصرف سيگار، مواد مخدر، مشروبات الكلي و هر آنچه به سلامت بدن زيان ميرساند، سلامت جسم را تضمين كرده، راه رسيدن به موفقيتي پايدار را هموار ميكند.
* رعايت بهداشت عمومي و خصوصي، در سلامتي جسم نقش بسيار مهمي دارد. افرادي كه با رعايت بهداشت، طرفدار نظرية پيشگيري هستند، كمتر به بيماريهاي مختلف آلوده ميشوند و جسمي قوي و شاداب خواهند داشت.
* برخي پزشكان، درست تنفس كردن را در سلامتي جسم مؤثر ميدانند و حتي ادعا ميكنند كسانيكه هر روز صبح، ده الي دوازده نفس عميق در هواي پاك صبحگاهي ميكشند، جسمي سالم و شاد را در طول روز تجربه خواهند كرد و از فعاليت روزانة بهتري برخوردار خواهند شد.
* خواب خود را در شبانهروز تنظيم كنيد و سعي كنيد به اندازة كافي استراحت كرده تا از جسمي سالم و شاداب برخوردار شويد. پزشكان اعتقاد دارند در مواردي، استحمام بهقدر چهار ساعت در رفع خستگي جسم مؤثر بوده و سبب نشاط آن ميشود.
* خنديدن، به سلامتي جسم كمك زيادي ميكند. مطالعات نشان ميدهد كه افراد خندهرو و خوشخلق از تغذية بهتري برخوردار بوده و بنابراين، جسم سالمتري دارند.
* مطالعات كاربردي فراواني نشان دادهاند كه خوشبيني، داشتن اعتماد به نفس، توليد انرژيهاي مثبت و بهطور كلي مثبتنگري، نوعدوستي، بخشندگي، بخشش، اميد به آينده، و توكل به ارادة برتر تأثيرات فراواني را در سلامتي جسم دارند. بهعبارت ديگر، كسانيكه از رواني سالم برخوردارند، لاجرم جسمي سالم نيز در اختيار دارند.
* بهعلاوه، بهبود كيفيت رابطه با اطرافيان نيز در سلامت جسم نقش مهمي دارد. بايد بدبيني و نفرت و كينه و حسد را از وجود خود پاك كرده، دوستي و عشق و محبت را جانشين كنيم تا رابطة بهتري با دوستان، همكاران و خويشاوندان برقرار سازيم.
پس بهخاطر داشته باشيم و ايمان آوريم كه: لازمة رسيدن به موفقيت، داشتن جسمي سالم و بانشاط است.
ادامه مطلب
در عالم سياستمداري همينجوري، تصميمهاي سياسي همينجوري آنقدر فراگير شدهاند كه شايد كمتر كسي كه قبل از انقلاب، درد انقلاب در سر داشت و خواهان برپايي دنيايي غيرهمينجوري بود، گمان ميكرد كه جامعهاي بسازد با تمامي مظاهر شگفت همينجوري! یاد دوران دانشجویی قبل از انقلاب در آمریکا میافتم که دبیر منطقهای انجمن اسلامی بودم با آنهمه تدبیر و رؤیا که شرایط امروز را کمتر کسی گمانه میزد. جوانانی بودیم بدون ادعا و انتظار که جوش و خروش جوانی را با اندیشة انقلابی عجین کرده و آرزوهایمان را در جامعهای آزاد و مستقل جستجو میکردیم. هرچه بود، در عشق و اراده و طلب خلاصه میشد. هیچ کس را سودای مقام یا رسیدن به ثروت در سر نبود که درعوض، باید از "جوانی" و پساندازی هم که برای تحصیل کنارگذاشته شده بود، هزینه میكرد.
آنروزها، نه نتیجة مبارزات معلوم بود و نه زمان رسیدن به آن؛ با اینهمه، دانشجویان میخروشیدند و درکنار مردم از دل مایه میگذاشتند. اما در آن ایام، نه اثری از روحانیون مبارز بود یا روحانیت مبارز یا جامعة مدرسین حوزة علمیه، یا اصولگرایان یا اصلاحطلبان یا آبادگران یا اصولگرایان اصلاح طلب یا اصلاحطلبان اصولگرا یا جناح راست اصولگرا یا جناح چپ اصلاح طلب و... که امروز، همگی خود را بیکم و کاست، مسلمان و معتقد به نظام میدانند و حتی کمتر گروهی پیدا میشود که چشم دیدن گروه دیگر را داشته باشد.
آن روزها کسی نمیگفت که "منتقد احمدینژاد، مخالف رهبر است" یا اعتقاد نداشت که: "مخالف هاشمی، دشمن پيغمبر است" و البته انتظار هم نبود که پس از سرنگونی رژیم پهلوی و استقرار نظام اسلامی و رویکارآمدن دولتی جدید؛ در ایام انتخابات، به کسانی رأی دهند که مخالف دولت باشند و این رویه در هر دورة انتخابات با شدت بیشتری ادامه پیدا کند.
اگر گفته شود از مردم، كمتر كسي به این تناقض در اندیشه و رفتار که پس از انقلاب در جامعه شیوع پیدا کرده، میاندیشد تا چه رسد به آنکه نهاد یا سازمانی بهدنبال چارهجویی باشد، حرفي به گزاف نگفتهايم! تحلیل رفتارشناسی فرهنگ اخیر سیاسی مردم این مرز و بوم که نشأتگرفته از نظام کنترلی و همينجوريست، باید در چارچوب تفکر کنترلی مورد مداقه قرار گیرد، بهنحویکه حتی رئیس دولت نهم، يكسال و اندي پس از رويكارآمدنش و در شرایط خاص سیاسی- برای مثال انتخابات شوراها- با شهردار تهران همصدا میشود که: "دولت نباید در انتخابات شوراها دخالت کرده يا در فعاليتهاي سياسي شركت كند."[1] تا نشان داده شود، انتخابات آزاد برگزار میشود و تنها رأی مردم ملاک است؛ و صد البته احدي از آحاد هم سؤال نميكند كه مگر وظيفة دولت، دخالت در انتخابات است و مگر قبلاً دخالت ميكرده يا.........!؟
بهطور طبیعی چنین اظهارنظرها و واکنشهایی تنها در چارچوب نظامهای کنترلی و همينجوري قابل رؤیتاند که دولت و کارگزارانش بنا به مصلحت سیاسی، با مردم همصدا و خواستار انتخاباتی آزاد میشوند.
دخالت دولت در انتخابات، سابقهای دیرینه در ادبیات سیاسی ایرانزمین دارد.به عنوان مثال، پس از نهضت مشروطیت، که قرار بود انتخابات آزاد باشد، دخالتها شروع شده و در انتخابات دورة شانزدهم مجلس به اوج رسید. در آن هنگام که دولت "ساعد" درصدد تشکیل مجلسی فرمایشی بود با مقاومت نمایندگان اقلیت مجلس پانزدهم مواجه شده و هیجده تن از آنها بههمراه دکتر مصدق و حمایت آیتالله کاشانی که در تبعید بود، در دربار متحصن شدند. متحصنین عبارت بودند از: دکتر مصدق، شمسالدین امیرعلایی، یوسف مشار، دکتر شایگان، محمود نریمان، دکتر سنجابی، دکتر کاویانی، دکتر مظفر بقایی، حسین مکی، عبدالقدیر آزاد، عباس خلیلی، حایریزاده، عمیدی نوری، دکتر حسین فاطمی، جلالی نائینی، احمد ملکی، ارسلان خلعتبری، زیرکزاده و سیدجعفر غروی.
در نهایت، بهدنبال اعتراضات گسترده، "عبدالحسین هژیر" وزیر دربار توسط "سیدحسین امامی" از شاگردان آیتالله کاشانی، ترور و انتخابات این دوره هم ابطال شد. حداقل در آن دوران، جامعه شاهد ابطال انتخابات بود، اما گزینشهای سختگیرانة استصوابی کنونی شوراي نگهبان، اگر هم با نگرانیهایی درخصوص صندوقهای رأی مواجه باشد که گهگاه حتی از زبان رئیس مجمع تشخیص مصلحت و دیگر فعالان سیاسی بهکرات شنیده شده، هیچگاه به ابطال انتخابات نیانجامیده است که اینهم از دیگر مظاهر نظام کنترلی و همينجوري است.
در شرایط کنونی، حتی این حداقل هم معلوم نیست که دستآوردهای مثبت و تأثیرگذار گروه قبلی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و... که قرار است در هر انتخابات جای خود را با نفراتی دیگر عوض کنند، چه بوده و آیا نهادی عملکرد آنها را در بوتة نقد و بررسی ميگذارد تا رأیدهندگان تصویر روشنی از انتخاب مجدد همان افراد یا گروهی دیگر را داشته باشند، یا تنها قرار است که فقط نمایش انتخابات به روی صحنه آمده و گروههای بانفوذ هم مطمئناند که مردم، "لیستی" رأی خواهند داد؟ و از آنجایی که در صحنة سیاسی در یک نظام کنترلی و همينجوري، کسی پاسخگوی اعمالش نیست، هیچگاه افراد "لیست برنده" در پایان دوره، مورد پرسش قرار نخواهند گرفت، همچنانکه هیچگاه مجلسین ایران قبل از انقلاب، پاسخگوی اعمال خویش نبودند، چراکه امروز ما حکم بر "فرمایشی بودن" آنها را صادر میکنیم و ایضاً، طی دهههاي متمادي پس از انقلاب نیز هیچگاه عملکرد "مجلس" یا "شورایی" مورد پرسش قرار نگرفته است.
بهطور قطع در نظامهای آزاد مردمسالار غيرهمينجوري، این قبیل تدابیر اندیشه نشده و چنین برداشتهایی از چگونگی نحوة فرآیند انتخابات، تنها از مظاهر نظام کنترلی همينجوريست. ذکر این نکته هم خالی از فایده نیست که نباید گمان شود انتخابات تنها از مظاهر نظام آزاد مردمسالاری است، چراکه مشاهدات نشان میدهند رژیمهای کنترلی همينجوري عصر جدید نیز برای کسب مشروعیت و مقبولیت خود، از ابزار انتخابات استفاده میکنند، اما باید تفاوتهای ماهوی میان این دو قسم انتخابات جستجو کرد.
بهعلاوه نباید تصور کرد که فعالان سیاسی امروز، از مخالفین انتخابات مجلس شانزدهم که اکثراً پروندة قطور سیاسی- مبارزاتی در نظام شاهنشاهی داشتند و همگی سودای انتخابات را در سر میپروراندند، نگرانی بیشتری برای تعالی کشور دارند، اما چون هر دو در نظامی کنترلی همينجوري تربیت سیاسی شدهاند، بهنظر نمیرسد که دستآوردهای آنچنان متفاوتی هم در صحنههای سیاسی- اجتماعی ارايه دهند.
بههمین صورت است، قیاس مبارزات دانشجویی سالیان دور با فعالیتهای محدود سیاسی دانشجویان امروز؛ حداقل آنان نظام سیاسی پیشین را تغییر دادند، اما آیا اینان توان حفظ بدون انحراف دستآوردهای گذشته و تعمیق آنرا در راستای استقرار نظامی آزاد و مستقل خواهند داشت یا تنها در "باغچة کوچک خانهاشان" بهدنبال نقد آرام شرايط موجودند؟ پرواضح است که اگر اندیشة استقرار نظامی آزاد و مستقل در آئینة اوهام افتد، باید هر از چندگاه یکبار، دلخوش به شعارها و عبارات زیبنده یا فریبنده بود و گفت که: "ما بیش و پیش از آنکه به دستانی ویرانگر محتاج باشیم، به اذهانی ویرانگر محتاجیم ؛ و دستانی سازنده." اما فراموش نکنیم که اوضاع همچنان بس فریبنده است، نازنین!
فريبندگي اوضاع اما تنها به همينجا ختم نميشود كه چگونگي فرآيند انتخاب افراد از طرف نهاد شوراي نگهبان براي قرارگرفتن در مبارزات انتخاباتي، از عجايب روزگار است كه صدالبته بر طنازي تصميمهاي انتخاباتي همينجوري ميافزايد. يكي از دوستان سياسيام كه "جواني" خود را در سياست، همينجوري تلف كرده، برايم تعريف ميكرد؛ از دبير شوراي نگهبان بيشتر از خدا ميترسد! گفتم يعني چه؟ گفت: "احراز صلاحيت" براي قرارگرفتن در ليست انتخاباتي در ايران غيرقابل پيشبيني است. يعني، كسيكه تاكنون چند دورة متمادي نمايندة مجلس يا وزير بوده و هماكنون رئيس يكي از كميسيونهاي مجلس است و حتي اختيار دارد كه وزير اطلاعات را در كميسيون به سينجين بكشد، اگر بخواهد در دور بعدي انتخابات مجلس شركت كند، اگر در طيف سياسي حاكم نباشد، امكان رد صلاحيتش از طرف شوراي نگهبان بسيار زياد است![2] او درحاليكه سرش را تكان ميداد با تعجب و افسوس، انگار از "خدا" ميپرسيد: اگر اين اشخاص صلاحيت ندارند، چرا اكنون نمايندة مجلس يا حتي در بالاترين مقام اجرايي كشور قرار دارند؟ با اين اوصاف آيا همينجوريتر از نحوة برگزاري انتخابات در جايي يافت ميشود؟(1) و (2)
1- برگرفته از كتاب چاپنشدة "كشورداري همينجوري" كه معلوم هم نيست اين كتاب در شرايط فعلي اصلاً امكان گرفتن مجوز براي چاپ از طرف وزارت ارشاد را پيدا كرده و به اين زوديها در ويترين كتابفروشيها عرضه شود!
2- چون ايام انتخابات مجلس است، فكر كردم ذكر دوباره اين مطلب خالي از لطف نباشد و البته تا نظر شما چه باشد!
[1] - بردیانیوز:محمد باقر قالیباف، شهردار تهران در حاشیه مراسم افتتاح آخرین فاز دکل برج میلاد تهران، در گفتگویی که با خبرنگاران داشت، هشدار داد که «دولت نباید در انتخابات شوراها دخالت کند». ۱۲ آذر ۱۳۸۵
http://www.bardianews.com/archives/1385/09/post_50.php
تبیان: آقای احمدی نژاد فرمودند که شوراها نباید در امور سیاسی دخالت کنند نظر شما در این رابطه چه می باشد؟مهندس تقی زاده: به نظر من ایشان کم لطفی کردند. یک ضرب المثل هست که می گوید رطب خورده منع رطب چون کند. ایشان خودشان کرسی بالاترین رتبه سیاسی مملکت را از شهرداری بدست آورده است. البته ما فعالیت سیاسی نخواهیم داشت. سه شنبه 21/9/1385 http://www.tebyan.net/Archive/Society_Politics/2006/12/12/30378.html
[2] - به گزارش ايسنا، آيتالله جنتي در همايش مسئولان دفاتر نظارتي شوراي نگهبان در استانها گفت: برخي مدعي ميشوند «اصل بر برائت افراد است، مگر اين كه خلافش ثابت شود»، طرح اين بحث پشتوانه حقوقي درستي ندارد. ۱۹ آذر ۱۳۸۶
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=2988
ادامه مطلب
