تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی

 

كتاب "راز بهتر زيستن: رمز موفقيت همراه با آرامش" چاپ شد.

 

اين خبر را نه از اين بابت مي‏نويسم كه كتابي چاپ و جلوه‏نمايي كرده باشم. اصلاً اين‏طور نيست،‌ بلكه دوست دارم نشاط و آرامشي كه اين كتاب براي خوانندگانش به‏همراه مي‏آورد، با شما قسمت كرده و پيشاپيش به‏عنوان عيدي حضورتان تقديم كنم. نمي‏دانم كه چرا در ميان بيست و چندي كتاب علمي و دانشگاهي كه تأليف و چاپ كرده‏ام، اين يكي برايم تازگي و طراوت ديگري دارد. طراوتي كه در عنوان كتاب به‏خوبي ترسيم شده و ناشر محترم كتاب، با طراحي بسيار زيبا و دلنشيني، طراوت و شادابي كتاب را دوچندان كرده است.

 

كتابِ بسيار خوب و مناسبي براي عيدي دادن و شادكردن دل‏هايي است كه دوستشان داريم و برايشان احترام و ارزش قايليم.

 

جالب است كه نخستين مطلب كتاب با اين عبارات شروع مي‏شود:

"در بهار و نوروز، زیبائی و طراوت فصل سبز و بارانی را در اندیشه و احساس‏ها مي‏توان لمس کرد و چه خوب است که انرژی مثبت چنين احساسي را در روان اطرافيانمان جاری كرده و آرزو كنيم که همگی در ايام نوشدن طبيعت، با شادابی بیشتر و توانی والاتر و دستی فراختر و جسم و روحی سالم‏تر و ذهنی آماده‏تر به ساختن روزهايی بپردازیم که تمامی لحظاتش سرشار از موفقیت و کامیابی و سرور و شادی و لبخند و امید باشد."

 

براي تمامي دوستان عزيزم چنين آرزوهاي شيريني دارم و اميدوارم كه شما با معرفي و هدية نسخه‏اي از كتاب به دوستان و عزيزان خود، همين آرزوهاي شيرين را نيز براي آن‏ها داشته باشيد.

 

به‏راستي نمي‏خواهم كتاب را تبليغ كنم كه تا كنون چنين كاري نكرده‏ام و با شيوه‏هايش هم آشنايي ندارم، اما اگر مي‏خواهيد پيام‏هاي دلنشين و اميدبخش كتاب را در سال جديد به گوش و دل دوستان و عزيزانتان برسانيد، بهتر است كساني‏كه داراي سايت و وبلاگ هستند، به گونه‏اي اين كتاب را به ساير دوستان خود و به هر طريقي كه صلاح مي‏دانند، معرفي كنند تا بدين‏ترتيب، انرژي مثبت كتاب فراگير شود.

 

كتاب را "انتشارات بهجت" به زيور چاپ آراسته و براي تهية‌ آن مي‏توان با آدرس و شماره تلفن‏هاي زير تماس حاصل كرد:

 

تهران- خيابان ولي‏عصر، دو راهي يوسف‏آباد، شمارة 804- انتشارات بهجت

 

تلفن كتابفروشي: 88957171 – 021

 

تلفن دفتر پخش:  88899907 – 021

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

يكي ديگر از راه‏هاي كسب موفقيت، رشد و نوسازي مداوم شخصيت است. كليد رمزي كه مي‏تواند قفل درهاي بسياري را به سوي موفقيت و آرامش پايدار بگشايد.

شخصیت عبارت است از ويژگي‏هاي رفتاري، فكري، اخلاقي، نفساني، تربيتي، آموزشي، فرهنگي، وراثتي،‌ احساسي، انگيزشي، هيجاني و..... يك انسان كه تا حدود زيادي منحصر به فرد بوده و از جهات بسياري، با ديگران متفاوت است.

برخي از اين ويژگي‏ها اكتسابي هستند و انسان از بدو تولد تا زمان مرگ، آن‏ها را در خود به‏وجود آورده، كم يا زياد كرده و وجوه متفاوتي را طي گذران عمر،‌ در رفتار و كردار و گفتار خود به نمايش مي‏گذارد. بخش كمي از ويژگي‏هاي شخصيتي اما اكتسابي نيستند و تحت تأثير وراثت زيستي قرار مي‏گيرند.

عوامل مختلفي در رشد و تعالي شخصيت مؤثرند كه در ادامه به گوشه‏اي از آن‏ها اشاره خواهد شد. بديهي است، توجه به اين نكات مي‏تواند انسان را در پيداكردن راه‏هاي ديگري ياري رساند.

1- به‏طور كلي شخصيتي سالم است كه ضمن داشتن ثبات و پايداري بتواند رفتاری سازگار و انعطاف‏پذیر در برخورد با محیط و موقعیت‏هاي متفاوت از خود نشان دهد. بنابراين، چنين شخصيتي قابل پيش‏بيني است و اطرافيان نيز سازگاري بيشتري با آن نشان خواهند داد. برعكس، ناسازگاري و انعطاف‏ناپذيري با محيط و اطرافيان نمايانگر اختلال در شخصيت است. اين افراد غالباً با تغييرات جديد مخالف بوده و واكنش‏هاي منفي از خود نشان مي‏دهند.

2- هرچند شخصيت، مفهومي انتزاعي است، اما آثارش آن‏قدر مشهود و معلوم است كه بخش قابل توجهي از زندگي آدميان در فرايند روابط اجتماعي آن‏ها را تشكيل مي‏دهد. براي مثال، كسي‏كه راستگو، امانتدار، به قول و قرارها پاي‏بند، امانتدار، نوعدوست، بخشنده و...... است، نزد مردم از شخصيتي سالم برخوردار بوده و مناسب‏ترين رابطة اجتماعي را مي‏تواند با اطرافيان برقرار كند.

3- ظاهري آراسته داشتن، خوش‏بو بودن، زيبا و شيرين و آرام سخن‏گفتن، خوش‏رويي و خوش‏خلقي، تحمل مشكلات و سختي‏ها، انتقادپذيري، انعطاف‏پذيري و حتي مثبت‏انديشي و برقراري روابط گرم با اطرافيان، در پرورش و بازسازي شخصيت انسان‏ها نقش قابل توجهي داشته و از طرف ديگر، تأثيرات مثبت و مطبوعي بر اطرافيان برجاي مي‏گذارد. در اين رابطه موارد فراواني را نيز مي‏توان اضافه كرد كه هركدام بنا بر تجربه‏هاي فردي مي‏توانند در رشد شخصيت حايز اهميت باشند.

4- فراگيري مهارت‏هاي اجتماعي و بهترين استفادة بهينه از عنصر زمان و پرهيز از اتلاف وقت و تنبلي و بي‏حوصلگي؛ در رشد شخصيت نقش بالايي دارد. بخش قابل توجهي از خلق شخصيت‏هاي سياسي، هنري، اجتماعي، مذهبي، ادبي، علمي و.... مرهون رعايت اين نكته بوده كه به‏علاوه، موفقيتي پايدار را به‏همراه خواهد داشت.

5- رعايت هنجارها، سنت‏ها، آداب و روسوم و قوانين رايج محيطي كه در آن زندگي كرده و به كار و فعاليت مشغوليم،‌ مي‏تواند شخصيت سالم، جذاب و پرطرفداري را از ما به نمايش بگذارد.

6- مشاهدات نشان داده‏اند كه چهار ويژگي هدفمند بودن،‌ اميد داشتن، توكل كردن و شاكر بودن نه‏تنها در رشد شخصيتي زيبا و مطلوب نقش مهمي دارند، بلكه دارابودن اين صفات، به‏تنهايي مي‏توانند متضمن موفقيت همراه با آرامش باشند.

7- به‏علاوه، رعايت ارزش‏هاي اخلاقي، فرهنگي و انساني، شخيصت سالمي را خلق كرده، حتي مي‏تواند بر آن‏دسته از زواياي پنهان شخصيتي كه جنبة‌ منفي و ناسازگار داشته و به سبب وراثت يا تأثيرات محيطي، تجربه‏هاي ناخوشايند گذشتة خود و اطرافيان نزديك پديد آمده و به‏صورت جبري بر انسان تحميل مي‏شوند، غلبه كند. مطالعات متعددي نشان داده‏اند، كساني‏كه به ارزش‏هاي ديني پاي‏بندي بيشتري داشته باشند و در هر لحظه از زندگي به فكر مرگ و آخرت باشند، شخصيت سالم‏تري داشته و توانايي بالاتري در رشد و بازسازي شخصيت از خود نشان مي‏دهند.

8- يكي از روش‏هاي مؤثر در ارتقاء شخصيت، جمع‏گرايي يا عدم كناره‏گيري از جمع است. دست‏يابي به شخصيتي دوست‏داشتني با ويژگي‏هاي انساني مورد قبول جامعه، از راه اجتماعي‏بودن و اجتماعي‏شدن شخصيت و پرهيز از انزواطلبي، گوشه‏گيري و خودمحوري امكان‏پذير است. انسان اجتماعي قادر خواهد بود بسياري از نيازهاي طبيعي خود را از طريق برقراري رفتار اجتماعي به اصطلاح "جامعه پسند" تأمين كند.

9- همچنين، مؤلفه‏هاي فرهنگي رايج در شكل‏گيري شخصيت افراد جامعه، نقش مهمي ايفا مي‏كنند. ازطرفي، چون درنهايت مردم سهم مهمي در تشكيل ساختار چنين مؤلفه‏هايي به‏عهده دارند، بنابراين تأثير و تأثر متقابل فرهنگ و شخصيت مردم بر روي يكديگر، غيرقابل انكارند.

10- رفتارهايي كه طي زمان براي افراد به‏صورت عادت درمي‏آيند و بخشي از تجربه‏هاي زندگانيشان را تشكيل مي‏دهند، در شكل‏گيري شخصيت و بروز آثار آن،‌ سهم فراواني دارند. بديهي است كه تغيير رفتار نامطلوب و الگوپذيري از شخصيت انسان‏هاي بزرگ، مي‏تواند در رشد و تعالي شخصيت، بسيار مؤثر باشد.

11- مسؤوليت‏پذيري نيز در رشد و تعالي شخصيت بسيار مهم است. كسي‏كه مسؤوليت اعمال خود را مي‏پذيرد و به آن‏چه انجام مي‏دهد آگاهي كامل دارد، به‏طور مستمر در رشد شخصيت خويش كوشاست.

12- تطابق حرف با عمل نيز يكي از نشانه‏هاي شخصيت سالم و جامعه‏پسند است. براي بازسازي شخصيت لازم است كه به آن‏چه مي‏گوييم عمل كنيم و حرف و سخني را بر زبان نرانيم اگر درصدد انجام آن در زندگي نيستيم. پرهيز از دوگانگي در حرف و عمل، شخصيتي واحد خلق كرده و درنهايت، از بروز شخصيت‏هاي چندگانه كه برخي از افراد مبتلا به آنند، جلوگيري مي‏كند.

برخورداري از شخصيتي سالم، موفقيت همراه با آرامش را به ارمغان مي‏آورد. رعايت نكات سادة بالا كه به صورت‏هاي مختلف مورد تأكيد شرع، پيامبر، امامان و بزرگان و انديشمندان قرار گرفته و براي هر كدام از موارد ذكرشده مي‏توان انبوهي مصاديق گهربار شاهد آورد، فرد را به سوي پاكي، راستي و آرامش رهسپار كرده و او را در زندگي دنيا سعادت‏مند خواهد كرد.

پس به‏خاطر داشته باشيم كه براي دست‏يازي به موفقيت همراه با آرامش، بايد به‏طور مستمر شخصيت خود را نوسازي كرده،‌ در رشد و ارتقاء آن كوشا باشيم. رشد و بازسازي مداوم شخصيت، افق‏هاي روشني از موفقيت پيش روي انسان باز كرده،‌ درهاي تازه و جديدي را براي بهترزيستن و برخورداري از آرامشي پايدار، به روي او خواهد گشود.

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

در ايامي نه‏چندان دور، سيه‏دلان صهيوني‏تبار، جنايات سهمگيني را مرتكب شدند كه دل تمامي آزادي‏خواهان را به‏درد آورد. آن‏روز قطعه‏اي را از سوز دل سرودم كه بيان دوباره‏اش در شرايط كنوني كه آن فجايع اما با آتشي سهمگين‏تر تكرار شده و جان و خانه و كاشانة ملتي زجر كشيده را مي‏سوزاند،‌ خالي از فايده نيست.

مكتب فقر و عشق، مرز و جغرافيا و نژاد و مليت و..... نمي‏شناسد و هرآن‏كه در اين مكتب به جستجو يا تماشا بنشيند، راز آزادگي خواهد آموخت. فرقي نمي‏كند،‌ آزادگاني از قلب اروپا باشند يا شهيداني از روستای "قانا" در جنوب لبنان يا كودكان و جوانان و پيراني از غزة‌ به‏خون كشيده‏شده؛ كه خبر شهادت‏شان، دل تمامی انسان‏های آزاداندیش را به درد و رنج آورده و اشک از دیدگان جاری مي‏كند؛ اشك و رنجي كه تنها از ديدگان و دل كساني جاري مي‏شود كه با عشق و فقر دمسازند و خود را بخشي از بدنة جداناپذير هستي و بشريت مي‏دانند.

به‏راستي باور اين‏همه مصيبت و نسل‏كشي مشكل است،‌وقتي مي‏بيني كساني‏كه هر روز بر سندان حقوق بشر مي‏كوبند، اما در اين شرايط بحراني كه خون از دل روزگار مي‏چكد، خفقان گرفته‏اند.

راستی چگونه است، زنان و کودکانی ‏که مظلومانه و در سخت‏ترین شرایط زندگی و زیر رگبار موشک و خمپاره، شاخه‏های زیتون صلح و دوستی را به عالمیان هدیه می‏کنند، باید قربانی هدف‏های شوم جباران حقير جنایتکار شوند؟

باید کاری کرد!

منتظر باشید که در لحظات نزدیکی، انتقام خون شهیدان لبنانی و فلسطینی را با چنگ و دندان آتشین، از شما خواهیم گرفت.

منتظر باشید!

*

مادر ندا و یوسف را می‏بینم

          و "هدی" را بر جنازة پدر

         ايستاده‏اند با چشم دل

زیر سقف آئینه‏ای احساسشان

و با دستان خالیشان در غزه

فریاد می‏زنند

تا شاید در هیاهوی ((تب جهانی))

((داور)) به نفع آنها سوت زند!

پنجرة دلشان را با خمپاره شکسته‏اند

اما خط‏نگهدار آفساید را سوت می‏زند

که باید به عقب برگردند

و عشق را فراموش کنند.

"غزه" فریاد می‏زند به رأی داور

"اسماعیل حنیه" مبهوت است

"ابومازن" نگاه می‏کند.

"يوسف هصيصی" خونین بر خاک می‏افتد

و پیکر افتادة خواهرش "ندا خليل ابوصيام" را

آنسوی‏تر بر خاک می‏بیند؛

"هدی"

دیدگان وجودش کم‏سو شده‏اند

و تنها بازماندة غرورش را

            ازدست‏رفته می‏بیند.

توپ در میان ازدحام و شلوغی کویر زمین

گم شده است.         

احمد قريع تنها بر زمین نشسته ‏است

            و با خون رگ‏های ندا

            و دستان بی‏رمق یوسف

            و آغوش بی‏پدر هدی

            فلسطین را می‏خواهد از گذرگاه کرم شالوم 

            به سلامت دارد

امروز صبح

قلم شکسته‏ام را آبیاری می‏کنم

و تمامی گل‏های باغچة احساسم را

در سبد آرزوهایم

برای هدی و ندا و یوسف می‏فرستم

می‏دانم 

و چه خوب مي‏دانم

صبح‏ها باز 

بنفشه‏های رنگارنگ آرزوهایشان را

نخواهند ديد،

و گل شب‏بوی افکارشان را

            در باغچة خالی و بی‏طراوت زندگی

            و در نیمه‏های شب عرفانی سجاده مادر‏

نخواهند بوييد.

آی!

تمامی تماشاگرهای تب جهانی در صحنه

ببينيد نور دیدگان انسانیت را

            كه پژمرده می‏شوند در غزه.

آی ناکس‏ها!

به او برگردانید گل‏های مادر را.

خط‏نگهدار دوباره سوت مي‏زند آفساید را

"اهود اولمرت" پنالتی می‏گیرد

تا "سرجوخه گيلاد شليت" از رختکن بازگردد.                     

توپ از رفح می‏گذرد

جوانان بر خاک می‏افتند

صورت‏ها خونین می‏شوند

مادر ندا و یوسف ضجه می‏زند

آی ناکس‏ها!

بگذارید که دستان مجروح‌ فلسطين

آئینة احساسم را

            جلا دهند.

کار به ضربات پنالتی می‏کشد

داور سوت می‏زند

خط‏نگهدار آفساید می‏گیرد

جوانان ایتالیا قهرمان جام می‏شوند.

توپ‏ها در غزه شلیک می‏شوند. 

جوانان فلسطینی بر خاک می‏افتند.

رهبران جهانی شادند

از این‏همه افتخار، پیروزی و غرور.

"هدی" بر جنازة پدر ایستاده

"ماركو ماتراتزی" جام را در آغوش به خانه می‏برد

مادر ندا و یوسف جنازه‏ها را بر دوش

نمی‏داند کجا ببرد

غزه خونین است.

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

"يادگيري" مستمر و بدون وقفه، شرط لازم موفقيت است. منظور از يادگيري، حفظ مطالب درسي يا فراگيري بعضي از مهارت‏ها براي انجام كارهاي روزانه نيست كه البته آن‏هم بخشي از فرايند يادگيري محسوب مي‏شود.

منظور از يادگيري در اينجا قرارگرفتن در فرايندي است‏كه توانايي فرد را براي تفكر و تأمل در موضوعات يا رخدادها يا پديده‏هاي پيراموني افزايش داده و براي يافتن علت پيدايي هركدام، به‏دنبال دانش‏اندوزي و آموختن رفته تا بتواند در نهايت به‌ تغيير و اصلاح در رفتارهاي جاري خويش اهتمام ورزيده و به پايداري نسبي در تغييرات حاصل‏شده در رفتار و پندارش نايل آمده و توانايي‏هاي او را افزايش دهد تا زمينة قرارگرفتن در مسير موفقيتي پايدار همراه با آرامش مهيا شود.

يادگيري اگر از روي ميل و رغبت صورت گيرد، سبب نشاط روحي شده و چنان‏چه استمرار يابد، به عادتي شيرين تبديل مي‏شود كه ترك آن شايد به آساني امكان‏پذير نباشد. دانستن نادانستني‏ها، كشف مجهولات،‌ پي بردن به راز هستي، ديدن ناديدني‏ها و..... چشم دل و صورت را باز كرده و آن‏چنان تحول روحي در انسان به‏وجود مي‏آورد كه زيباييش به اندازة كل عالم خلقت است.

مقدمة عبادت و ستايش بندگان كه هدف خلقت را تشكيل مي‏دهد، يادگيري است و اگر به زيباترين صورت و كامل‏ترين وجه صورت نگيرد، رهرو مسير را به اشتباه طي خواهد كرد.

ديدن زيبايي‏هاي عالم و درك عميق آن در دل و جان، توسط يادگيري امكان‏پذير است؛‌ روزي‏كه براي نخستين بار چشم دل و صورت بر دنيا باز مي‏شود و اين‏همه زيبايي و شگفتي عالم در چشم و ضمير نقش مي‏بندند، كلاس يادگيري شروع به كار كرده و مهيج‏ترين اسرار خلقت را يكي پس از ديگري به انسان تعليم مي‏دهد.       

براي يادگيري، نخست بايد "احساس نياز" و ضرورت و اهميت آن‏را در خود بارور ساخته تا انگيزة كافي براي يادگيري مداوم همراه با تغييرات پايدار فراهم شود. سپس دورنما و افق‏هايي كه مي‏خواهيم آن‏ها را به‏دست آوريم، مشخص كرده و مسير حركت را براي خود كاملاً مشخص كنيم تا در فرايند يادگيري وقفه يا انحرافي پيدا نشود.

درواقع فردي كه در پي يادگيري مستمر است، هدف‏هاي والا، مشخص و قابل حصولي را در مقابل خود ترسيم كرده و با تلاش و ممارست فراوان سعي مي‏كند تا به آن‏ها دست پيدا كند.

نكتة قابل توجه در مسير يادگيري آنست كه در حد امكان، روان خود را از آلودگي‏ها پاك كرده و در كنار "سلامت جسماني"، از "سلامت رواني" نيز برخوردار شويم؛ چراكه عدم وجود اين دو به‏طور نسبي، مي‏تواند فرايند يادگيري را با وقفه و انحراف مواجه ساخته و بنابراين، ما را از مسير موفقيت دور سازد. بايد هرگونه، ترس، نااميدي، دلسردي، تشويش و دلهره و اضطراب، افسردگي و دودلي را از خود دور ساخت.

بايد ذهن را با اعتماد به نفس بالا براي يادگيري آماده كرد. براي اين‏كار لازم است كه ابتدا باور كنيم كه "مي‏توانيم" ياد بگيريم و سپس تلاش خود را آغاز كرده و بدون وقفه و توقف، يادگيري را قدم به قدم همچون طفلي كه متولد مي‏شود و از همان آغاز تولد به دنبال يادگيري است، آن‏را هدفمند، دنبال كنيم.

در فرايند يادگيري، عادت كنيم كه مطالب مهم را بنويسيم تا در مواقع ضرور، به آن‏ها مراجعه كرده، مورد استفاده قرار دهيم.

اين‏كه گفته شد يادگيري بايد هدفمند باشد، به اين معناست كه اولويت‏هاي مهم را مشخص كرده و با طبقه‏‏بندي آن‏ها، از مهم‏ترينشان شروع كنيم. بايد در مسير يادگيري با گام‏هاي محكم و استوار قدم گذاشته و هرگز از شكست و زمين‏خوردن، "ترسي" به دل راه ندهيم. ترس و دودلي، از دشمنان سرسخت يادگيري هستند. ترس، اعتماد به نفس را زايل كرده، قدرت يادگيري را در فرد كاهش مي‏دهد.

براي يادگيري، لازم نيست كه از موضوعات سخت و مشكل شروع كنيم و بهتر است كه در حد استعداد و نياز، مطالب مورد علاقه و قابل فهم را انتخاب كنيم. به ياد داشته باشيم كه براي رسيدن به دوردست‏هاي آرزو، از گام‏هاي كوچك شروع كنيم. برداشتن گام‏هاي كوچك، توان ما را براي برداشتن گام‏هاي بلندتر فزوني خواهد داد و ما را آمادة پروازهاي بلند در سرزمين‏هاي دور آرزوهاي شيريني كه تمامي قابل دست‏يابي هستند، خواهد كرد.

كسي كه انديشة يادگيري مستمر و هدفمند را در خود بارور كرده است، ذهني آماده براي فهم جهان پيراموني پيدا خواهد كرد و آن‏گاه به رموز موفقيت يكي پس از ديگري آگاه شده و با آرامش و اطمينان در مسير زندگي قدم مي‏گذارد. قدم‏هايي كه هر كدام مملو از موفقيت و پيروزي‏اند و درواقع، چنين فردي هرگز با شكست و نااميدي همداستان و همساز نخواهد شد.  

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

براي رسيدن به موفقيت راه‏هاي زيادي وجود دارد كه قدم گذاشتن در اكثر آن‏ها بسيار سهل و آسان است.

بايد بدانيم كه شخصي موفق است كه در وهلة نخست،‌ از "سلامت جسماني" خود به بهترين صورت مراقبت مي‏كند.

افرادي هستند كه ممكن است توجه كمي به سلامتي جسماني خود كرده و با كارهاي بسيار ساده‏اي كه مي‏توانند انجام دهند، اما از انجام آن‏ها طفره مي‏روند، جسم خود را در برابر سختي‏ها، مشكلات،‌ ناملايمات و حتي انرژي‏هاي منفي كه به‏طور معمول همه را دربرمي‏گيرند، ‌مقاوم نمي‏سازند.

براي مراقبت از سلامتي جسم تنها داشتن امكانات مادي كافي نيستند و در بسياري از زمينه‏ها شايد كمترين نيازي هم به پول وجود داشته باشد. ياد بگيريم كه بدن خود را دوست داشته، به آن احترام بگذاريم چراكه بدون جسمي سالم و بانشاط، رسيدن به موفقيتي پايدار امكان‏پذير نخواهد بود. درواقع بايد مراقب باشیم كه به سلامتي جسم بيشتر از شغل و كار خود اهميت دهيم؛‌ دراين‏صورت، از حرفة بهتري برخوردار شده و موفقيت‏هاي بيشتري در كار به‏دست خواهيم آورد.

علاوه بر نكات بالا،‌ از هشت روش ساده زير مي‏توان براي برخورداري از جسمي سالم بهره‏مند شد و مسير دست‏يابي به موفقيت را هموار كرد:

* داشتن تحرك لازم و انجام ورزش‏هاي ساده و كم‏خرج مثل پياده‏روي روزانه كه ضامن سلامتي است، تنها اراده مي‏خواهد و اگر تبديل به عادت شود، نه‏تنها بسيار لذت‏بخش خواهد بود،‌ بلكه نيرو و نشاط فراواني را براي جسم به‏همراه مي‏آورد.

* تغذية‌ سالم،‌ اجتناب از پرخوري و پرهيز از مصرف سيگار،‌ مواد مخدر،‌ مشروبات الكلي و هر آن‏چه به سلامت بدن زيان مي‏رساند، سلامت جسم را تضمين كرده، راه رسيدن به موفقيتي پايدار را هموار مي‏كند.

* رعايت بهداشت عمومي و خصوصي، در سلامتي جسم نقش بسيار مهمي دارد. افرادي كه با رعايت بهداشت، طرفدار نظرية پيشگيري هستند، كمتر به بيماري‏هاي مختلف آلوده مي‏شوند و جسمي قوي و شاداب خواهند داشت.

* برخي پزشكان، درست تنفس كردن را در سلامتي جسم مؤثر مي‏دانند و حتي ادعا مي‏كنند كساني‏كه هر روز صبح، ده الي دوازده نفس عميق در هواي پاك صبحگاهي مي‏كشند، جسمي سالم و شاد را در طول روز تجربه خواهند كرد و از فعاليت روزانة بهتري برخوردار خواهند شد.

*‌ خواب خود را در شبانه‏روز تنظيم كنيد و سعي كنيد به اندازة كافي استراحت كرده تا از جسمي سالم و شاداب برخوردار شويد. پزشكان اعتقاد دارند در مواردي، استحمام به‏قدر چهار ساعت در رفع خستگي جسم مؤثر بوده و سبب نشاط آن مي‏شود.

* خنديدن،‌ به سلامتي جسم كمك زيادي مي‏كند. مطالعات نشان مي‏دهد كه افراد خنده‏رو و خوش‏خلق از تغذية‌ بهتري برخوردار بوده و بنابراين، جسم سالم‏تري دارند.

*‌ مطالعات كاربردي فراواني نشان داده‏اند كه خوش‏بيني، داشتن اعتماد به نفس، توليد انرژي‏هاي مثبت و به‏طور كلي مثبت‏نگري، نوعدوستي، بخشندگي، بخشش، اميد به آينده، و توكل به ارادة برتر تأثيرات فراواني را در سلامتي جسم دارند. به‏عبارت ديگر، كساني‏كه از رواني سالم برخوردارند، لاجرم جسمي سالم نيز در اختيار دارند.

* به‏علاوه، بهبود كيفيت رابطه با اطرافيان نيز در سلامت جسم نقش مهمي دارد. بايد بدبيني و نفرت و كينه و حسد را از وجود خود پاك كرده، دوستي و عشق و محبت را جانشين كنيم تا رابطة بهتري با دوستان، همكاران و خويشاوندان برقرار سازيم.

پس به‏خاطر داشته باشيم و ايمان آوريم كه:‌ لازمة رسيدن به موفقيت، داشتن جسمي سالم و بانشاط است.

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

          در عالم سياست‏مداري همين‏جوري، تصميم‏هاي سياسي همين‏جوري آن‏قدر فراگير شده‏اند كه شايد كمتر كسي كه قبل از انقلاب، درد انقلاب در سر داشت و خواهان برپايي دنيايي غيرهمين‏جوري بود، گمان مي‏كرد كه جامعه‏اي بسازد با تمامي مظاهر شگفت همين‏جوري! یاد دوران دانشجویی قبل از انقلاب در آمریکا می‏افتم که دبیر منطقه‏ای انجمن اسلامی بودم با آن‏همه تدبیر و رؤیا که شرایط امروز را کمتر کسی گمانه می‏زد. جوانانی بودیم بدون ادعا و انتظار که جوش و خروش جوانی را با اندیشة انقلابی عجین کرده و آرزوهایمان را در جامعه‏ای آزاد و مستقل جستجو می‏کردیم. هرچه بود، در عشق و اراده و طلب خلاصه می‏شد. هیچ کس را سودای مقام یا رسیدن به ثروت در سر نبود که درعوض، باید از "جوانی" و پس‏اندازی هم که برای تحصیل کنارگذاشته شده بود، هزینه می‏كرد.

آن‏روزها، نه نتیجة مبارزات معلوم بود و نه زمان رسیدن به آن؛ با این‏همه، دانشجویان می‏خروشیدند و درکنار مردم از دل مایه می‏گذاشتند. اما در آن ایام، نه اثری از روحانیون مبارز بود یا روحانیت مبارز یا جامعة مدرسین حوزة علمیه، یا اصول‏گرایان یا اصلاح‏طلبان یا آبادگران یا اصول‏گرایان اصلاح طلب یا اصلاح‏طلبان اصول‏گرا یا جناح راست اصول‏گرا یا جناح چپ اصلاح طلب و... که امروز، همگی خود را بی‏کم و کاست، مسلمان و معتقد به نظام می‏دانند و حتی کمتر گروهی پیدا می‏شود که چشم دیدن گروه دیگر را داشته باشد.

آن روزها کسی نمی‏گفت که "منتقد احمدی‏‌نژاد، مخالف رهبر است" یا اعتقاد نداشت که: "مخالف هاشمی، دشمن پيغمبر است" و البته انتظار هم نبود که پس از سرنگونی رژیم پهلوی و استقرار نظام اسلامی و روی‏کارآمدن دولتی جدید؛ در ایام انتخابات، به کسانی رأی دهند که مخالف دولت باشند و این رویه در هر دورة انتخابات با شدت بیشتری ادامه پیدا کند.

اگر گفته شود از مردم، كمتر كسي به این تناقض در اندیشه و رفتار که پس از انقلاب در جامعه شیوع پیدا کرده، می‏اندیشد تا چه رسد به آن‏که نهاد یا سازمانی به‏دنبال چاره‏جویی باشد، حرفي به گزاف نگفته‏ايم! تحلیل رفتارشناسی فرهنگ اخیر سیاسی مردم این مرز و بوم که نشأت‏گرفته از نظام کنترلی‏ و همين‏جوريست، باید در چارچوب تفکر کنترلی مورد مداقه قرار گیرد، به‏نحوی‏که حتی رئیس دولت نهم، يكسال و اندي پس از روي‏كارآمدنش و در شرایط خاص سیاسی- برای مثال انتخابات شوراها- با شهردار تهران هم‏صدا می‏شود که: "دولت نباید در انتخابات شوراها دخالت کرده يا در فعاليت‏هاي سياسي شركت كند."[1] تا نشان داده شود، انتخابات آزاد برگزار می‏شود و تنها رأی مردم ملاک است؛‌ و صد البته احدي از آحاد هم سؤال نمي‏كند كه مگر وظيفة دولت، دخالت در انتخابات است و مگر قبلاً دخالت مي‏كرده يا.........!؟

به‏طور طبیعی چنین اظهارنظرها و واکنش‏هایی تنها در چارچوب نظام‏های کنترلی و همين‏جوري قابل رؤیت‏اند که دولت و کارگزارانش بنا به مصلحت سیاسی، با مردم هم‏صدا و خواستار انتخاباتی آزاد می‏شوند.

دخالت دولت در انتخابات، سابقه‏ای دیرینه در ادبیات سیاسی ایران‏زمین دارد.به عنوان مثال، پس از نهضت مشروطیت، که قرار بود انتخابات آزاد باشد، دخالت‏ها شروع شده و در انتخابات دورة شانزدهم مجلس به اوج رسید. در آن هنگام که دولت "ساعد" درصدد تشکیل مجلسی فرمایشی بود با مقاومت نمایندگان اقلیت مجلس پانزدهم مواجه شده و هیجده تن از آن‏ها به‏همراه دکتر مصدق و حمایت آیت‏الله کاشانی که در تبعید بود، در دربار متحصن شدند. متحصنین عبارت بودند از: دکتر مصدق، شمس‏الدین امیرعلایی، یوسف مشار، دکتر شایگان، محمود نریمان، دکتر سنجابی، دکتر کاویانی، دکتر مظفر بقایی، حسین مکی، عبدالقدیر آزاد، عباس خلیلی، حایری‏زاده، عمیدی نوری، دکتر حسین فاطمی، جلالی نائینی، احمد ملکی، ارسلان خلعتبری، زیرک‏زاده و سیدجعفر غروی.

در نهایت، به‏دنبال اعتراضات گسترده، "عبدالحسین هژیر" وزیر دربار توسط "سیدحسین امامی" از شاگردان آیت‏الله کاشانی، ترور و انتخابات این دوره هم ابطال شد. حداقل در آن دوران، جامعه شاهد ابطال انتخابات بود، اما گزینش‏های سختگیرانة استصوابی کنونی شوراي نگهبان، اگر هم با نگرانی‏هایی درخصوص صندوق‏های رأی مواجه باشد که گه‏گاه حتی از زبان رئیس مجمع تشخیص مصلحت و دیگر فعالان سیاسی به‏کرات شنیده شده، هیچ‏گاه به ابطال انتخابات نیانجامیده است که این‏هم از دیگر مظاهر نظام کنترلی و همين‏جوري است.

در شرایط کنونی، حتی این حداقل هم معلوم نیست که دست‏آوردهای مثبت و تأثیرگذار گروه قبلی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و... که قرار است در هر انتخابات جای خود را با نفراتی دیگر عوض کنند، چه بوده و آیا نهادی عملکرد آن‏ها را در بوتة نقد و بررسی مي‏گذارد تا رأی‏دهندگان تصویر روشنی از انتخاب مجدد همان افراد یا گروهی دیگر را داشته باشند، یا تنها قرار است که فقط نمایش انتخابات به روی صحنه آمده و گروه‏های بانفوذ هم مطمئن‏اند که مردم، "لیستی" رأی خواهند داد؟ و از آن‏جایی که در صحنة سیاسی در یک نظام کنترلی و همين‏جوري، کسی پاسخگوی اعمالش نیست، هیچ‏گاه افراد "لیست برنده" در پایان دوره، مورد پرسش قرار نخواهند گرفت، هم‏چنان‏که هیچ‏گاه مجلسین ایران قبل از انقلاب، پاسخگوی اعمال خویش نبودند، چراکه امروز ما حکم بر "فرمایشی بودن" آن‏ها را صادر می‏کنیم و ایضاً، طی دهه‏هاي متمادي پس از انقلاب نیز هیچ‏گاه عملکرد "مجلس" یا "شورایی" مورد پرسش قرار نگرفته است.

به‏طور قطع در نظام‏های آزاد مردم‏سالار غيرهمين‏جوري، این قبیل تدابیر اندیشه نشده و چنین برداشت‏هایی از چگونگی نحوة فرآیند انتخابات، تنها از مظاهر نظام کنترلی همين‏جوري‏‏ست. ذکر این نکته هم خالی از فایده نیست که نباید گمان شود انتخابات تنها از مظاهر نظام آزاد مردم‏سالاری است، چراکه مشاهدات نشان می‏دهند رژیم‏های کنترلی همين‏جوري عصر جدید نیز برای کسب مشروعیت و مقبولیت خود، از ابزار انتخابات استفاده می‏کنند، اما باید تفاوت‏های ماهوی میان این دو قسم انتخابات جستجو کرد.

به‏علاوه نباید تصور کرد که فعالان سیاسی امروز، از مخالفین انتخابات مجلس شانزدهم که اکثراً پروندة قطور سیاسی- مبارزاتی در نظام شاهنشاهی داشتند و همگی سودای انتخابات را در سر می‏پروراندند، نگرانی بیشتری برای تعالی کشور دارند، اما چون هر دو در نظامی کنترلی همين‏جوري تربیت سیاسی شده‏اند، به‏نظر نمی‏رسد که دست‏آوردهای آن‏چنان متفاوتی هم در صحنه‏های سیاسی- اجتماعی ارايه دهند.

به‏همین صورت است، قیاس  مبارزات دانشجویی سالیان دور با فعالیت‏های محدود سیاسی دانشجویان امروز؛ حداقل آنان نظام سیاسی پیشین را تغییر دادند، اما آیا اینان توان حفظ بدون انحراف دست‏آوردهای گذشته و تعمیق آن‏را در راستای استقرار نظامی آزاد و مستقل خواهند داشت یا تنها در "باغچة کوچک خانه‏اشان" به‏دنبال نقد آرام شرايط موجودند؟ پرواضح است که اگر اندیشة استقرار نظامی آزاد و مستقل در آئینة اوهام افتد، باید هر از چندگاه یک‏بار، دلخوش به شعارها و عبارات زیبنده یا فریبنده بود و گفت که: "ما بیش و پیش از آن‏که به دستانی ویران‏گر محتاج باشیم، به اذهانی ویران‏گر محتاجیم ؛ و دستانی سازنده." اما فراموش نکنیم که اوضاع همچنان بس فریبنده است، نازنین!

فريبندگي اوضاع اما تنها به همين‏جا ختم نمي‏شود كه چگونگي فرآيند انتخاب افراد از طرف نهاد شوراي نگهبان براي قرارگرفتن در مبارزات انتخاباتي، از عجايب روزگار است كه صدالبته بر طنازي تصميم‏هاي انتخاباتي همين‏جوري مي‏افزايد. يكي از دوستان سياسي‏ام كه "جواني" خود را در سياست، همين‏جوري تلف كرده، برايم تعريف مي‏كرد؛ از دبير شوراي نگهبان بيشتر از خدا مي‏ترسد! گفتم يعني چه؟ گفت: "احراز صلاحيت" براي قرارگرفتن در ليست انتخاباتي در ايران غيرقابل پيش‏بيني است. يعني،‌ كسي‏كه تاكنون چند دورة‌ متمادي نمايندة مجلس يا وزير بوده و هم‏اكنون رئيس يكي از كميسيون‏هاي مجلس است و حتي اختيار دارد كه وزير اطلاعات را در كميسيون به سين‏جين بكشد، اگر بخواهد در دور بعدي انتخابات مجلس شركت كند، اگر در طيف سياسي حاكم نباشد، امكان رد صلاحيتش از طرف شوراي نگهبان بسيار زياد است![2] او درحالي‏كه سرش را تكان مي‏داد با تعجب و افسوس،‌ انگار از "خدا" مي‏پرسيد: اگر اين اشخاص صلاحيت ندارند، چرا اكنون نمايندة مجلس يا حتي در بالاترين مقام اجرايي كشور قرار دارند؟ با اين اوصاف آيا همين‏جوري‏تر از نحوة برگزاري انتخابات در جايي يافت مي‏شود؟(1) و (2)

 

1- برگرفته از كتاب چاپ‏نشدة‌ "كشورداري همين‏جوري" كه معلوم هم نيست اين كتاب در شرايط فعلي اصلاً امكان گرفتن مجوز براي چاپ از طرف وزارت ارشاد را پيدا كرده و به اين زودي‏ها در ويترين كتابفروشي‏ها عرضه شود!

2- چون ايام انتخابات مجلس است،‌ فكر كردم ذكر دوباره اين مطلب خالي از لطف نباشد و البته تا نظر شما چه باشد!

 

 



[1] - بردیانیوز:محمد باقر قالیباف، شهردار تهران در حاشیه مراسم افتتاح آخرین فاز دکل برج میلاد تهران، در گفتگویی که با خبرنگاران داشت، هشدار داد که «دولت نباید در انتخابات شوراها دخالت کند». ۱۲ آذر ۱۳۸۵

    http://www.bardianews.com/archives/1385/09/post_50.php

تبیان: آقای احمدی نژاد فرمودند که شوراها نباید در امور سیاسی دخالت کنند نظر شما در این رابطه چه می باشد؟مهندس تقی زاده: به نظر من ایشان کم لطفی کردند. یک ضرب المثل هست که می گوید رطب خورده منع رطب چون کند. ایشان خودشان کرسی بالاترین رتبه سیاسی مملکت را از شهرداری بدست آورده است. البته ما فعالیت سیاسی نخواهیم داشت. سه شنبه 21/9/1385    http://www.tebyan.net/Archive/Society_Politics/2006/12/12/30378.html

[2] - به گزارش ايسنا، آيت‌الله جنتي در همايش مسئولان دفاتر نظارتي شوراي نگهبان در استان‌ها گفت: برخي مدعي مي‌شوند «اصل بر برائت افراد است، مگر اين كه خلافش ثابت شود»، طرح اين بحث پشتوانه حقوقي درستي ندارد. ۱۹ آذر ۱۳۸۶

 http://www.tabnak.ir/pages/?cid=2988

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin