تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی

 

پيام شماره 366

 

ياران همراه!

 

بايد بنويسم تا احساس بودن كنم،‌ اما نمي‏دانم كه چرا مدتيست وسواس در نوشتن پيدا كرده‏ام و نمي‏توانم به راحتي گذشته، قلم سياه را بر دل سفيد كاغذ به مأموريتي سترگ فرستاده و آواي دل را در گوش جان دوستانم به صدا درآورم. آرزو مي‏كنم چنين احساس و وسواسي دائمي نباشد و با تغيير شرايط ازبين برود.

شايد مي‏خواهم با ننوشتن مطالبي كه سرانجامشان در هاله‏اي از ابهام قرار دارند، به آرامش برسم، آرامشي كه مدت‏هاست از يار طلب مي‏كنم؛ شايد بركناري تعدادي از اساتيد دانشگاه،‌ قلم را به خانة‌ محافظه‏كاري برده است،‌ اما من كه خود را مي‏شناسم! طبيعتم با انديشة محافظه‏كاري دائم در ستيز بوده است. دوستان مي‏گويند،‌ سفر خانة‌ خدا،‌ در رفتار تغيير ايجاد مي‏كند. من‏هم از سفر برگشته‏ام. نمي‏دانم. شرايط سياسي- اجتماعي حاكم بر جامعه كه بر انديشة بسياري از انديشمندان سايه افكنده، يا حالات روحي علت ننوشتن شده است.

نمي‏دانم. اما به‏خوبي مي‏دانم كه بايد بنويسم و اجازه ندهم كه كلمات در روانم رسوب كرده،‌ زنگار بگيرند.

نمي‏خواهم با ننوشتن ساعت زندگي از كوك افتاده يا‌ كنترلي بر آن نداشته باشم كه اگر چنين شود، عدم را به‏همراه خواهد آورد. هر چند از رفتن اصلاً‌ ترسي بر دل ندارم، اما مي‏خواهم و آرزو دارم با چگونه زيستن، چگونه رفتنم را خود انتخاب كنم. مي‏خواهم با دستي پر،‌ مقابل يار حاضر شوم،‌ پس بايد بنويسم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ دل را روانه ناكجاآبادي كنم كه نداند به كجا مي‏رود، چرا مي‏رود و ترس از گرفتارشدن در دوگانگي روحي براي چيدن آن ميوة ممنوعه،‌ به دياري سفر كنم كه عاقبتش نامعلوم باشد. مي‏خواهم مسير سفر را خود انتخاب كرده،‌ آمادگي چيدن يا ناچيدن ثمر را داشته باشم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ به قفسي از خاطره‏هاي رنگي آويزان بمانم و با حسرت، بر ديوار گذشته كه استحكامش چندان معلوم نيست، تكيه زنم. مي‏خواهم با نوشتن،‌ ديوارهاي سست را فرو ريزم و بناي مستحكمي براي سكونت دل بسازم.  

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ همچون شمعي تنها و بي‏فروغ، در ازدحام كوير زندگي گم شده،‌ بودن و نبودنم ناپيدا باشد و پس از رفتن، ياد و خاطره‏اي از من باقي نماند. مي‏خواهم نوشته‏هايم چراغ راه و مرحمي بر دل‏هاي خسته باشند تا اميد و آرامش را براي همة كساني كه خسته و درمانده در كوير تنها مانده‏اند،‌ به‏همراه آورد.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ بر ساية شب عكس سحرگاهان را در اوهام به تصوير كشيده بر خيالي باطل چنگ بزنم،‌ بلكه مي‏خواهم با جوش و خروش و اميد و توكل در ترنم سحرگاهان با عشق هم داستان شده، شوري در دل‏ها بياندازم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ رنگ زرد غروب پائيزي را بر خامة افكارم انداخته،‌ پريشاني و افسردگي به ارمغان آورم. بلكه مي‏خواهم رقص گلبرگ بهاري در حضور شبنم و سعي سالك اميدوار در حضور كعبة دل باشم تا شادي و توفيق و آرامش را براي همگان ارزاني كنم.

نمي‏خواهم با ننوشتن،‌ خواب نرم شبدر را در دشت وسيع افكارم آشفته كرده يا عطر خون گل سرخ در سرزمين شيدايي و عاشقي را بي‏بو كنم. مي‏خواهم با نوشتن، زندگي كنم و چگونه زيستن را تعليم دهم. قبلاً گفته‏ام كه:

"زندگی هرچه می‏خواهد، باشد، یک راه کوتاه حتی به درازای عمر،

یک خواب سنگین به عمق شب تار،

یک آه و تمنای سالک به بلندای فنا و بقا،

یک عبادت به بلندای همت عابد،

یک خروش به عظمت راه مجاهد،

یک پیام به وسعت آزادی و آزادگی

یا یک رؤیا به وسعت دل کودکی یتیم."

زندگي من اما بايد با نوشتن باشد.

بايد بنويسم تا زنده بمانم.

روزي كه ديگر ننويسم؛

- خامه دل شكسته است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - شمع دل خاموش شده است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - آسمان دل بي‏باران است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - چشم دل خشك شده است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

          - فردا ندارد، ايستاده است.

روزي كه ديگر ننويسم؛

رفته‏ام.

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

پيام شمارة 365

 

ياران همراه!

 

به حول و قوة الهي، نگارش و تنظيم كتاب تحت عنوان: "چگونه زيستن: رمز موفقيتِ توأم با آرامش" به پايان رسيد. علاقة فراواني به مباحث اين كتاب دارم و اميدوارم با پيداشدن ناشر مناسبي، هرچه زودتر كتاب را به دست چاپ بسپارم. اصلاً قرار نبود كه اين كتاب با چنين صورتي تنظيم شود، چراكه قبلاً بنا داشتم مطالب آن‏را در مجموعة مفصلي به‏چاپ برسانم، اما بنا به مشيت الهي،‌ مقرر شد كه آن فكر اوليه محقق نشود و كتابِ چگونه زيستن آمادة چاپ شود. براي آشنايي خوانندگان پيشگفتار و مقدمة‌ كتاب را مي‏آورم...............(ادامه مطلب.........)


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

پيام شماره 364

 

ياران همراه!

 

پنجمين راه نجات،‌ گسترش "عدالت" و محو تبعیض در جامعه است. نگرش‏هاي كلاسيك از عدالت ازجمله تعريف افلاطون كه معتقد بود: "عدالت امری نسبتاً پیچیده بوده و تنها كساني به آن دسترسي دارند كه در دامان فلسفه پرورش يافته چراكه عدالت را به كمك حس و تجربه نمی‏توان به‏دست آورد" و ............(ادامه مطلب.............)


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

پيام شماره 363

 

ياران همراه!

 

امروز بنا داشتم كه قسمت پنجم مطلب "راه نجات" را تحرير كنم، اما تصميم گرفتم به معرفي انجمني بپردازم كه در آغاز راه قرار داشته و اگر بتواند مسير را با موفقيت ادامه دهد،‌ قادر خواهد بود كه تأثيرات مثبت فراواني را در آيندة اسلام و مسلمين برجاي گذارد. از تمامي دوستان و همراهانم تقاضا مي‏كنم به آدرس سايت http://haram-sharif.blogfa.com  مراجعه كرده و در صورت تمايل به عضويت اين انجمن كه قرار است در قالب سازماني غيرانتفاعي فعاليت كند،‌ درآيند. درضمن توصيه مي‏كنم كه آدرس انجمن را براي تمامي دوستان خود ارسال كرده و به معرفي گستردة انجمن بپردازند كه مطمئناً اجر و ثواب فراواني نزد احديت در اين ايام عزيز خواهد داشت. ايامي كه مصادف با شب‏هاي قدر است و انشاءالله نيكوترين سرنوشت برايمان در اين ايام رقم خواهد خورد.

تمام كساني‏كه توفيق زيارت مسجد‏النبي، مسجدالحرام و اماكن مقدسة مكه و مدينه را داشته‏اند،‌ به ظلمي كه سلفيون و وهابيون بر تمامي مسلمين روا مي‏دارند، واقفند. ظلمي كه نشئة و لطف زيارت را در كام مسلمانان تلخ كرده و حضور دل را در اين اماكن كم‏رنگ مي‏كند. بديهي است اگر "مديريت جهاني" اماكن مقدسة‌ حرمين‏الشريفين در اختيار جهان اسلام قرار گيرد، ضمن آن‏كه دست وهابيون كافر از حرمين‏الشريفين كوتاه خواهد شد، وحدت و يكپارچگي ميان مسلمين افزايش خواهد يافت. به‏طور قطع ايجاد چنين انجمن‏هايي مي‏تواند مسير مناسبي فراهم سازد كه سلطة سلفيون و وهابيون بر اماكن مقدسة حرمين‏الشريفين قطع و مديريت چنين اماكني را جهان اسلام عهده‏دار شود تا همه مسلمانان بتوانند با آرامش و خيال آسوده‏تري به زيارت بپردازند و مشكلاتي كه درحال حاضر بر تمامي عاشقان يار براي زيارت وارد مي‏شود، ازبين برود.

به اميد آن‏روز انشاءالله

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 

 

 

"انجمن حمايت از مديريت جهاني اماكن مقدسه حرمين‏الشريفين در مكه و مدينه" در قالب سازماني غيردولتي فعالیت خود را به زودی آغاز خواهد کرد. علاقمندان به عضويت در اين انجمن مي‏توانند با آدرس الكترونيكي مدير سايت تماس گرفته يا در بخش نظرخواهي، علاقه‏مندي خود را براي عضويت اعلان نمايند تا در اسرع وقت با آن‏ها تماس گرفته شود.

 

به اميد آزادسازي حرمين‏الشريفين از چنگال سلفيون و وهابيون

 

http://haram-sharif.blogfa.com

 

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

پيام شماره 362

 

ياران همراه!

 

دنيا!

اين حديث ناتمام وسوسه‏انگيز كه ما را با خود مي‏برد؛ مي‏فريبد؛ طنازي مي‏كند؛‌ عشوه مي‏كند، دلربايي مي‏كند؛ عشقبازي مي‏كند؛ هوسراني مي‏كند؛‌ سفرة رنگين پهن مي‏كند؛ لباس فاخر بر تن مي‏كند؛ بازي مي‏دهد؛ مال و مكنت مي‏دهد؛ شهرت و مقام مي‏دهد؛ غرور و افتخار مي‏دهد؛ خوشي و ناخوشي مي‏دهد؛ خنده و گريه مي‏دهد؛ همسر و اولاد مي‏دهد؛ مشغول مي‏كند؛ مغبون مي‏كند؛ مفتون مي‏كند؛ مبهوت مي‏كند و.............. به‏يكباره! (ادامه مطلب.........)


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin
 

پيام شماره 361

 

ياران همراه!

 

چهارمين راه نجات،‌ بالابردن حس "وطن‏دوستی" در جامعه است. انسان‏ها هرکدام به‏مثابه درختی هستند که ریشه در خاک موطن خود دارند و از تاریخ، سنت‏ها، آداب و رسوم،‌ مذهب و فرهنگ خاص خویش تغذیه می‏کنند. با درنظرگرفتن تعاريف مختلفي كه از واژة ملت در مكاتب مختلف سياسي- اجتماعي و (ادامه مطلب.....)


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS