اربعين حسيني
براي عاشقان و آزادانديشان،
حديثي عارفانه دارد
كه در آن،
عاشقان راه آزادي و آزادگي
با شوقِ ديدن يار،
کتاب عاشقي و دلدادگي و ايثار و شهامت و شجاعت و شهادت را
ورقي دوباره مي زنند،
و پيام سالار آزادگان را
با صداي پرندگان و عطر بنفشه هاي بهاري-
زمزمه مي کنند در لالة گوش زمان.
*
خیمه ای سوخته روی خاک می چکید
خونی لخته شده، خیال آب و گل را بهانه می کرد
سرها-
خالی از فریاد و شیون
کویر داغ،
عطش ستاره ها را پیمانه می کرد
محشر،
مُهر سکوت بر لب داشت
و ستاره ها را در نبض قافله ای خسته، شماره می کرد
قافله می رفت و در زمین بذر عشق می پاشید
قافله سالار، زنی بود از دیار زیبایی
و بنفشه های بهاری را در چشم خیرة سرها نمایه می کرد
سوخته دلی در شام،
سرهای سوخته را با اشک دیدگان نظاره می کرد
لیک چه حاصل، آن سوی تر،
جغدی شوم که شعر می گفت و جام نبیذ بر لب داشت
با پروانه های فصول در مسیر قوس قزح مُحاجه می کرد
*
التماس دعا
بیایید-
این دو روز و دو شب را
بنشانیم بر لبان دوستان
دانه های سرخ انار را
سرمة چشم کنیم
خاک راه یار را
و لبریز از شرابِ بوسة یار کنیم
دیوان دل را
سر بر خاکش نهیم
و راهش را
با مژگان چشم دل
آراسته کنیم
تا زیباترین شعر زندگی
بر شمشادهای کنارة جادة هستی سبز شوند.
حداقل این دو روز و دو شب بدانیم:
واژه هاي عاشقي،
واژه هاي غم و حسرت نيستند
تا بوي بي كسي و درماندگي بدهند؛
معشوق كجا مي خواهد كه
عاشق بي كس و غم دار باشد؟
واژه هاي عاشقي،
واژه هاي تازگي هستند
و نوشدن؛
واژه های دلدادگي هستند
و پويايي.
و اگر مزة فقر مي دهند
آنست كه
وابسته به غير نباشند،
از غير طلب نكنند
و براي غير از يار
به زيور درنيايند؛
و اين نه آنست كه
معشوق،
همه را براي خود مي خواهد
كه او نيازي ندارد؛
بلكه عاشق است كه
جملگي براي يار مي خواهد
تا به غير از يار نبيند.
بیایید-
این دو روز و دو شب را
عاشق شویم
یا اگر نمی توانیم
با لبخند درآوریم ادای عشاق و عاشقی را
و تقسیم کنیم با خودمان-
لذت بی انتها و شیرینش را
آه!
بیایید-
این دو روز و دو شب را
عاشق باشیم
و اگر نمی توانیم
"عاشق بازی" کنیم!
بیایید....
*
در کوران زندگي
و فراز و نشيب هايش؛
که محنت و سرگشتگي و حرمان و فراغ و درد و محنت مي آورد
و آدمي را درمانده و خسته و تنها و نالان و افسرده مي کند؛
رهرو
نياز به داروي آرام بخشي دارد
که روحش را جلا دهد
و جسمش را شفا.
*
دعاي روز عرفه-
حديث درماندگي
و نياز رهرو در عالم فاني است
كه جسم را شفا مي دهد
و روان را از آلودگي ها پاك ميكند.
دعاي عرفة امام حسين (ع)
فرازهاي بلند و درس آموزي دارد
كه به عاشقان
مسير موفقيت پايدار و آرامش ابدي را نشان مي دهد
و در مدرسة عشق و بندگي، آبديده
و آدرس و نشاني درست از دوست ارايه كرده
و عاشق را
به سوي يار رهنمون ميكند.
*
بار الها!
اجازه ام ده تا در مقابلت به زانو افتم،
قطراتي از اشک دلم را
به بارگاهت نثار کنم،
و درد و راز نهانم را
با تو در ميان بگذارم.
معبود من!
تو پناهگاه مني،
وقتي تمامي راه ها با همة وسعت،
بر من صعب و دشوار مي شوند؛
و فراخناي زمين بر من تنگ؛
و اگر رحمت تو نبود؛
آه!
من اكنون جزء هلاك شدگان بودم.
معشوق من!
مي دانم که بد كرده ام،
غفلت ورزيده ام؛
پيمان شكني كرده ام؛
وعده هاي عمل نكرده داشته ام؛
و گناه هاي فراوان مرتکب شده ام؛
اما خداي من!
توبه كرده ام
و به درگاهت بازگشته ام؛
مي دانم كه با آغوش باز
از من استقبال مي كني،
چراکه هرچه باشد،
تو خدا و معبود و معشوق مني
و من جز تو
کس ديگري ندارم؛
اي معشوق من!
مرا تنها و بي ياور مگذار!
عزيز من،
رفيق من،
معبود من!
براي اين همه لطف و رحمت و بخشش و بزرگي،
گواهي مي دهم كه
اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم
و بكوشم تا شكر تنها يكي از نعمت هايت را بجا آورم،
هرگز نتوانم؛
مگر آن که توفيق و لطف و مرحمت تو رفيقم شود..
پس دوست عزيز من!
هرچه دارم از توست،
حتي توفيق شکر گذاري
و بندگي ام.
معشوق من!
چون تنها تو را دارم؛
و تنها از تو طلب رحمت و مغفرت مي کنم؛
مرا در آغوش مهربانت گير
و هميشه يار و نگهبانم باش.
آمين
يا رب العالمين!
*
دوستان همراه و زیباتر از گلم:
مدتیست که از کتاب "راز بهتر زیستن: رمز موفقیت همراه با آرامش" (بعثت، 1388)
مطلبی را به رسم هدیه، تقدیم نکرده ام
امروز، مطلب زیر را به تک تک شما هدیه کرده و امیدوارم شما با خواندن کتاب
انرژی مثبت آنرا نیز هدیه کنید
به کسانی که دوستشان دارید
یا می خواهید دوستتان داشته باشند.
*
شكرگزاري، نمادي از ارتباط ذهن با معنويات و پالايش آنست.
هرقدر رابطة آدمي با ارزش هاي اخلاقي مستحكم تر باشد،
حس شكرگزاري در او قويتر خواهد بود.
شكرگزاري، قدرداني و ابراز لذت و رضايت از تمام چيزهايي است كه به ما ارزاني شده
و بنابراين، با ارسال انرژي مثبت به سوي آنها،
مقادير فزون تري از تمام چيزهاي خوب، به سويمان گسيل خواهد شد.
كسي كه به طور مدام براي سلامتي خود و نزديكانش شكرگزار باشد،
سلامتي بيشتري در انتظارش خواهد بود.
شكرگزاري براي مال و دانش و امثالهم سبب افزودن تمامي آنها خواهد شد.
با شكرگزاري و تكرار مداوم آن،
خير و بركت و سلامتي و سرانجام، درك محضر باريتعالي
و آرامش به سوي انسان گسيل مي شود.
پس، هركس شكرگزارتر است، قربت و نزديكي بيشتري با خداوند پيدا كرده
و از نعمت و توانگري بيشتري برخوردار مي شود.
شكرگزاري، چكيدة ايمان و اعتقاد راستين بشر به صورت كاربردي است.
اگر حس شكرگزاري در انسان نهادينه شود،
خدواند بازدهي آنرا هرطور كه او طلب كند، چندبرابر مي دهد.
*
جلد دوم كتاب "راز بهتر زيستن: رمز موفقيتِ همراه با آرامش"
در 255 صفحه در قطع رقعي توسط انتشارات بعثت چاپ شده است.
تلفن نشر و پخش: 66498465
*
در اوضاع فريبنده دنیا،
عاشق اما در دام فریب نمی افتد
و هر صبح و شام بر طبل مبارزه می کوبد
و پرندة حقگو میشود،
حتي اگر خاطره اش را مات کنند
و آبرویش را بدزند
و در پستویی نهانش کنند.
عاشق مي داند كه
جباران در كمين اند؛
تا تودة زنجير را خانة او كنند.
*
پستو اما جادة فرار برگ جدامانده است
پیام چترهای خسته در روزهای بارانی
سکوت واژه ها در سلاخی جلاد
دهان صبح بی خورشید در حوضچة اعتراف
شب بی تاب است در کوک خوابیدة زمان.
*
درد اما قصة هرروز عاشق است
شرابی است مستی آور برای روزهای سرد بی آفتاب
فرصت حیاتی دوباره در باغچة سبز رویش
پیام گل یاس به لاشخورهای فدک
فراموشی بیشة نور است ز بی مهری ماه....
*
شروع سال تحصیلی را به همة عزیزانم تبریک گفته
و برای یکایک، بهترینها را همراه با موفقیت و لطف الهی آرزومندم.
*
بايد بنويسم هر روز و شب را
تا جوهر قلم
پاک کند گرد و غبار افکارم را.
گر نباشد قلم
پنجرة افکار
غبارآلوده ست
و خانه ابري
و مسير فردوس
وهم انگيز
بي گذرست خطة درياي گران را.
آه قلم است
فرياد دل
که مي نشيند بر آئينة عرش
و حريري ست کلمه
که مي کند زلال
شيشة آئينه را.
خانه آفتابي ست.
هر روزيكه انسان
به موفقيت همراه با آرامش برسد،
عيد فطر اوست
كه در اين روز،
خورشيد شکوفه مي کند
و گلبرگ هايش را
با شبنم صبح گاهي
بر سر و روي عاشقان مي پاشد.
در چنين روز فرخنده اي،
جشن فطرت برپا می شود،
خداوند از "جام اوفى"
به بندگانشان مى چشاند،
مراتب عبوديت
يکي پس از ديگري طي مي شوند
تا مقام "او ادنى" حاصل شود.
بندگان در این روز باشکوه-
مست می یار میشوند.
*
مستي يعني شوق رفتن
و ديدن روي يار
كه عاشق در هر مناسبتي از ايام
كه بهترينش در ماه صيام است،
شوق مستي در سر دارد
و اگر دیر بنوشد مي را
خمار ميكده می شود
و سر بر آستانش مي كوبد
تا يار لطفي كند
و از شراب ميكده
جرعه اي بریزد در كام عاشق خمار.
*
بارالها!
در اين روز عيد فطر،
که براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى
و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمايى است،
از هر گناهى که مرتکب شده ايم
و هر کار بدى که کرده ايم
و هر نيت ناشايسته اى که در ضميرمان نقش بسته است
به سوى تو باز مى گرديم
و توبه مى کنيم،
توبه اى که در آن
بازگشت به گناه هرگز نباشد
و بازگشتى که در آن
روى آوردن به معصيت هرگز نباشد.
شکی نیست که "دعا" در برآورده شدن حاجات، نقش مؤثری دارد
اما چرا دعاهایی که ما برای خودمان می کنیم،
بالا نمی روند و کمتر مستجاب می شوند؟
از مهمترین دلایل، می توان به گناهانی اشاره کرد
که سد و دیواری هستند برای بالا رفتن دعاها!
گناهانی که بیشترین شان توسط "زبان" صورت می گیرند
اما چارة کار چیست؟
خداوند رحیم و کریم و مهربان و بخشنده
که سعادت و بهروزی همگان را می خواهد،
چارة آنرا نیز معلوم کرده است!
بخوانید و به دیگران سفارش کنید:
"خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود:
با زبانی که گناه نکرده، مرا بخوان تا اجابت کنم
حضرت موسی(ع) عرض کرد:
کدام زبان است که گناه نکرده است؟!
خداوند فرمود:
(ممکن است با زبان خودت گناه کرده باشی)
اما با زبان دیگران گناه نکرده ای
پس تقاضا کن که برایت دعا کنند."
به همین دلیل است که دعاهای ما برای دیگران
از قدرت استجابت بالایی برخوردار است
*
دوستان!
در دهه سوم ماه خدا قرار داریم
دعاها در این ماه، به ویژه هنگام افطار مستجاب می شوند
پس تا دیر نشده و فرصت ها از دست نرفته اند،
تا می توانیم برای یکدیگر دعا کنیم
فرصت هایی که دیر به دست می آیند
و زود از دست می روند.
التماس دعای فراوان.
*
و خورشید بر ستیغ کوه ایستاد
و با کائنات هم صدا شد:
سبحانک یا لا اله الا انت
ای عشق: منزهی تو
و کجا معبودی جز تو می توان یافت؟
و اما منِ درمانده
كه هنوز از قافلة عشق
به سلامت به مقصد نرسيده ام
و در جامة دنيا باقي مانده ام
رعشه بر اندامم افتاد،
بر زمين چنگ ميزنم،
خاك بر سر و صورت مي ريزم
و با تمام وجود
قرآن بر دل می گذارم
و بر گوش عشق نجوا می کنم:
الغوث، الغوث، خلصنا من النار یا رب
نجاتم ده، به فریادم برس
و ای عشق: رهایم کن از شعله های آتش
جا مانده ام، وا مانده ام،
از كاروان جا مانده ام
يارب بگير دست مرا
سرگشته ام، وا مانده ام
بک یا الله
به محمد ٍ
به علی ٍ
نجاتم ده.
ای عشق:
در آرزوي آنم كه،
جور روزگار سرانجام به پايان رسد
و غم هجران به سر آيد
و خورشید هنوز بر ستیغ کوه ایستاده بود
و خون خدا را می دید
که از فرق علی
سجادة آفتاب را سرخ می کرد
بک یا الله
به محمد ٍ
به علی ٍ
و به علی ٍ
و به علی ٍ
و خورشید هنوز بر ستیغ کوه ایستاده بود
و خون خدا را می دید....
*
اي امام اول مظلومان و آزاديخواهان اعصار!
من در اوج تنهائيم؛
و در نهايت دلتنگيهايم؛
و شرمساري از گناهانم؛
و پشيماني و ندامتم؛
وقتي مخاطبم را نمييابم؛
حرفهاي غدير را
با تو در "ميقات" زمزمه ميکنم؛
و در "بيتاللهالحرام"،
جائيکه خدا تو را در آغوش گرفت
و حرفهاي غدير را
در لالة گوشت اذان گفت،
پژواکش را با گوش جان ميشنوم.
*
ستارههاي اشک
در کُنج دل نشسته، سوسو ميزنند
رهروان مسير عشق
از آيينة چشمان عبور ميكنند.
*
و من اینجا نشسته، خسته و تنها
سر در گریبان نغمه و دنیا
در سعی عشق و آیینه افکار
قدری از شبهای عمرم را جستجو میکنم.....
