|
|
About
![]()
|
دوستان زيادي با تعجب يا از سر کنجکاوي همان سؤالي را از من ميپرسند که شايد خيليها از شما نيز پرسيدهاند: "شما که عضو هيچ گروه، حزب يا جبههاي نيستيد؛ با افراد ذينفوذي در ارتباط نبوده و براي منافع مادي يا موقعيت حرفهاي شما هم فرقي نميکند که چه دولتي سر کار باشد؛ سوداي وزير يا وکيل شدن را هم در سر نداريد؛ با بيگانگان در ارتباط نبوده و به اصطلاح قلم به مزد هم نيستيد و.....؛ پس چرا اينقدر با دولت، عملکرد و تفکر آقاي احمدينژاد مخالفيد و اينهمه وقت و انرژي براي آن صرف ميکنيد؟" شايد هرکس براي اين پرسشها، جوابهاي مختلف داشته باشد، اما پاسخي که من براي آن دادهام، اينست: "ميدانم، همسر و پدر خوبي نبودهام، برنده جايزه نوبل در رشته خود نشدهام، هنوز در زمرة چهرههاي ماندگار درنيامدهام، مال و مکنت فراواني اندوخته نکردهام و.... اما يک موضوع را به خوبي ميدانم: آزاده و آزديخواه خوبي هستم که از عنفوان جواني، با ظلم و ستم مبارزه کرده و درمقابل هيچ زورگويي سر تعظيم فرود نياوردهام. همةزندگي و هستي خود را در خدمت به چنين هدف والايي قرار داده و با خداي خود عهد کردهام؛ تا جان در بدن دارم، لحظهاي از آن غافل نشوم. تفکر تحجرگرايانه احمدينژاديسم را خطر بزرگي براي آينده اين مرز و بوم دانسته و وظيفة خود ميدانم که با تمامي توان به مقابله با آن برخيزم." براي نشان دادن خساراتي که دولت نهم بر کشور وارد کرده، کتابي را نوشتهام تحت عنوان: "کشورداري همينجوري"؛ ولي ناشران گفتند که ارشاد، مجوز چاپ آنرا نخواهد داد و فعلاً اين کتاب معطل مانده است؛ اما به تازگي مقالهاي کوتاه از يکي از دانشجويان عزيزتر از جانم بدستم رسيد که ديدم، بسياري از مطالب آن کتاب را خلاصه کرده و ضمن اضافه کردن مطالب جديدي بر آن، سند جامعي از خيانت دولت نهم براي نسل امروز و آينده تهيه کرده که در ادامه، با تغييرات اندکي در آن، به اطلاع خوانندگان عزيز اين صفحات ميرسانم: 1- آیا ميدانيدخسارت دولت نهم بر اقتصاد ایران، برابر 75 درصد خسارتهای مادی 8 سال جنگ بوده و خسارتهای اجتماعی، علمی و معنوی و فرهنگی و سیاسی آن قابل محاسبه نیست؟ در جنگ 8 ساله؛ سالانه بطور متوسط 125 میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شد، اما عملکرد احمدی نژاد باعث شد سالانه 188 میلیارد دلار خسارت به کشور زده شود. 2- آیا میدانید که اگر شخصی 200 سال عمر کرده و هرماه ده میلیون تومان خرج کند، طی 200 سال به 24 میلیارد تومان نیاز خواهد داشت؟ آقای احمدی نژاد اما طي تنها چهارسال، 340 هزار میلیارد تومان از درآمدهای نفتی را بر باد داده است. (بانک مرکزی - وزارت نفت - روزنامه سرمایه 17/12/87 و 06/03/88( شايان ذکر است که در طول تاریخ 4000 ساله ایران، هیچگاه چنین ثروتي برای این کشور بوجود نیامده بود! 3- آیا میدانید که خسارتهاي اقتصادی آقاي احمدی نژاد آنقدر زیاد است که ميتوانست درغيراينصورت به هر خانواده ایرانی بیش از 5/1 کیلوگرم طلا برسد؟ و آیا میدانید عملکرد آقاي احمدی نژاد در کشور ثروتمند ايران باعث شده که بیش از 80 درصد از مردم، زیر خط فقر زندگی کنند؟ و آیا میدانید که گرانی لجام گسیخته در جامعه، که نتیجه سیاستهای اقتصادی احمدی نژاد است، باعث شده ارزش حقوق 700 هزار تومانی امروز مانند حقوق 200 هزار تومانی سال 84 باشد؟ 4- آیا میدانید که دولت احمدی نژاد، گاز را از کشور ترکمنستان 350 دلار در هر هزار متر مکعب میخرد و به ترکیه 200 دلار میفروشد؟ (روزنامه سرمایه 14/10/87 ( و آیا میدانید که 44 درصد درآمدهای نفت، گاز و پتروشیمی کشور پس از انقلاب، طی دوره 4 ساله احمدی نژاد به دست آمده است؟( وزارت نفت - بانک مرکزی - روزنامه سرمایه 17/02 و 06/03/88) 5- آیا میدانید که ساخت پالایشگاههای نفت در دولت نهم، سالانه 5/1 درصد پیشرفت داشته و با این حساب 67 سال طول میکشد تا ساخته شوند؟(روزنامه سرمایه 14/02/88) و آیا میدانید که مهندس میرحسین موسوی در زمان جنگ از محل صرفه جویی برنج یارانهای، پالایشگاه آبادان را طی 98 روز به بهرهبرداری رساند؟(سایت کلمه) 6- آیا میدانید که امارات و قطر از میدانهای گازی مشترک، سالانه بیش از 12 هزار میلیارد تومان گاز بیشتر برداشت میکنند و عدم سرمایهگذاری ایران در دولت نهم منجر به این شده که همسایگان شمالی و جنوبی، منابع و ثروت مردم ایران را به یغما ببرند؟ آيا ميدانيد که اهمیت این موضوع کمتر از واگذاری خاک ایران به بیگانگان نیست؟( وزارت نفت - روزنامه سرمایه 21/02 و 10/02/88) 7- آیا میدانید که لایحه چندهمسری را دولت آقاي احمدی نژاد به مجلس تقدیم کرده بود تا بصورت قانون درآید؟(سایت مجلس( و آیا میدانید که طبق آمار بانک جهانی، فساد در دستگاههای دولتی ایران طی چهارسال دولت نهم، 65 رتبه اضافه شده و به 141 در بین 194 کشور دنیا رسیده است؟( بانک جهاني و صندوق بینالمللی پول - روزنامه سرمایه 06/02/88) 8- آیا میدانید که دارندگان سهام عدالت بابت قسطهای دو سال 86 و 87 حدود 200 هزار تومان به دولت بدهکارند، اما دولت برای جمع آوری رای، 80 هزار تومان سود سهامداران را پرداخت کرده و انتظار ميرود که پس از به قدرت رسیدن دوباره، اقساط آنها را دریافت کند؟ و آیا میدانید به علت اینکه شرکتهای زیان ده را به شرکتهای سهام عدالت دادهاند، سهام عدالت فاقد سود بوده، اما دولت برای عوامفریبی سود پرداخت میکند؟(روزنامه سرمایه- اردیبهشت88) و آیا میدانید که در بازار سهام، سهام عدالت پانصد هزار تومانی را حتی به 500 تومان هم نمیخرند؟ 9- آیا میدانید که اعتبار گذرنامه ایرانی در بین 194 کشور جهان به رتبه 193 رسیده و فقط یک کشور وضع بدتری نسبت به ما دارد؟( صندوق بین المللی پول - روزنامه سرمایه 06/02/88) 10- آیا میدانید عملکرد آقاي احمدی نژاد در بانکهای کشور، آنها را به پرتگاه ورشکستگی کشانده و آیا می دانید که ورشکستگی بانکها در هر کشوری از خطر جنگ بالاتر است؟(دنیای اقتصاد 03/12/87 و روزنامه سرمایه 06/02/88) 11- آیا می دانید عملکرد تنش زای سیاست خارجی احمدی نژاد باعث شده: الف: کالاهای وارداتی 42 هزارمیلیارد تومان گرانتر خریداری شوند؛ ب- تحریمهای بینالمللی امکان تکمیل طرح های نفت و گاز و پتروشیمی و سایر صنایع را غیرممکن میسازد؛ پ- باجهای فراوانی در نفت و گاز و انرژی اتمی و حتی در زمینه حقوق ایران در دریای خزر به روسیه داده شود؛ ت- امکان انتخاب ایران برای عقد قرارداد با شرکتهای معتبر و مهم نفت و گاز دنیا از دست برود و به جای آن شرکتهای دست چندم چینی و روسی و حتی ویتنامی و اندونزیایی با تکنولوژی عقب افتاده جایگزین آنها شوند؛ ث- طرحها و کارخانههای جدید ایجاد نشده و مسیر رشد و توسعه کشور بسته شوند و سرانجام، صدها فرصت ثروت و درآمد و میلیونها شغل از دست بروند؟ (بانک مرکزی - بانک جهانی - روزنامه سرمایه 02/03/88) 12- آیا میدانید سیاست خارجی احمدی نژاد با کشورهایی مثل جزاير قمر در ارتباط است که دولت آنها حتی پول بلیط هواپیما را ندارد و با خرج ایران به کشور ما میآیند؟ و آیا میدانید احمدی نژاد در سفر به کنیا (کشور آفریقایی) پیشنهاد داده که ایران حاضر است نفت را با 30 درصد تخفیف بفروشد؟ (اکونومیست شمارههای مربوط به اسفند 87) 13- آیا میدانید که بسیاری از کارخانههایی را که احمدی نژاد در دو سال اول ریاست جمهوری افتتاح کرد، بین 63 تا 95درصد آنها در زمان خاتمی ساخته شده بودند؟ ( روزنامه سرمایه 29/02/88 (و آیا میدانید که تعدادی از پروژهها و طرحها و کارخانهها در زمان خاتمی به بهرهبرداری رسیده و آن زمان افتتاح شده بودند، اما وزرای احمدی نژاد دوباره آنها را افتتاح کردند؟( روزنامه سرمایه 29/02/88) 14- آیا میدانید پروژه ماهواره ایرانی امید در دولتهای قبلی شروع شده و عمده کار آن را دولت خاتمی انجام داده بود؟ 15- آیا میدانید که در دولت خاتمی راه آهن بافق - مشهد به طول 1000 کیلومتر سه ساله ساخته شد، اما در دولت احمدی نژاد سالانه کمتر از 50 کیلومتر راه آهن ساخته شده است؟ (اعتماد10/02/88) 16- آیا میدانید که دولت احمدی نژاد شروع حفاری و ساخت تونل البرز (در راه آهن اصفهان – شیراز) را با نشان دادن تونل دیگری، به عنوان اتمام و بهرهبرداری به ملت گزارش داد و بدين وسيله سبب فريب ملت ايران شد؟ ( اعتماد 10/02/88) و آیا می دانید که صدا و سیما، کوچکترين عملکرد احمدی نژاد را بسیار بزرگ جلوه داده و بارها برای آن تبلیغ راه میاندازد، اما کمتر به گزارش عملکردهاي دولت خاتمی ميپرداخت؟ 17- آیا میدانید که هزاران میلیارد تومان از درآمدهای نفتی به خزانه واریز نشده و مشخص نیست که کجا خرج شدهاند؟ ( روزنامه سرمایه 01/02/88 و دیوان محاسبات) 18- آیا میدانید که برای صادرات میوه ایران، شرکت هواپیمایی عوارض سنگینی میگیرد، اما برای واردات میوه، عوارض پایین ميبندد؛ که درنتيجه، ورود میوههای خارجی سبب ورشکستگی باغداران و کشاورزان ايراني شده است؟ ( روزنامه سرمایه 14/02 و 29/01/88) 19- آیا میدانید که در دولت خاتمی، ایران به خودکفایی گندم رسید اما با سیاستهای دولت احمدی نژاد، ايران در سال 1387 با 5 میلیون تن واردات، به یکی از بزرگترین واردکنندگان گندم جهان تبديل شد؟(روزنامه سرمایه 14/02 و 29/01/88) 20- آیا میدانید که در دولت احمدی نژاد طی حدوداً چهار سال، فقط 2100 واحد مسکن مهر ساخته شده(یعنی سالانه 525 واحد) و با این روند برای رفع مشکل مسکن مردم و جوانان بیش از ده هزار سال زمان لازم است! و این در حالی است که تاریخ ایران از زمان هخامنشیان تا به حال 2500 سال بیشتر نیست؟ (سایت مسکن مهر - وبلاگ مهندس عبدالعلی زاده - و یکی از شماره های اردیبهشت روزنامه سرمایه) 21- آیا میدانید که به اعتراف مسؤولان دولت و نظر کارشناسان، طرحهایی مانند مسکن مهر، بنگاههای زودبازده، اشتغال سریع و سهام عدالت همگی طرحهای شکست خوردهاند و تقریباً هیچ نفعی برای ملت نداشته و دولت با تبلیغات فراوان از طریق تلویزیون و رادیو توانسته نظر مردم را جلب کند؟ (روزنامه سرمایه 28/02/88) 22- آیا میدانید که در معاونت برنامه ریزی و نظارت رئیس جمهور با راه اندازی دورههای چند ماهه به تعدادی از همکاران دولتی، مدرک فوق لیسانس داده میشود و این در حالی است که در دانشگاهها برای گرفتن مدرک فوق لیسانس بایستی حدود دو سال وقت صرف کرد؟ (روزنامه سرمایه 20/02/88) 23- آیا میدانید که صدها میلیارد برای راه اندازی گشتهای ارشاد توسط احمدی نژاد اختصاص داده شده و این در حالی است که وي قبل از ریاست جمهوری دور نهم، حجاب زنان و دختران و تیپ پسران را مشکل نمیدانست؟ 24- آیا میدانید که ایران از نظر تورم و گرانی پنجمین کشور دنیاست؟ ( بانک جهانی - روزنامه سرمایه17/02/88) 25- آیا میدانید با ثروتی که احمدی نژاد بر باد داد و فرصت سوزیهایی که کرد، میشد: الف- همه ایرانیان دارای شغلی با حقوق مناسب بشوند؛ ب- هیچ کس بیخانه نباشد و همه خانه دار شوند؛ پ- بیش از نصف مناطق خشک و صحرایی ایران را باغ و جنگل و مزرعه کرد؛ ت- درآمد هر خانواده ایرانی را در سال به بیش از 40 میلیون تومان رساند؛ ث- ایران را برای همیشه از فقر و بی کاری و عقب ماندگی نجات داد. 26- آیا میدانید که در دولت احمدی نژاد علیرغم اینکه درآمدهای سالانه، 4برابر درآمد سالانه خاتمی بود، بودجه تحقیقات علمی 5/4 برابر کاهش یافته است؟(قانون بودجه 86 و87 ( و آیا میدانید که در هر جامعهای هر چه تحقیقات علمی بیشتر باشد، ثروت و درآمد مردم آن کشور نیز بیشتر میشود؟ براي مثال،26درصد تحقیقات علمی دنیا در آمریکا انجام میشود و حدود 27 درصد از ثروت تولیدی سالانه در جهان متعلق به آمریکاست.(بانک جهانی - گزارش سازمان ملل متحد) 27- آیا میدانید که دولت احمدی نژاد استادان توانمند و نامدار و با تجربه را در دانشگاهها باز نشسته کرده است و آیا میدانید که آقاي احمدي نژاد سازمان مدیریت و برنامه را منحل کرد و با کنار گذاشتن برنامه توسعه چهارم، امکان ایجاد 560 هزار میلیارد تومان درآمد برای کشور و مردم را از بین برد؟ 28- آیا میدانید که بر اساس گزارش رسمی دیوان محاسبات کشور، در بودجه سال 1386، 54درصد تخلف توسط دولت احمدی نژاد صورت گرفته و رقم تخلفات در آن سال، به 66 هزار میلیارد تومان میرسد؟ (گزارش دیوان محاسبات مجلس - روزنامه سرمایه 24/01/88) 29- آیا میدانید که در بودجه سال 1385 دولت 2000 مورد تخلف داشته است و عمده این تخلفات مربوط به وزارت نفت بوده، یعنی پولدارترین وزارتخانه؟( گزارش دیوان محاسبات مجلس - روزنامه سرمایه 24/01/88 و 23/11/87 و 21/11/87) 30- آیا میدانید که به هنگام قرائت گزارش دیوان محاسبات در مورد تخلفات دولت در مجلس، به علت کثرت تخلفات انجام شده تعدادی از طرفداران احمدی نژاد سعی در جلو گیری از خواندن تخلفات میکردند؟(روزنامه سرمایه- 9/12/87 ) 31- آیا میدانید که دولت احمدی نژاد بخشی از بودجه عمرانی را صرف کارهایی مانند ساخت باشگاه ورزشی و امثال آن کرد تا رای جوانان را برای مرحله دوم ریاست جمهوری، جذب کند؟ 32- آیا میدانید که دولت، بودجه وزراتخانههای خود را حداقل 80درصد افزایش داده اما بودجه سازمانهایی مثل بازرسی، مجلس و غیره را که گزارش تخلفات دولت را دادهاند، حدود 50 درصد کاهش داده است؟(روزنامه سرمایه 19/12 و 21/11/87) 33- آیا می دانیدکه بر اساس گزارش دیوان محاسبات مجلس، دولت احمدی نژاد متخلفترین دولت ایرانی در زمینه بودجه، از نظر تعداد و مبلغ بوده، و روزانه 7 تخلف بودجهای در دولت صورت گرفته است؟ (گزارش دیوان محاسبات مجلس - روزنامه سرمایه 01/02/88) 34- آیا میدانید که در دولت احمدی نژاد بیش از 2000 میلیارد تومان شکر وارد کشور شد و این مقدار شکر برای 10 سال مصرف ایران کفایت میکرد؛ که اين امر سبب تعطیلی کارخانجات شکر و بیکاری صدها هزار نفر کشاورز چغندر کار و کارگران کارخانجات شده است؟ و آيا میدانید که دولت احمدي نژاد از پرداخت فقط 45 میلیارد تومان يارانه به چغندر کاران که دههاهزار خانواده زحمتکش و فقیر را دربرميگيرد، خودداری کرد؟ (روزنامه سرمایه 05/02/88) 35- آیا میدانید که طي مدت چند ماه اخیر، بیش از 200 دانشجو به خاطر اظهارنظر و عقیده در دانشگاهها توسط دولت نهم اخراج شدهاند؟) اندیشه نو 24/02/88) 36- آیا میدانید که بسياري از مدیران شرکتها، کارخانجات، بانکها و سازمانهای پولدار در آستانه انتخابات ریاست جمهوری توسط دولت احمدی نژاد عوض شدهاند؟ 37- آیا میدانید رشد سرمایه گذاری صنعتی از 86 درصد مثبت در سال 1383 به 16 درصد منفی در سال 1387 رسیده، یعنی 102 درصد کاهش یافته است؟ ) روزنامه سرمایه 17/02/88) 38- آیا میدانید که به علت عدم وجود بودجههاي نظارتي بر حوادث حین کار کارگران، اين قبيل حوادث در دولت نهم افزایش داشته که سبب جراحت و کشتن بسياري از کارگران شده که آخرين مورد آن، مرگ 12 کارگر معدنکار کرمانی، در اول اردیبهشت بوده است؟ (روزنامه سرمایه 05/02/88) 39- آیا میدانید که در سفر های استانی احمدی نژاد، دانش آموزان را از شهرهای مختلف برای استقبال از ایشان میبردند؛ براي مثال، در سفر به استان فارس، هفت دانش آموز که از فسا به شیراز برده میشدند، در تصادف کشته و مجروح شدند؟ 40- آیا میدانید که با ثروت و اعتباری که دولت احمدی نژاد تا کنون از بین برده است، حداقل امکان 25 میلیون شغل در کشور وجود داشت. یعنی، با استفاده درست از اين منابع، نهتنها هیچ بیکاری وجود نداشت، بلکه چند میلیون نفر خارجی نیز ميتوانستند در بخشهاي مختلف اقتصادي ایران مشغول به کار شوند؟ (روزنامه سرمایه 10/02/88) پینوشت: 1- چهل موردي که در بالا به عنوان نمونه ذکر شدند، بخشي از خروارها تخلفها و خيانتهايي هستند که دولت نهم به رياست آقاي احمدينژاد مرتکب شده و البته صاحبنظران در حوزههاي مختلف نيز به راحتي ميتوانند موارد بسياري را بر آنها بيافزايند. 2- واقعاْ آیا ملت بزرگ ایران مستحق چنین وضعیتی است؟ چرا رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران نميخواهند بپذيرند که آقاي احمدي نژاد در حق ملت ايران، جفاي بزرگي مرتکب شده و اينهمه هزينه براي حمايت همه جانبه از او، آنهم از جيب ملت ايران ميپردازند؟ واقعاً چرا؟
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
انتخابات دهم رياست جمهوري را به تحقيق ميتوان رويکردي منحصر به فرد در تاريخ انقلاب اسلامي ايران دانست. رويکردي که انتظار ميرفت بسياري از مؤلفههاي سياست گذاري نظام را با چالشي اساسي روبهرو ساخته و صفحات جديدي را بر کتاب انقلاب اسلامي ايران اضافه کند. رويکردي که نهتنها دربرگيرندة شيوة نويني از مشارکت مردم در صحنههاي مختلف باشد و مسيرهاي تازهاي را براي رسيدن به آزادي، امنيت و قرارگرفتن در قافلة رشد و توسعه جهاني نشان دهد؛ بلکه ارتباط و تعامل رهبران سياسي با مردم و نظام جهاني را منطبق بر رويههاي نظام مردمسالارانه تبيين کند. اما اين چنين نشد و مؤلفههاي نظام کنترلي، سرانجام توانستند بر ارادة مردمسالاري چيره شده و عدهاي با تدابير غيرعقلايي که بهطور معمول در نظامهاي کنترلي قابل مشاهدهاند، مسيرهاي تازهاي را که مقابل جامعه براي رشد و شکوفايي فکري و اجتماعي قرار گرفتند، تخريب کنند. در اين دوره، تبلور مطالبات مدني مردم در بيان و شعارهاي کانديداهاي دهم کاملاً آَشکار بود و استقامت و پايداري مردم در تکرار مطالبات مدني، فضاي نسبتاً بازي را در ايام انتخابات دهم بوجود آورد که مردم احساس ميکردند، ميتوانند با آزادي نسبي و با صداي بلند، خواستههايشان را فرياد زده و نارضايتي خود را از وضعيت جاري با نمايشي مدني که جوانان، باشور و هيجان آنرا در خيايانها به معرض ديد گذاشتند، ابراز دارند. مردم دانستند که در فرايند دستيابي به نظام مردمسالارانه، ميتوانند رهبران سياسي را به دنبال خود کشانده و به آنها نشان دهند که اگر مطالبات مدني جامعه را پاسخگو نباشند و مردم را به خودي و غيرخودي تقسيم کنند، به زيرکشيده خواهند شد. بنابراين، وقتي مردم مشارکت فعال در صحنههاي اجتماعي داشته باشند، سياستمداران ميآموزند که به مردم دروغ نگويند، آنها را با اوهام و خرافه، بازي ندهند و بر موج احساساتشان سوار نشوند. پس، نهاد صداقت در جامعه بوجود ميآيد که رکن اساسي نظام مردمسالارانه است. بدينسان، در اين فرايند، مردم همگرايي بيشتر با نظام جهاني را به سياستمداران تحميل کرده و آنها را وادار ميسازند که رفتار خود را با قواعد و اصول پذيرفته شده جهاني سازگار کنند. به عبارت ديگر، مشارکت مردم در صحنههاي اجتماعي، عامل بازدارندهاي براي رهبران سياسي در استفاده از سياستهاي پوپوليستي است. همچنين، مشارکت مردم در تعيين سرنوشت خود و تحميل تدريجي مطالبتشان به رهبران سياسي، فضايي آکنده از شور و نشاط و پويايي براي جامعه به همراه آورده و رهبران سياسي ميآموزند که متخصص تمامي علوم نبوده و براي رهبري و هدايت جامعه بايد به آراي انديشمندان و خبرگان مراجعه کنند. تمام اين رؤياهاي شيرين و آرزوهاي ملتي که براي به دست آوردن آزادي، تماميت وجود خود را در طبق اخلاص گذاشته و با ظهور بسياري از شيوههاي مبارزات آرام، به دنبال احقاق حق خويش بودند، با لجاجت، تنگنظري و روحية استبدادي گروه حاکم، دوباره در هالهاي از ابهام قرار گرفتند تا مردم بدانند که آزادي مسيري بسيار سنگلاخ دارد و براي هموارکردن آن، بايد صبر، استقامت، پشتکار و توکل پيشه کرد. درواقع، مبارزان راه آزادي بايد بدانند که در اين راه، هيچ آرزويي بر باد نميرود و هر قدم و تلاشي که براي آزادي برداشته شود، افقهاي روشنتري از دوردستها نمايان خواهند شد و ديري نخواهد پاييد که دشت سبز آزادي، زير پاي رهروانش آرام خواهد گرفت و عاشقان با صداي بلند آواز سرميدهند: جانمان فدايت آزادي، ما آمدهايم تا رشتة تاريکي را از قلبت وا کنيم. ما پايان شب را آوردهايم تا صبح صادق را در سرزمين سبزت، پايدار کنيم؛ دشت اندوه را ويران کردهايم تا سبزي سرزمينت براي ابد سبز بماند؛ آزادي! تو در ما ريشه دوانيدهاي؛ تن بدون ريشه چگونه زنده خواهد ماند، پس بدان که هرگز رهايت نخواهيم کرد! در ادامه، روزشمار نهضت سبز را که به تناسب هر واقعه در فيسبوک مينوشتم، براي مطالعة خوانندگان اين صفحات ميآورم: 1- تعداد زيادي ازاساتيد، عصر چهارشنبه 3 تير، درنشستي با مهندس موسوي بازداشت شدند. قبلاً هم تعدادي ديگر به جرم حمايت از ميرحسين بازداشت شده بودند. کار را به جايي رساندهاند که استادي جرأت نداشته باشد بگويد: کودتاي انتخاباتي صورت گرفته و آقاي احمدي نژاد را ميخواهند به زور تحميل کنند. ملت ايران بداند که اساتيد ديگر امنيت شغلي ندارند و هر لحظه امکان دارد که استادي را در دفتر کارش يا مکاني ديگر بازداشت کنند. آنوقت ميگويند کودتاي انتخاباتي صورت نگرفته است! 2- از ملت ايران که معتقدند کودتاي انتخاباتي صورت گرفته، ميخواهند خويشتنداري کرده و اين پيروزي را بر کام مردم تلخ نکنند! نميدانم که توطئهگران خود را به بدفهمي زدهاند يا هنوز فکر ميکنند ميتوانند به شعور ملت ايران توهين کنند؟ آقايان! ملت ايران معتقداست که، شما با انجام يک کودتاي وسيع وخيانت به رآي اکثريت ملت ايران، طعم شيرين پيروزي را برکام همه مردم تلخ کردهايد. چرانميخواهيد اين حقيقت را بپذيريد که، مردم آگاه شدهاند و ديگر زير بار توطئههاي شما نخواهند رفت؟ 3- برخي از ائمة جماعات جمعه از موضع عدالت خارج شده و سخناني شرک آلوده بر زبان جاري ميکنند. درحاليکه بر اساس نص قران وفرمايشات امام علي (ع)، رهبري هيچ حق ويژهاي برمردم ندارد، به سخنان آقاي احمد خاتمي (5 تير 1388) توجه کنيد: در نگرش ما ولي فقيه فقط رهبر سياسي نيست، حجت شرعي و نايب امام زمان است و مخالفت با نايب امام زمان، مخالفت با امام زمان است. كسيكه دستور ولي فقيه را زير پا بگذارد، دستور امام معصوم را زير پا گذاشته و مخالفت بادستور امام معصوم، مخالفت با دستور خداست. 4- امام جمعه موقت تهران به صراحت ميگويد (5 تير88): کسيکه با ولي فقيه مخالفت کند، با دستور خدا مخالفت کرده است و سپس از نيروي انتظامي ميخواهد که بيرحمانه با تظاهرات مردمي برخورد کرده و آنها را سرکوب کند! آيا اين گروه قليل از روحانيت ميخواهند با چنين حرفهاي پوچ و رفتار غيرانساني و هزينه سرسامآوري که بر دين و کشور وارد ميکنند، جوانان را نسبت به مذهب و رهبران واقعي ديني بيتفاوت کرده يا آنها را ازدين خارج کنند و در کنار نافرماني مدني، بر نافرماني ديني هم دامن زنند؟ 5- حاکميت در ايران هنوز فکر ميکند، مردم صغيرند، نميفهمند و ميتوان در شرايط بحراني از ترفندهاي عوامفريبانه براي ساکت کردن آنها استفاده کرد و کار خود را جلو برد. تشکيل هيات ويژه شوراي نگهبان که ترکيبي يکطرفه داشته و اکثر اعضاي آن وابسته به طيف حاکميت بوده و قبلاً طرفداري خود را از احمدي نژادنشان دادهاند، آنچنان مضحک است که حتي سياستمداران آماتور هم، چنين خطاهايي را مرتکب نميشوند، اماحاکميت ايران، هنوز در مسير تحميق مردم جلو ميرود. 6- يکي از جفاهاي بزرگ حاکميت با کمک رسانههاي دولتي درحق مردم، استفاده ناصحيح يا ناجوانمردانه از واژههاست. براي مثال، مردمي که باکمال آرامش و حتي با شعار سکوت به خيابانها ميآيند و خواهان احقاق حق از دست رفته خويش هستند، اغتشاشگر خوانده شده، امانيروهاي سرکوبگر دولتي که به سرکوب و کشتار مردم ميپردازد، حافظ جان ومال ملت معرفي ميشوند! اين جفاي بزرگ که سابقه ديرينه دارد، يکبار ديگر در تاريخ ثبت خواهد شد و اين نوشته کوتاه، گواهي بر آن خواهد بود. 7- يکي ازبخشهاي هر کودتا، گرفتن اعتراف از مبارزين دستگيرشده است. افرادي که زير سختترين شکنجههاي جسمي و رواني قرار گرفته و براي ادامه حيات مبارزه، تحت فشارهاي بسيار شديد روحي، مجبور به تمکين شده و خواستههاي حاکميت را در جلوي دوربين تکرار ميکنند. نمايش اعترافات تلويزيوني که چنديست از سيماي دولتي شروع شده و در روزهاي آينده، مردم شاهد بخشهاي ديگر آن خواهند بود، تنها بيانگر استيصال و دستپاچگي نظام کنترلي در مقابل مبارزات سبز مردمي است. 8- روزنامه سپاه: بيبيسي به اوباش پول داد و ندا را کشت؛ سفير ايران در مکزيک: سازمان سيا ندا را کشت؛ خبرگزاري رسمي ايرنا: تک تيرانداز منافقين ندا را کشتند؛ امام جمعه تهران: خود اغتشاشگران ندا را کشتند؛ ملت بزرگ ايران: حاکميت سرکوبگر ندا را کشت. ملتها هيچگاه دروغ نميگويند؛ اين يک واقعيت مسلم است؛ تا کور شود هر که در آن غش باشد. 9- عملکرد حاکميت در فرايند انتخابات دهم به گونهاي بوده که بسياري ازجوانان نه تنها نسبت به نظام و رهبران روحاني بدبين شدهاند، بلکه از انجام شعاير ديني سر باز ميزنند. وقتي بسياري از قشر روحانيون ازجمله آقاي هادي غفاري با صراحت به اين مسئله اعتراف ميکنند، بنابراين بايد قبول کرد که، نه تنها نظام درخطر است، بلکه آينده اسلام درايران باچالشهاي دشواري مواجه خواهد شد و مسؤل تمامي خسارتهاي واردشده، کسي نيست جزحاکميت که حق مردم را پايمال کرده است. 10- ربط دادن مبارزات مردمي به بيگانگان، جفاي بزرگي درحق ملت ايران است. حافظه تاريخي ملت ايران خيانتهاي انگليس، روسيه و آمريکارا هرگز از ياد نميبرد و بنابراين، باشعورتر از آنست که بخواهد براي گرفتن حق خود، دست به دامن کساني شود که هرگز به فکر منافع ملت ايران نبوده و تنها به منافع خود فکرميکنند. امروز ملت ايران ميداند که، طرح چنين اتهاماتي ازطرف حاکميت، تنها براي ساکت کردن مردم و سرکوب مبارزات است، اما تاريخ گواهي ميدهد که اين حربه پوسيده، شکست خورده است. 11- سريال اقرارهاي ساختگي صدا و سيما از چهرههاي سرشناس سياسي- فرهنگي که قرار است، طي روزهاي آتي روي آنتن رود، قلب بسياري از مردم را آزرده خاطر خواهد کرد. اهل فن ميدانند،کسانيکه عمر خود را در خانههاي تيمي گذرانده و براي شکنجه روح و بدن خود را آماده ميکردند، پس از دستگيري و تحمل شکنجه به تمامي خواستههاي شکنجهگران خود، تن ميدادند، چه برسد به اساتيد دانشگاه، روزنامه نگارها، نويسندگان و... که روحي لطيف تر ازگل دارند و اينهمه توهين را بر نميتابند. 12- پرسشي که اين روزها دانشجويان ازمن ميپرسند، اينست که آيا قصد معترضين، براندازي نظام است؟ از اين پرسش که بعضاً از سوي مخالفين نظام القا ميشود، تعجب ميکنم. مبارزات مردمي در نهضت سبز به رهبري رييس جمهور ميرحسين موسوي، نه تنها براي براندازي نيست، بلکه براي تحکيم پايههاي نظام جمهوري اسلامي است. آنها ميخواهند با پس گرفتن رأي خويش، ريشه دروغ، نفاق، عوامفريبي، انقياد، سلطه و بردگي را در نظام خشکانده و ارزشهاي اصيل انقلاب اسلامي را دوباره احيا کنند. ۱۳- شوراي نگهبان سرانجام طي نامهاي به وزير کشور، صحت انتخابات دهم را تأييد کرد؛ يعني همان کاري که بسياري از اعضاي شوراي نگهبان، رهبران نظام، صدا و سيما و رسانههاي دولتي، پس از انتخابات به طور مکرر تکرار ميکردند و جالب اينجاست که همين افراد، مردم را به قانونگرايي تشويق وعدالت را، رعايت قانون تعريف ميکردند؛ تو گويي رعايت قانون براي خواص نيست و تنها براي عوام واجب است! روزگارغريبي است نازنين، وقتي ميبيني،به نام دين و عدالت، آزادي را قرباني ميکنند!
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
اين روزها بغض در گلويم سبز شده و آرام و قرار از کفم ربوده است. روزهايي که مرا به سي و اندي سال پيش ميبرند که جوان بودم و بي ادعا. عاشق بودم و بيريا. امروز که فکرش را ميکنم، آن روزها نيز سبز بودم و سياهي را برنميتابيدم. امروز اما انگار دوباره همه چيز تکرار ميشوند و من که روزهاي پاياني ميانسالي را پشت سر ميگذارم، بايد دوباره سبز پوشيده و براي سرخي خون جوانان وطن، سبز گريه کنم. نميدانم که بر هم کيشانم چه گذشته که روزهاي سبز گذشته را از ياد برده و با گلولههاي خاکستري به جان جوانان امروز افتادهاند تا شور آنها را به ياس و نوميدي بدل سازند. روزهاي اندوهباري است که ميبينم همان کسان که تا ديروز سبز ميپوشيدند و بر رنگ آن افتخار ميکردند که از اهل بيت است، امروز اما هالهاي از سياهي و شايد بيرنگي بر افکارشان چيره شده و بر تمامي سبزپوشان دشمن شدهاند. تمامي شواهد و رويدادها خبر از موضوعي واحد را ميدهند: وقايع سال 56 درحال تکرارند. همان اعتراضهاي اوليه و تظاهرات خياباني که کسي فکر نميکرد به انقلاب 57 بيانجامد؛ اما شد و خيلي هم سريع اتفاق افتاد. نظامياني که آنروزها لباس از تن درآورده و وزير و وکيل شده بودند، خيلي زود فهميدند که بايد بروند و آندستهاي که ديرتر فهميدند، به چوبه دار آويخته شدند. شاه هم "خيلي زود" فهميد، علت سقوطش اطلاعات غلطي بوده که توسط چند مشاور نادان به او داده ميشد و "خيلي دير" اعتراف کرد که حرف مردم را شنيده است. اين روزها، همه چيز درحال تکرارند. امروز، سپاه کشور را کاملاً در اختيار خود گرفته و هرگونه اعتراضي را به شديدترین صورت پاسخ ميدهد. ملاقات رييس دولت نهم با آقاي مصباح يزدي روز پس از اعلان نتايج انتخابات و تقاضاي تشکيل فوري تشکيلاتي براي برپايي حکومت اسلامي، بهطور رسمي خبر از انهدام نظام جمهوري اسلامي بدست ايشان و همفکرانش را ميدهد. شرايط بسيار خطرناک و سرنوشتسازي است و با کوچکترين غفلت، تمامي دستآوردهاي سي ساله برباد ميروند. بهراستي مردم هوشيارتر و جلوتر از رهبران سياسي هستند. آيا قرار است که سپاه به عنوان ابزار نظامي در اين توطئة مخملي که نام کودتا بر آن گذاشتهاند، سهيم باشد. خبر از جداشدن فرماندهان سپاه و پيوستن آنها به مردم و افتراق در سپاه بسيار جدي است. متأسفانه بسيج در اين حرکت، چهره خوشي از خود در ميان مردم برجاي نگذاشته و فاصله زيادي با طيفهاي مختلف مردمي پيدا کرده است. هزينه يک انقلاب يا شورش يا دگرگوني يا هر عنوان ديگري اينبار، براي جامعه ايراني بسيار سنگين خواهد بود. درادامه، روزشمار تحولات جاري را که در فيسبوک نوشتهام، دستهبندي کرده و براي خوانندگان اين صفحات منعکس ميکنم: 1- رهبران اصلاح طلب بايد شعار ومطالبه مردم در تظاهرات رابراي توطئهگران مخملي بهروشني تبيين کنند. انجام انتخابات مجدد. همين. اين خواستهاي است که بايد آنقدر تکرار و تکرار شود تا کسي نتواند در مقابل آن مقاومت کند. از شعارها و خواستههاي حاشيهاي بايد به جد پرهيز کرد و تمام فرياد مردم را در انتخابات مجدد خلاصه کرد تا کسي ديگر نتواند بگويد: ابطال انتخابات محال است. اگر اراده مردم باشد، هيچ چيز محال نيست. لطفا اطلاع رساني کنيد. 2- حتی اگر رییس دولت نهم به دروغ ادعا کند که به طرفداران نهضت سبز خس و خاشاک نگفته و رسانههای دولتی بویژه سیمای دولتی، با ترفندهای سنگین تبلیغاتی به دروغ بخواهند نشان دهند که همه مردم با آنها هستند وحرکت سبز مردمی بیحاصل بوده و انتخابات مجدد محال است، اما بدانند که اینبار بذر سبز آزادیخواهی در دل ملت ایران کاشته شده و دیری نخواهد پایید که به ثمر مینشیند. تاریخ گواه این مدعا خواهد بود. 3- بسيارخوشحالم که زبان فارسي هم به زبانهاي فيسبوک اضافه شد.خدمت بسيار ارزشمندي که دوستان علاقمند به زبان فارسي آنرا به سرانجام رساندند و به راستي بايد قدر اينکار ارزشمند را دانست. درچند هفته پيش، بيش از اندازه سياسي نوشتم که اين موضوع هم تعجب برخي ازدوستان را برانگيخت وهم به مذاق گروهي ديگرخوش نيامد. به هرحال هميشه اعتقادداشتهام که انسان بايد چندوجهي باشد و در مواقع لزوم بتواند ازاين ويژگي براي تأثيرگذاري استفاده کند. 4- اين مطلب کوتاه را براي دوست عزيزم مصطفي تاجزاده که هميشه او را فردي خندهرو، بشاش، دانشمند، مؤمن، انقلابي، راستگو و وفادار به نظام جمهوري اسلامي ميشناختم و اکنون در بازداشت به سر برده و ميگويند جانش در خطر است، مينويسم: مصطفي جان! خندهها و حرفهاي تيزت را انچنان بر سرشان بکوب که بفهمند، نهضت سبز نه تنها نابود نميشود، بلکه هر روز قدرتمندتر شده و ديري نخواهد پاييد که رايحه آزادي، مشام همه را معطر خواهد کرد. تاريخ اين همه را ثبت ميکند. 5- مي روم منزل به منزل در سراي عاشقي//تا شوم محرم به كوي عاشقي//در طريق عاشقي، ايستادگي مردانگي است//گر شوم خسته، نباشد راه و رسم عاشقي//عاشقان ايستاده مي ميرند، مردن نخستين منزل است//از خدا خواهم بميرم در سراي عاشقي 6- خاطره اي از لباس شخصيها بگويم که اين روزها درخيابانها فراوانند. چند سال پيش که در فرصت مطالعاتي دريکي از کشورهاي جدا شده از شوروي سابق بودم، به هنگام مراجعت از دانشگاه به منزل، توسط دو لباس شخصي در خيابان متوقف شدم تا مدارک هويتم را ارايه دهم. تعجب کردم که چرا اينها کار پليس را انجام ميدهند! آيا تشابه آن خاطره و مشاهدات امروز بر شايعهاي که ميگويد حاکميت در سرکوب تظاهرات مردمي ازمشاوره روسها برخوردار است، صحه نميگذارد؟ 7- يک هفته قبل ازانتخابات رياست جمهوري در ايران، مقامات روسي اعلام کردند که آقاي احمدي نژاد در انتخابات، هشتاد درصد آراء را کسب ميکند! و چند روز پس از اعلام نتايج، احمدي نژاد به دعوت مدودوف رييس جمهور روسيه، به مسکو دعوت ميشود! ازطرفي، به گفته برخي از مطلعين، سناريوي توطئه مخملي که درآن، راي مردم ناديده و تظاهرات معترضين به شدت سرکوب ميشود، درکرملين طراحي شده است! به راستي چرا ميرحسين ميگويد، آماده شهادت است؟ 8- نميدانم بر ما دانشگاهيان چه رفته است که اينگونه بيتفاوت بر کشتههاي فرزندانمان نظاره کرده و سخن بر زبان نميآوريم. به گزارش CNN در تظاهرات ديروز (30 خرداد 88)، 19 نفر کشته شدهاند، خبراز کشته شدن غيررسمي 150 نفر را از ابتدا تا کنون ميدهند. اينها همه فرزندان ما هستند. مگر چه ميخواهند؟ آيا آنها در مبارزهاي مسلحانه کشته شدهاند يا در تظاهراتي با شعار سکوت؟! شرم بر کساني باد که اين همه را نظاره کرده و دم فرو بستهاند. شرم باد! 9- در twitter نوشتم که: "منهم غسل شهادت کرده ام. اين سينه من است؛ براي آبياري دشت سبز آزادي آنرا نشانه بگيريد. آمادهام." اينجا هم ميگويم: امروز جوانان ايران زمين، دشت سبزآزادي را با خونشان آبياري ميکنند؛ جواناني که ماية شرف و آبروي انسانيت تحميق شدهاي هستند که طي سالها به نام دين و عدالت، محروم ماندهاند. آنها به جهانيان نشان دادهاند که، ايران سرزمين دليراني استکه، با شعار سکوت هم ميتوانند تماميت واژههاي عشق و آزادي را تفسير کنند. 10- معلوم نيست که چراعده اي به آقاي موسوي اصرار ميکنند، منتظر نظرنهايي شوراي نگهبان باشد! وقتي برخي از اعضاي بانفوذ شوراي نگهبان بهطورعلني يا در محافل خصوصي از نامزدي آقاي احمدي نژاد حمايت کرده و توصيه ميکردند که مردم به وي رأي دهند و زمانيکه هنوز مراحل بررسي اعتراضات نامزدها به پايان نرسيده، سخنگوي اين شورا برصحت کامل انتخابات مهر تأکيد ميزند و اينها همزمان با تأييد رهبر صورت ميگيرد، آيا چگونه ميتوان به بيطرفي شورا اطمينان پيدا کرد؟ 11- پرسش مهمي که همه اين روزها ميپرسند......: اينهمه تحميل هزينه به جامعه، متهم کردن مبارزات مردمي به ضدانقلاب و مقايسه آن بازمان بني صدر و مسعود رجوي، کشتار جواناني که حتي از آزاديهاي مصرح در قانون اساسي محروم ميشوند، سوارشدن بر احساسات ديني جامعه و استخدام برخي از روحانيون براي تأييد سرکوب ملت، ازبين بردن اعتماد عمومي و تضعيف پايههاي نظام و... براي ناديده گرفتن آراي واقعي مردم و تحميل رييس دولت نهم به زور براي مدت چهارسال ديگر، براي چيست؟ 12- ميگويند کسانيکه به خيابانها آمده ومطالبات مدني خويش را عنوان ميکنند، اغتشاشگر هستند يا آنها را به صفات ناپسند ديگري ميآرايند. ازآنجاييکه صدا و سيما و رسانههاي دولتي هيچکدام با مبارزات صلح آميز مردمي ميانه خوبي ندارند، مردم قادر به جوابگويي رسمي نبوده و تنها هر شب با غريو فرياد الله اکبر در پشت بامها، اعتراض خويش را بيان ميکنند. آهنگ دلنشيني که اين شبها فضاي آسمان ايران را پوشانده و همه ازجمله، مخالفان آنرا با خشم و کينه شنيده ولي قادر به تکذيبش نيستند. 13- سخنگوي شوراي نگهبان ضمن رد ادعاي نامزدها مبني بر مغشوش بودن انتخابات دربسياري ازحوزههاي انتخابيه، تنها با شمارش ده درصد ازصندوقها موافقت کرد. جالب است! بيش از شصت درصد به نفع يکي از نامزدها تقلب شده، آنوقت ميخواهند ده درصد صندوقها را بازشماري کنند که اين کار هيچ مشکلي را حل نخواهد کرد. آيا اعضاي شوراي نگهبان فکر ميکنند با دادن آب نباتي ميتوانند مردم را از گوهر گرانبهايشان که همانا بازپس گرفتن آرايشان است، محروم کنند؟ چه خيال باطلي؟! 14- مردم با حرکت سبزشان فرياد ميزنند: روزبردگي به پايان رسيده است. آنها به جهانيان نشان ميدهند که، ايستادگي هنرايرانيان است و در سختترين شرايط در طول تاريخ توانستهاند در مقابل جباران حقير ايستادگي کنند. آنها ثابت کردهاند که هنر خوب مردن را از پدرانشان به ارث برده و هنر خوب مبارزه کردن را از اسوههايشان آموختهاند. تظاهرات سبز و صلح آميز مردم در خيابانها، معابر و پشت بامها و دادن شهداي گرانقدر، بزودي به ثمرخواهد نشست که اين همان وعده الهي است. 15- مبارزان نهضت سبز در مسير مبارزه نشان دادهاند که: مکتب عشق براي نتيجه نيست؛ بلكه مکتب آزادگي و مکتب عاشق سازي است؛ مکتب دلشدگان است؛ مکتب بهدنبال معشوق رفتن است. از ادامه مبارزه براي کسب آزادي نبايد نوميد و دلسرد شد که، راه رسيدن به آزادي بسيارسنگلاخ است، اما وقتي آنرا به چنگ آوردي، تا ابد در سرزمين سبز و مفرحي زندگي خواهي کرد که هيچ اثري از بردگي و تاريکي و دروغ و فريب در آنجا يافت نميشود و هرچه هست، نور و پاکي و صداقت و مهرباني و عشق است. 16- يکي از روشهاي حکومتهاي درحال انقراض درايران براي مقابله با حرکتهاي مردمي اين بوده که، آنرا به راحتي به بيگانگان منتسب کرده و به سرکوب مبارزات ميپرداختند. اين روش در رژيم سابق، به اوج رسيده بود و متاسفانه مدتهاست که در جمهوري اسلامي نيز از آن براي سرکوبي مبارزات مردمي استفاده ميکنند. اگرنظامي پشتوانه مردمي داشته باشد، حاکميت درهنگام مواجهه با چالشي سياسي، نبايد از اين حربه پوسيده استفاده کند، وگرنه به پايان عمر خود نزديک ميشود. 17- بغض در گلويم سبز شده و آرام و قرار ازکفم ربوده است. پيام آوران سياهي و اندوه، خبردادهاند که سبزپوشان بايد حداقل براي چهارسال ديگر رخت سبز از تن درآورده و به رنگ آنها درآيند. زهي خيال باطل که سبز، رنگ طبيعت وعشق است؛ رنگ اميد و شادابي است وحتي گلولههاي خاکستري که امروز روح سبز جوانان را نشانه رفته است، هرگز نميتوانند، شور و اميد آنها را به ياس و نوميدي بدل سازند. بگذار بگويند که سياهي آمده است، اما ما همچنان سبزپوشانيم.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
جلد دوم كتاب "راز بهتر زيستن: رمز موفقيتِ همراه با آرامش" در 255 صفحه و در قطع رقعي توسط انتشارات بعثت چاپ شد. دوستان عزيزي که جلد اول كتاب "راز بهتر زيستن: رمز موفقيتِ همراه با آرامش" را مطالعه کردهاند، به انزژي مثبتي که کتاب سرشار از آنست، اعتراف کرده و مطمئنم، جلد دوم کتاب ميتواند پيام آور موفقيت بوده و آرامش فراواني را به تمامي خوانندگانش ارزاني کند. لطفاً براي تهيه کتاب يا هديه آن به دوستانتان با تلفن نشر و پخش: 66498465 (انتشارات بعثت: تهران- خيابان انقلاب- خيابان شانزدهم آذر- شماره 36) تماس حاصل فرماييد. در مقدمه گفتهام، اين کتاب را در حالي با تجديدنظر اساسي به چاپ ميرسانم كه مدت كوتاهي از طرح اولية آن نميگذرد و در اين زمان كوتاه، مخاطبان بسياري توانستند از انرژي مثبتي كه در سراسر كتاب موج ميزند، بهرهمند شوند. در طرح جديد سعي شده تا با استفاده از ادبيات ميان رشتهاي، راز دستيابي به موفقيتِ همراه با آرامش را براي تمامي افراد كه به مديريتِ خانه، كار و حرفه، مدرسه و دانشگاه مشغولند، آشكار كند. كتاب جديد كه دربرگيرندة «چهل راز» است، همراه با تصحيحات و اضافاتي فراوان تقديم علاقمندان ميشود، اضافاتي كه ميتوانستند بهخودي خود، كتاب مستقل ديگري را شكل دهند، اما قراردادن آنها در اين مجموعه، به گمانم بر حجم انرژي مثبت كتاب افزوده و آرزو ميكنم كه خوانندگان بتوانند بهرة بيشتري از اين كتاب ببرند. در انتهاي كتاب، «چهل راز» آورده شدهاند كه هركدام بهتنهايي ميتوانند تابلوي زيبايي از زندگي و «بهتر زيستن» را براي تمامي افراد اعم از مديران سازمانها، زنان يا مردان خانهدار، دانشآموزان و دانشجويان، كارمندان و تمامي كسانيكه در شغلها و حرفههاي مختلف مشغول به فعاليت هستند، بهتصوير بكشاند. در طرح اوليه گفتم كه اين كتاب، حاصل سالها مطالعه و اندوختة تجربياتم است كه آن را با آغوش باز و مسرت فراوان به دوستانم پيشكش كرده تا با مطالعة مطالب متنوع كتاب ضمن آنكه بتوانند بر بخشي از مشكلات خود غلبه كرده و آرامش و نشاط را براي خود و اطرافيان بههمراه ميآورند، مديريت بهتري را در محيطهاي حرفهاي پيرامون خود برقرار كنند. بنابراين، اين كتاب نهتنها براي افرادي كه از مشكلات فراوان زندگي متأثرند، قابل استفاده بوده بلكه منبع قابل مطالعهاي است براي كسانيكه ميخواهند سرور و آرامش را در زندگي تجربه كنند و زندگي پالايش شدهاي داشته باشند. مطالب اين كتاب كه ميتواند بخشي از موضوعات مربوط به «روانشناسي كاربردي» را دربرگيرد، براي تمامي قشرهاي جامعه قابل استفاده و بهرهبرداري است و هر كس با هر پشتوانة تحصيلي و علمي ميتواند از موضوعات متنوع آن بهرهمند شود. اميدوارم همة شما نيز، انرژي مثبت اين كتاب را به دلهاي تمام كسانيكه دوستشان داريد و برايشان ارزش قايليد، هديه كنيد.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
انتخابات دهم رياست جمهوري را به تحقيق ميتوان رويکردي منحصر به فرد در تاريخ انقلاب اسلامي ايران دانست. رويکردي که انتظار ميرود بسياري از مؤلفههاي سياست گذاري نظام را با چالشي اساسي روبهرو ساخته و صفحات جديدي را بر کتاب انقلاب اسلامي ايران اضافه کند. رويکردي که نهتنها دربرگيرندة شيوة نويني از مشارکت مردم در صحنههاي مختلف بوده و مسيرهاي تازهاي را براي رسيدن به آزادي، امنيت و قرارگرفتن در قافلة رشد و توسعه جهاني نشان ميدهد؛ بلکه ارتباط و تعامل رهبران سياسي با مردم و نظام جهاني را منطبق بر رويههاي نظام مردمسالارانه تبيين خواهد کرد. بايد قدر اين فرصت منحصر به فرد را دانست و نبايد اجازه داد که عدهاي با تدابير غيرعقلايي که بهطور معمول در نظامهاي کنترلي قابل مشاهدهاند، مسيرهاي تازهاي را که مقابل جامعه براي رشد و شکوفايي فکري و اجتماعي قرار گرفتهاند، تخريب کنند. درادامه، مطالب کوتاهاي که در فيسبوک نوشتهام،براي استفاده خوانندگان اين صفحات دستهبندي ميکنم. 1- دروغ بزرگي که دشمنان به مبارزان نسبت ميدهند، اينست که آنها از نظام خروج کردهاند و به اين بهانه آزاديخواهان را خس و خاشاک ناميده، قلع و قمع کرده و ريختن خونشان را مباح ميدانند. درحاليکه مبارزان، براي حفظ نظام و حاکميت قانون با کسانيکه علنا قانون را زيرپا گذاشته و مرتکب توطئة مخملي شدهاند، مبارزه ميکنند. مبارزه با کسانيکه خيانت در امانت کرده و علناً ميخواهند پايههاي جمهوري اسلامي را سست کنند، برهمگان واجب است. 2- دو پرسش مهم: 1- آيا قانوني است که رهبر، قبل از تأييد رييس جمهورشدن آقاي احمدي نژاد از سوي شوراي نگهبان، از مردم بخواهد که ايشان را حمايت کنند؟ 2- چرا آقاي احمدي نژاد که هنوز رييس جمهورشدنش از سوي شوراي نگهبان تأييد نشده، در شوي نمايشي خود را رييس جمهور معرفي کرده و دو کانال سه و شش سيما به طور مستقيم، آنرا گزارش ميکنند، اما وزارت کشور به مردم اجازه تظاهرات آرام را نميدهد؟ لطفا اطلاع رساني کنيد. 3- در توطئة مخملي که توسط سران دولت برنامه ريزي شده، نيروهاي موسوم به لباس شخصي در مقابله با مردم، با خشونت ميخواهند صداي مردم را براي برگزاري انتخابات مجدد خفه کنند. خانمي از اقوام نزديک که به اتفاق دخترش به جمع تظاهرکنندگان در خيابان وليعصر– باغ فردوس- پيوسته بود،برايم نقل ميکرد که چگونه نيروهاي لباس شخصي که اصلاً از تظاهرکنندگان نبودند، پس از تخريب بانکها و مغازه ها، به قلع و قمع تظاهرکنندگان و حتي مردم عادي مي پرداختند. 4- از مسجد دانشگاه تهران ميآيم که از امروز صبح (سه شنبه، 26 خرداد) تمامي اساتيد و دانشجويان دانشگاهها در اعتراض به آقاي احمدينژاد، حمايت از جامعه دانشگاهي و دانشجويان کوي دانشگاه درآن تحصن داشتند. تمام صحن مسجد و محوطه بيروني مملو از افرادي بود که خواهان تغيير شرايط بودند و از اينکه به شعورشان از طرف توطئهگران مخملي توهين شده، اعتراض داشتند. قبلاً هم گفتم که آقاي احمدينژاد نبايد جامعه دانشگاهي را در مقابل خود قرار دهد که اين اتفاق اکنون افتاده است. 5- توطئه گران مخملي که در مقابل اعتراضات گسترده مردم در اقصا نقاط ايران مضطرب و دستپاچه شده اند، اين بار آمار جديدي خلق کرده تا بلکه بتوانند جوابي براي اعتراض ميليوني مردم تهران پيدا کنند. در گزارش وزارت کشور آمده که آقاي موسوي در شهر تهران نفر اول، ولي در استان تهران، نفر دوم بوده است. ملت ايران اما در روزهاي آينده با تظاهرات ميليوني خود در تمامي نقاط ايران، مشت محکمي بر دهان ياوه گويان مخملي خواهند کوبيد. 6- نهضت مردمي مقابله با دروغ و مردم فريبي با شرکت ميليوني ملت ايران تا رسيدن به نتيجه نهايي که همانا انتخابات مجدد است، ادامه خواهد يافت. در اين مبارزه، آزاديخواهان با نفي هرگونه خشونت و عدم استفاده از روشهاي ايذايي و تخريبي، باحمايت از مهمترين نهاد مردمسالاري که همانا انتخابات آزاداست، بدنبال ايجاد جامعهاي آزاد و تحکيم پايههاي نظام جمهوري اسلامي در چارچوبه قانون اساسي بوده و با تمامي ابزار تبليغاتي دشمن، مقابله خواهد کرد. 7- حمله خشونت بار توطئه گران مخملي به مردم نميتواند براي هميشه ادامه داشته باشد و بر اساس سنت الهي، مردم پيروز خواهند شد. صبر، مقاومت، ايستادگي و پايداري مردم سرانجام توطئهها رانقش برآب خواهد کرد و هيچگونه فشار و تهديد و بازداشت و حبس، مانع از حرکت آزاديخواهانه مردم براي احقاق حقشان که همانا انتخابات مجدد است، نخواهد شد. اينبارتمامي مردم مثل روزهاي اول انقلاب ايستادهاند و نشان خواهند داد که هيچکس، اجازه توهين به شعورشان را ندارد. 8- توطئه گران مخملي با ترفندهاي تبليغاتي و استفاده ابزاري از شعارهاي نهضت سبز، ميخواهند حرکت آزاديخواهي و ضدپوپوليستي ملت ايران را عقيم کرده و سلطه خود را براي چهارسال ديگر ادامه دهند. بايد هوشيار بود و با تدابير حساب شده و عقلايي بر مکر و خدعه دشمن غلبه کرد. حضور مستمر مردم در صحنه با آرامش وطرح موضوعات و پرسشهاي منطقي، سرانجام هدف را که همانا انتخابات مجدد است، محقق خواهد کرد. بايد قدر فرصتها را دانست و اجازه نداد که دير شود. 9- ممکن است شوراي نگهبان براي فايق آمدن به معضل کنوني، شمارش دوبارة آرا را پيشنهاد کند. اين توصيه به دلايل زير نبايد مورد قبول نامزدها قرارگيرد: 1- تشکيک در آراي ريخته شده؛ 2- تشکيک در تعداد زيادي از صندوقهاي راي گيري؛ 3- تأييد قريبالوقوع رهبران سياسي درجه اول؛ 4- حمايت و ارسال زود هنگام تبريک آنها به آقاي احمدي نژاد؛ 5- تشکيک در صلاحيت کميته برگزاري انتخابات به اضافه موارد ديگري که همگي نشان ميدهند، تنها راه ممکن تجديد انتخابات است. 10- رييس دولت نهم درجايي گفته است که انقلابي بودن مهم نيست، انقلابي ماندن مهم است و در ادامه، يکي از رهبران سياسي نظام را به طلحه و زبير تشبيه ميکند که سابقاً انقلابي بودند و در زمان خلافت علي(ع)، به دنيا روآوردند. هرچند در اين شعارهم حرف و حديث هاي زيادي است، اما چرا ايشان به خوارج اشاره نميکند که به اصطلاح از مسلمانان دوآتشه و نمازشب خوان بودند ولي درمقابل علي(ع) تمام قد ايستادند؟ آيا عملکرد ايشان بيشتر شبيه به خوارج نيست؟ 11- نامزدهاي اصلاح طلب بدانند که مردم اميد فراواني به آنها بستهاند و چنانچه هر کدام از آنها از مسير مبارزه عقب نشسته يا مماشات کند، نه تنها مردم آنها را نمي بخشند، بلکه نام نيکي هم از خود به يادگار نخواهند گذاشت. حرکتي که به پايمردي آزاديخواهان شروع و براي استمرار و قوام آن، خونهاي زيادي از جوانان وطن ريخته شده، بايد تا حصول نتيجه که همان انتخابات مجدد است، ادامه يابد. حرکتي که با اراده و حمايت مردم شروع شد و با مقاومت و ايستادگي رهبران صديق به نتيجه خواهد رسيد. 12- يکي از ترفندهاي دشمن براي عقيم کردن حرکت نهضت سبز، برپايي تظاهراتِ همزمان با حرکت آزاديخواهان است. در اين شرايط، نبايد عقب نشيني کرد و با لغو حرکت مردمي به هربهانه، عملاً خواستة دشمن را اجابت نمود. بايد از تاکتيکهاي سريع و کشاندن مردم به خيابانها در مکانهاي ديگر، استفاده کرد.رهبران نبايد پشت سرمردم حرکت کرده و بايد نشان دهند که با روحيهاي مقاوم ميتوانند حرکت آزاديخواهي مردم را هدايت کنند. نقش مشاوران رهبران سياسي در اين شرايط حايز اهميت است.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
نتايج انتخابات دهم و اعلان رسمي آقاي احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور از سوي وزارت کشور و تاييد زود هنگام تعدادي از رهبران سياسي درکنار شوي نمايشي ايشان در خيابان، داغ سنگيني را بر دل ملت ايران برجاي گذاشت. در ادامه، مطالب کوتاه "فيس بوک" را دسته بندي کرده و براي اطلاع خوانندگان اين صفحات، منعکس ميکنم. 1- شکست امروز مقدمه پيروزي فرداست. بايستيم و حرکتي نو را در مسير سبز مردم سالاري آغاز کنيم. مردم سالاري فرايندي زمانبر است. شکست امروز را وسيلهاي براي مقدمه ايجاد نهادهاي مردم سالارانه در جامعه کنيم. هرگز آهنگ نااميدي براي يکديگر ننوازيم. بياييد با اتحادي محکم تر، شناخت بهتري از آزادي و نظام مردمي پيدا کنيم. بدانيم که هر زمين خوردني براي ايستادني محکم تر است. بايد براي چهارسال آينده از همين امروز برنامه ريزي کنيم. 2- راي ما يکي از نهادهاي بسيار مهم نظام مردم سالاري را قوت بخشيد. به اين نکته فکر کنيم. بنابراين ما پيروز هستيم. قدر راي خود را بدانيم و برايش اهميت قايل شويم؛ حتي اگر نظام کنترلي يکبار ديگر برايمان دروغ و خدعه به ارمغان آورد. 3- جناب آقاي ابطحي. سلام. به آقاي کروبي سلام برسانيد و بفرماييد، الان وقت عمل است. يکي از شعارهاي شما اين بود که اگر تخلفي ديدم، ساکت نمي نشينم. همه منتظرند ببينند، شما چه مي کنيد. اگر کار شايسته اي انجام نداديد، نه تنها تمامي اعتماد جوانان اين مرز و بوم را از دست خواهيد داد، بلکه بايد براي هميشه از سياست خداحافظي کنيد. انتخاب با شماست. در فکر عافيت و مصلحت باشيد يا به فکر ملت و عاقبت اين نظام که در سراشيبي تندي قرار گرفته است. 4- اعتقاد دارم که تجربه اخير پس از دوم خرداد پيشين، يکي از باشکوهترين حرکت ايرانيان درتعيين سرنوشت خود بوده است. تکرار ميکنم که اگر دراين پرواز مهيج، با زمين اصابت کرديم، نگران و دلزده نشويم، بلكه مقاوم باشيم و شيريني و لذت تجربة به زمين افتادن را براي خيزش مجدانه، هيچگاه از دست ندهيم، چراکه زمين خوردن باعث مي شود که بالهاي پرواز ما آبديده گردند و پاهاي ما براي ايستادن مجدد و اوج گرفتن براي پروازي دوباره، مقاوم شوند. 5- دوستان: با روحيهاي اميدوار و مقاوم در جهت مسيري که در آن گام نهادهايم، دور دستها را ديده و به سوي آمال و آرزوهاي خود، گام هاي بلند برداشته، اصلاً از زمين خوردن نهراسيم. جمله مهاتما گاندي را زمزمه كنيم كه: "پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه پس از هر زمينخوردني برخيزي." به خود ايمان داشته باشيم. خود را باور كرده و اميد و اعتماد به نفس بالايي را در رسيدن به خواستههايمان در خود تقويت كنيم. باور پيدا کنيم که قادر به انجام هر کاري هستيم. سپس براي آن تلاش و پشتکار و صبر و توکل از خود نشان داده، منتظر نتيجه بمانيم. 6- امروز هم با درد ميگذرد و فردايي ديگر با عشق و شادي ميآيد. نبايد اجازه دهيم که جباران حقير ما را حقير بپندارند. آنها ستمگراني هستند که خود و انديشه خود را برتر دانسته و با هر وسيلهاي ميخواهند جلوي حرکت سبز مردم سالاري را بگيرند. اميدوار باشيم که صبح صادق دوباره خواهد آمد و در فردايي ديگر، خورشيد پيروز و گرمابخش، تاريکي و زشتي را از بين خواهد برد. به سنت الهي شک نکنيم که خدا با اميدواران و استقامت کنندگان است. 7- گسترش وسيع خشونت که سراسرخيابانها را فراگرفته و در کنار تهاجم به جمعيت معترض به نتيجة انتخابات، بسياري از بانکها و مراکز دولتي را با خسارتهاي هنگفتي روبرو کرده، تنها در نتيجه عملکرد کنترلي حاکميت است. بسياري ازمردم از پير و جوان که فکر ميکردند با مشارکت درانتخابات ميتوانند، نقش تعيين کنندهاي درسرنوشت خويش داشته باشند، با نااميدي مواجه شده و بنابراين، متوسل به خشونت شدند که ادامه آن ميتواند به سستي پايههاي نظام بيانجامد. 8- وقتي در اخبار خواندم که حاکميت با خون جوانان در خيابانها و خوابگاههاي دانشجويي، جشن پيروزي گرفته، با تمامي وجود گريستم. دانشجويانم ميخواهند که از آنها حمايت کرده و تنهايشان نگذارم. رهبران عاقل در ايران نبايد اجازه دهند که خواسته برحق مردم که همانا صيانت از آراست، به انقلابي ناخواسته تبديل شود که شعلههاي مهارناشدني آن، دامان همه را خواهد سوزاند. نبايد به فدايياني که مي خواهند با هرقيمتي جمهوريت نظام را سرنگون کنند، اجازه داد. 9- الان يکي از اساتيد دانشکده تلفن زد و خبر داد: ديشب کوي دانشگاه تهران را به شدت تخريب کرده و بيش از يکصدوپنجاه دانشجو را بازداشت و تعداد زيادي را مجروح کرده اند. به گفته وي، فاجعه بسيار شديدتر و مخرب تر از هجده تير است. اگر جزييات ديگري دريافت کردم، فورا به اطلاع خواهم رساند. لطفا اطلاع رساني کنيد. 10- دوستان. حفظ خونسردي و توکل به خداوند بزرگ در اين شرايط حساس و سرنوشت ساز، بسيار با اهميت است. بايد با اقتدار و آرامش در مقابل دشمن ايستادگي کرد ولي هرگز از هيچگونه ابزار خشونت يا تخريب استفاده نکنيد. مبارزه با دروغ و فريب را با روحيهاي بسيار بالا ادامه دهيد و به ياد داشته باشيد که در شرايط حاضر، بهترين نوع مبارزه، مبارزة آرام است. شاد باشيد. 11- روزهاي سخت و سرنوشتسازي است. جوانان غيور وطن از حيثيت و آبروي خود دفاع ميکنند و عاشقانه صداي الله اکبر را در فضاي دلها طنين انداز کردهاند. باور کنيم که دوري جستن از خشونت و تخريب و توجه به مقاومتي سبز و آرام و عاري از خشونت، هدف را بهتر ميتواند محقق سازد. با تداوم خشونتها، نهضت سبز به پايان رسيده، دشمن به خواستهاش ميرسد و تنها مسير بيتفاوتي پايدارخواهد ماند. تمامي اعتراض خود را در شعار الله اکبر طنيناندازکرده و بر سر دشمن بکوبيم. 12- بنا بر اظهارات شاهدان عيني، تخريب مغازهها، بانکها و.... توسط موتورسواران و نيروهاي وابسته به دولت صورت گرفته و مبارزان در اين قبيل فعاليتها نقشي نداشتهاند. مردم ميگويند که اين قبيل کارهاي وحشيانه از طرف طرفداران دولت صورت ميگيرد تا چهره مبارزان را خدشه دار کنند. با نفي خشونت و شعار مبارزه آرام و عاري از خشونت، اينگونه کارها را محکوم کرده و اطلاع رساني کنيم.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
در ادامة تحليل موضوعات انتخابات دهم، طبق روال پيشين، مطالب کوتاهي را در "فيس بوک" نوشتم که در ادامه به ترتيب آورده مي شوند. از نکات برجستة اين مطالب، توجه به نامزدي مهندس ميرحسين موسوي است که به نظر نويسندة اين سطور، با توجه به شرايط فعلي کشور، در ميان نامزدهاي رياست جمهوري از ويژگيهاي برجستهاي برخوردار بوده که در ادامه به آنها پرداخته ميشوند: 1- نامهاي را براي شوراي نگهبان مبني بر بازنگري صلاحيت آقاي احمدينژاد تنظيم کردم (به پست مورخ 18 خرداد 1388 وبلاگ مراجعه فرماييد) که ماحصل دلايل به قرار زير بوهاند: نخست، دروغهاي آقاي احمدي نژاد مورد شهادت افراد عادل فراواني قرار گرفته است؛ دوم، وي تهمتهايي را به افراد زده که از نظرقانوني قابل پيگيري بوده وجرم تلقي ميشود. سوم، ايشان ادعا ميکنند که مدارک محکمي درمورد مفسدان مالي دارد ولي به گفته قوة قضاييه، هنوز مدرکي را به اين قوه ارايه نداده که به موجب قانون، اين عمل جرم تلقي ميشود. اين موارد صلاحيت ايشان را خدشه دارکرده و شوراي نگهبان بايد در احراز صلاحيتش، تجديدنظر کند. 2- پنج صبح، پياده روي خيابان وليعصر نرسيده به تجريش: تعدادي دختر و پسر جوان درحاليکه بادکنکهايي به رنگ..... در دست داشتند و براي ماشينها تکان ميدادند با صداي بلند ضبط ماشيني که آهنگ "خوشگلا بايد برقصند" ابي را پخش ميکرد، با هم ميرقصيدند و بشکن ميزدند. نميدانم: شور و نشاط است؛ يا بروز احساسات سرکوب شده در جوانان؛ يا نمايشي سياسي براي تبليغ يا خراب کردن يک کانديدا؛ يا هر سه! آزمايشگاهي براي ما جهت آموختن 3- ديروز و ديشب دو اتفاق منحصر بفرد در پرونده انتخابات دهم ثبت شد. نخست، سيل خروشان مردم بويژه جوانان در خيابانها در حمايت از موسوي بود. جالب بود که بخش اعظمي از آنها را زنان و دختران جوان تشکيل داده و مردان را در اقليت مطلق قرار داده بودند. دوم، عرق خجالت (شرم) بر پيشاني رييس دولت نهم در مناظره با آقاي رضايي نشست. او فهميد که چه هزينههاي سنگيني بر ملت ايران تحميل کرده است. اميدوارم طرفداران او هم بفهمند. 4- امروز سر ميز نهار در دانشکده، تعدادي از اساتيد نسبت به استفاده از وسايط حمل ونقل دولتي براي جابجايي طرفداران رييس دولت نهم به مصلي در روز گذشته، ابراز ناراحتي ميکردند. آيا طرفداران ايشان نميپرسند، کسي که براي انتخاب شدن مجدد، اکثر سران نظام را دزد و غارتگر بيتالمال متهم کرده، با چه مجوزي براي بدست آوردن آرا، دست درازي آشکار به بيت المال ميکند؟ 5- براي دوستاني که از اينهمه بحث سياسي خسته شده اند! به نظر من يکي از مهيجترين، شورانگيزترين و زيباترين لحظات مناظره ميرحسين با کروبي آن بخشي بود که، "حسين" با صدايي لرزان و با نشان دادن تماميت عشق و عاطفه يک مرد شرقي به دفاع از "زهرا"يش برخواست. احساس غرور کردم که تاريخ با عظمت ايران، مردان سياسياي دارد که در سخت ترين شرايط، عشق را فداي سياست نکرده و با تمامي وجود از حريم پاک محبوبشان حفاظت ميکنند. 6- گذر از نظام کنترلي به نظامي مردمسالار، بسيار زمان بر بوده و زمان تحقق آن بستگي به شناخت، پايداري و مقاومت مردم جامعه دارد. بسياري از مردم با مقايسه نظامهاي مردم سالار با نظام سياسي ايران، انتظار دارند که در فاصله زماني کوتاه بتوانند تمامي مظاهر نظامهاي آزاد را در کشور خود داشته باشند و چون به درستي ميبينند که نميتوانند به مطالبات خود برسند، با نظام سياسي قهر کرده، آنرا تحريم ميکنند؛ غافل از آنکه مردم در نظامهاي مردمسالار، براي رسيدن به آزادي قرنها تلاش کردهاند. 7- دليل زمانبر بودن پيدايي نظام مردم سالار اينست که، ايجاد، استقرار و نهادينه کردن نهادهاي نظام مردم سالار که لازمه ايجاد آنست، نياز به زمانهاي طولاني داشته و برحسب سابقه آن کشور در برپايي چنين نظامي از يک طرف و مؤلفههاي فرهنگي، ديني، تربيتي، اجتماعي و... رايج در جامعه مبني بر ظرفيت پذيرش آن از سوي مردم، زمان يا مدتي که لازم است نهادهاي نظام مردم سالار نهادينه شوند، متفاوت است. 8- در نگاهي اجمالي به روند تعميق نظامهاي مردمسالاري درمييابيم که، مبارزات ملتها در کشورهاي غربي براي تعميق چنين نظامي با کنارهفگيري يا قهر همراه نبوده و آنها در داخل يا خارج از مرزهاي کشور، به دنبال سرنگوني نظام سياسي نبودند. برعکس، مردم با حضور مستمر در تمامي تحولات جامعه و تکرار مداوم مطالبات مدني خود، سرانجام توانستند نظامهاي دستوري را وادار به تسليم کرده و طي زمان، نهادهاي نظام مردمسالار را بوجود آورده و گسترش دهند. 9- نکتهاي مسلم و غيرقابل ترديد است که حضور مردم در مناسبات سياسي و اصرار در بيان مطالبات مدني در نظامهاي کنترلي، سرانجام به بار خواهد نشست، اما ممکن است تا حصول نتيجه نهايي دهههاي متمادي لازم باشد تا شکوفه امروز به ميوهاي کال تبديل شده و سپس با مراقبت، آبياري و سمپاشي مداوم، محصول رسيده شده، آمادة بهرهبرداري شود. نبايد نااميد شد، نسل امروز بذر نظام مردمسالار را کاشته تا فرزندانش در آينده از ميوهاش استفاده کنند. 10- تبلور مطالبات مدني مردم در بيان و شعارهاي کانديداهاي دهم کاملاً آَشکار بوده و مطمئناً با تغيير شرايط جهاني و افزايش شناخت و بينش جامعه مبني بر اصرار مداوم مطالبات خود، بايد انتظار داشت که نامزدهاي انتخابات بعدي شفافتر بتوانند مطالبات مردم را بيان کرده و درصدد تحقق آن برآيند. به گفته ميرحسين موسوي: "من اصلاح طلبي هستم كه معتقد به نگاه نو در جهان است كه معتقد به استفاده از امكانات جهاني است." سخني که قبلاً کمتر شنيده ميشد. 11- هرچند نامزدهاي ديگر هم هرکدام بخشي از مطالبات مردم را بيان ميکنند، اما اکثريت جامعه اميدواراست که ميرحسين موسوي بهتر بتواند خواستههاي آنها را برآورده سازد، چون دريافته که او به تکصدايي اعتقاد ندارد و از همه مهمتر، صداقت در گفتار و کردار او را بيشتر از بقيه احساس کرده است. ميرحسين ميگويد: به اعتقاد من مونولوگ و تك صدايي ديگر پاسخ نميدهد، جامعه ما احتياج به كثرت صداها دارد و ما بايد بگذاريم فضاي گفت وگو باز شود. 12- استقامت و پايداري مردم در تکرار مطالبات مدني، فضاي نسبتاً بازي را در ايام انتخابات دهم بوجود آورد که مردم احساس کنند، ميتوانند با آزادي نسبي و با صداي بلند، خواستههايشان را فرياد زده و نارضايتي خود را از وضعيت جاري با نمايشي مدني که اين روزها جوانان، باشور و هيجان آنرا در خيايانها به معرض ديد گذاشتهاند، ابراز دارند. ميرحسين ميگويد: بازكردن فضا به ضرر ما نيست. ما بايد اعتقاد داشته باشيم كه مردم ما داراي شعوري فراواني هستند. 13- در فرايند گذر از نظام کنترلي، مردم رهبران سياسي را به دنبال خود ميکشانند و به آنها نشان ميدهند که اگر مطالبات مدني جامعه را پاسخگو نباشند و مردم را به خودي و غيرخودي تقسيم کنند، با خفت و خواري به زيرکشيده خواهند شد. به همين دليل ميرحسين ميگويد: سرمايه آينده كشور ما نفت وپول و ثروت نيست بلكه وحدت و روحيه مردمي است...اگر تفرقه ايجاد نشود و ما يك عده را خودي و عدهاي ديگر را غيرخودي ندانيم اين مردم بهترين پشتوانه براي نظام و دولت خواهند بود. 14- وقتي مردم مشارکت فعال در صحنههاي اجتماعي دارند، سياستمداران ميآموزند که به مردم دروغ نگويند، آنها را با اوهام و خرافه، بازي ندهند و بر موج احساساتشان سوار نشوند. بنابراين، نهاد صداقت در جامعه بوجود ميآيد که رکن اساسي نظام مردمسالارانه است. ميرحسين ميگويد: ديدگاهي كه به خرافهگرايي مبتني بر هيجان، توهم و خيال پردازي ختم ميشود، عوارضي از جمله تحقير ديگران، هتاكي و پرونده سازي را به همراه دارد 15- در فرايند گذر از نظام کنترلي، مردم همگرايي بيشتر با نظام جهاني را به سياستمداران تحميل کرده و بنابراين، آنها را وادار ميسازند که رفتار خود را با قواعد و اصول پذيرفته شده جهاني سازگار کنند. به عبارت ديگر، مشارکت مردم در صحنههاي اجتماعي، عامل بازدارندهاي براي رهبران سياسي در استفاده از سياستهاي پوپوليستي است. ميرحسين ميگويد: من اصلاح طلبي هستم كه معتقد به نگاه نو در جهان است كه معتقد به استفاده از امكانات جهاني است. 16- مشارکت مردم در تعيين سرنوشت خود و تحميل تدريجي مطالبتشان به رهبران سياسي، فضايي آکنده از شور و نشاط و پويايي براي جامعه به همراه ميآورد. هرچند رهبران سياسي در نظامهاي کنترلي در شعار، از نشاط مردم بويژه جوانان، سخن ميرانند؛ اما نحوه عملکردشان، خمودي و افسردگي درپي دارد. ميرحسين ميگويد: ما ميتوانيم فضايي را براي مردم ايجاد كنيم كه پر از شادي باشد كه اين امر احتياج به باز كردن فضاي ذهني جامعه دارد. 17- در فرايند گذر از نظام کنترلي، رهبران سياسي ميآموزند که متخصص تمامي علوم نبوده و براي رهبري و هدايت جامعه بايد به آراي انديشمندان و خبرگان مراجعه کنند. يکي از نقصانهاي نظام کنترلي در استفاده از افراد غيرمتخصص است و بنابراين، جامعه هرچه بيشتر از مسير رشد و توسعه عقب ميماند. ميرحسين ميگويد: ما بايد در تعامل با نخبگان كشورمان از تجربيات آنها براي حل مشكلات استفاده كرده و با درك مردم مشكلات را از سر راه برداريم. نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
قابل توجه دوستان معزز: در صورت صلاحدید، این نامه را برای دوستان خود ارسال کنید. با سپاس. شاد باشید
در شرايط خطير و حساس کنوني که ملت ايران با شوق و انگيزه فراوان، درصدد انتخاب رييس دولت براي ادارة چهارسال آينده کشور است، ما جمعي از انديشمندان و کسانيکه درد وطن در سينه داشته و به دنبال ايجاد جامعهاي آزاد، توسعهيافته و مستقلاند، بر خود واجب ميدانيم که نسبت به رفتار و عملکرد نامزدهاي رياست جمهوري تا آخرين لحظه انتخابات حساس بوده و نسبت به آنها بيتفاوت نباشيم. از آنجايي که آقاي احمدينژاد، رييس جمهور کنوني کشور، با گفتار و رفتار اخيرش به دلايل زير از موضع عدالت خارج شده و به تعبير حقوقي مرتکب جرم شده، لذا بر همه ما واجب است که از شوراي محترم نگهبان مصرانه بخواهيم که در احراز صلاحيت نامبرده در اسرع وقت تجديدنظر بهعمل آورده و نتيجه را به اطلاع ملت ايران برساند: 1- مدتهاست که رييس دولت نهم با ارايه مطالب غيرواقعي و آمار دروغين، تصوير غيرواقعي از اوضاع اقتصادي- اجتماعي و سياسي ايران ارايه کرده، به گونهاي که دروغهاي متعدد مشاراليه به شهادت افراد عادل و کارگزاران صديق نظام رسيده است. از آنجاييکه به فرمودة قرآن: دروغگو دشمن خداست و بهراستي که تنها دشمن خدا، دروغگوست؛ بنابراين، آقاي احمدينژاد از موضع عدالت عدول کرده و نميتواند دوباره در جايگاه رييس جمهور قرار گيرد. بنابراين، بر اساس موازين شرعي و به موجب مادة 698 قانون مجازات اسلامي که اشاعة اکاذيب را به صراحت جرم ميداند، مشاراليه بايد در محاکم قضايي محاکمه شود. 2- آقاي احمدينژاد اخيراً تهمتهاي فراواني را به افراد مختلف زده که نه تنها از نظرقانوني قابل پيگيري بوده و جرم تلقي ميشوند، بلکه مخالف اصل يکصد و بيست و يکم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است که رييس جمهور را مکلف ميکند تا از حرمت اشخاص حفاظت کند. بنابراين، وي درحاليکه سوگند رياست جمهوري را نقض کرده، مرتکب جرم شده و به دليل واردآوردن افترا به اشخاص حقيقي بر اساس مواد 697 تا 700 قانون مجازات اسلامي بخش تعزيزات و مجازاتهاي بازدارنده، بايد در محاکم قضايي محاکمه شود. 3- رييس دولت نهم قريب چهارسال است که ادعا ميکند، مدارک محکمي درمورد مفسدان مالي دارد ولي بنا به تأييد مقامات قضايي کشور، هنوز مدرکي را به دادگاههاي صالحه ارايه نداده که به موجب قانون و بر اساس ماده 276 آيين دادرسي مدني، همکاري نکردن و کتمان مدارک جرم و حقيقت نيز جرم تلقي شده که مجرم بايد در محاکم قضايي محاکمه شود. اين موارد در کنار موضوعات مشابه ديگر صلاحيت آقاي احمدينژاد را به شدت خدشهدار کرده و ضروريست که شوراي محترم نگهبان که وظيفة صلاحيت نامزدهاي رياست جمهوري را حتي تا آخرين لحظة رأي گيري به عهده دارد، در احراز صلاحيت نامبرده، تجديد نظر به عمل آورد. رونوشت: دفتر شوراي محترم نگهبان
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
نکات پيدا و آشکار انتخابات دهم را کماکان در پايگاه خبري "فيسبوک" براي تنوير افکار عمومي مينويسم که اين مطلب نيز، دستهبندي مرتبشدهاي از همان نکات است. درهرصورت، منتظران ميدانند که: نهال "نهادهاي جديد" توسط عاشقان وطن در دل جامعه ايران کاشته شده؛ نهادهايي که مسير دشت سبز مردمسالاري را آبياري کرده و ديري نخواهد پاييد که عطر گلهاي اين دشت سرسبز، مشام تمام ايرانيان را معطر کند. قدر اين شرايط جديد را دانسته و با شرکت گسترده در انتخابات، از اين نهالهاي نوپا و جوان، درختاني تنومند و ريشهداري بسازيم که هيچ طوفان يا گردبادي نتواند آنها را منهدم سازد. ملت ايران اما به خوبي ميداند که هنوز نميتواند شاهد تحقق مطالبات خويش باشد. او ميداند که ماه خرداد، ماه فرياد خواستهها و آمال ديرينه ملتي است که کمرش صدها سال زير چکمه استبداد خم شده و اکنون ميخواهد کمر راست کرده، بايستد و ميداند که ميتواند. ميداند که براي ايستادن بايد آبديده شود و خردادهاي زيادي، مطالباتش را فرياد زند تا سرانجام، روزي که چندان هم دور نخواهد بود، صدايش شنيده شده و به خواستههايش ميرسد. 1- پس از انقلاب اسلامي در ايران، نگرشي تحجرگرايانه در بخشهاي مختلف فرهنگي- اجتماعي- سياسي- اقتصادي و... به وجود آمد و در اندک زماني، به سرعت بخش قابل توجهي از سلولهاي اندام جامعه را آلوده کرد. اين نگرش که هر زمان بهصورتي ظهور پيدا ميکند و طي چهارسال گذشته به نام تفکر "احمدي نژاديسم" بر کشور تسلط پيدا کرد، بر موج احساسات بسياري از افراد ضعيف سوار شده و با هر انديشه ديگري بهويژه اگر نگرش موسوم به اصلاح طلبان قدرت را به دست گيرند، با شدت برخورد ميکنند. 2- مقابله با نگرش تحجرگرايانه يا تفکر احمدينژاديسم يا هر عنواني ديگر، تنها با حضور مستقيم و بلاشرط آحاد مردم در صحنههاي مختلف امکانپذير بوده و ناديده گرفتن واقعيتهاي موجود يا تحريم، نه تنها براي کساني که بهدنبال تغيير يا اصلاح شرايط موجودند، پيروزي به همراه نخواهد آورد، بلکه پايههاي نگرش تحجرگرايانه را مستحکمتر کرده و شرايط را به نفع متحجرين تغيير داده و مبارزه آتي با آنرا پيچيدهتر ميکند. 3- بر انديشمندان، آزاديخواهان و تمام کساني که دل در گرو وطن دارند نيز واجب است که مردم را نسبت به ويژگيها و مؤلفههاي نگرش تحجرگرايانه آگاه سازند. بايد دانست، بستر مناسبي که اين نگرش ميتواند در آن رشد پيدا کند، توسعة نظام کنترلي است؛ بنابراين طرفداران اين نگرش، با تمامي لوازم و الزامات نظام مردمسالارانه در عمل مخالف بوده، هرچند براساس شرايط زمانه، شعارهاي آزادي از حلقومشان شنيده شود. 4- بنابراين، کسانيکه خود را نسبت به شرايط موجود جامعه بيتفاوت نشان ميدهند، يا برعکس مخالف تمام عيار نظام سياسي موجود هستند و به جمع تحريمکنندگان انتخابات پيوستهاند، يا واقعيتهاي جامعه ايران را نميشناسند و با مؤلفههاي پيچيده آن آشنا نيستند يا چون فکر ميکنند هر کسي انتخاب شود، به قولي تنها تدارکاتچي بوده و توان تحقق مطالبات مردم را ندارد، پس دليلي براي انتخاب کردن ندارند. اين افراد بدانند که جامعه ايراني در مراحل اوليه گذر از نظام دستوري است و حضور مستمر آحاد مردم در صحنههاي اجتماعي و اصرار بر مطالبات مدني است که سرانجام نابودي نظام کنترلي را دامن ميزند. 5- جنبش مردمسالاری در ایران طی سی سال گذشته از روند رو به رشدی برخوردار بوده و مطالعات کاربردی نشان میدهند که طرح مطالبات مدنی در فرایند شرکت مردم در انتخابات پیشین، نقش مؤثری در بهبود این روند داشته است. باید به خاطر داشت که روند مردمسالاری زمانبر بوده و نباید انتظار داشت که نظامی کنترلی به یکباره به آن انتقال یابد. مهم، نقش مؤثر مردم است که اگر کاهش یابد، سرعت این روند کند میشود. 6- يکي از راههاي گذر از بنبست سنگلاخ دستوري به مسير سبز مردمسالاري، ايجاد نهادهاي شناسنامهدار يا سازمانهاي غيردولتي براي پيگيري مطالبات جامعه مدني در حوزههاي مختلف است. بايد از نامزدهاي انتخاباتي خواسته شود که حمايت قاطع از ايجاد چنين سازمانهايي در اولويت برنامههايشان قرار گيرد تا بدين وسيله پس از انتخاب شدن هرکدام از آنها، زمينه پيگيري و سرانجام دستيازي به مطالبات فراهم شود. 7- رهبران سياسي بايد بدانند تنها توسط حمايت از نهادهاي مردمسالاري است که ميتوانند "فضاي آزاد" براي جامعه ايجاد کره تا در آن، مردم بتوانند با امنيت و آسايش زندگي کنند. تعميق و ريشه دارشدن نهادهاي مردمسالار در جامعه به شکل گيري سازمانهاي رسمي و شناسنامهدار غيردولتي انجاميده و گسترش آنها، به ايجاد جامعه مدنياي منجر شده که آزادي براي مردم "حق" تلقي ميشود و هيچ کس به هر بهانهاي نميتواند آنرا از مردم دريغ کند. 8- پيدايي نهادهاي نامحسوس به همت آزاديخواهان سبب شده که نامزدهاي رياست جمهوري در انتخابات دهم به روشني، مطالبات مردم را بازگو کنند. اين نهادها حاصل همان تفکر اصيل انقلاب اسلامي است که طي سي سال سرانجام شکوفه کرده و در آيندهاي نزديک نيز به بار خواهد نشست. پرسشي که اکنون بايد در گوش نامزدهاي رياست جمهوري تکرار و تکرار شود، اينست که براي تحقق شعارهاي خود، چه خواهند کرد؟ 9- به نظر من ايجاد سازمانهاي غيردولتي در جوامع درحال گذر از نظام دستوري به مردمسالار، ميتواند زمينه مناسبي براي ايجاد احزاب فراگير و مردمي باشد. تنها با ايجاد چنين احزابي است که انتخابات در شؤن مختلف ميتواند آزادانه برگزار شوند و انتخاب شوندگان با داشتن برنامه مشخص، تحقق بخشي از مطالبات مردم را در اولويت کاري خود قرار ميدهند. اگر موفق شدند، مورد اقبال قرار گرفته و درغير اين صورت، حزبي ديگر برنامه خود را ارايه ميدهد. 10- بسياري از همين گروههاي مجازي که توسط کاربران اينترنتي ايجاد شده و افراد زيادي را به خود جذب کرده و اطلاعرساني ميکنند، ميتوانند زمينه مناسب و کاربردي براي ايجاد سازمانهاي غيردولتي شناسنامهدار در کشور شوند. مطالبات فراواني توسط اين گروهها از مسايل حقوق بشر گرفته تا موضوعات مربوط به محيط زيست، مطرح ميشوند که پيگيري هرکدام تا رسيدن به هدف ميتواند راه رسيدن به جامعه مردمسالار را هموار کند. 11- يکي از شعارهاي تمامي نامزدهاي رياست جمهوري در هر دوره، استفاده از تمامي خبرگان، انديشمندان و اصحاب علم و دانش است. اما تجربه دولتهاي قبلي نشان داده که در عمل، تنها گروهي مورد توجه قرار ميگيرند که در دايرة قدرت جاي گرفته باشند و اکثريت به کناري رانده ميشوند. پوپوليسم، تماميت خواهي و خودنگري را تنها نبايد در دولت نهم جستجو کرد، بلکه دامان بسياري از فعالان سياسي اعم از چپ يا راست، از ديرباز آلوده به همين خصايص است. 12- يکي از خسارتهايي که دولت نهم وارد کرده، بياعتمادي گستردهاي است که توسط گفتن دروغهاي بزرگ، وعدههاي توخالي، استفاده از روشهاي پوپوليستي و...، بدبيني فراواني را در کثيري از مردم ايجاد کرده است. اميدوارم هر کدام از نامزدهاي رياست جمهوري اگر پيروز شدند، با درس گرفتن از روشهاي عوامفريبانه دولت نهم، صداقت را در گفتار و کردار و اعمال خود جاري کرده و بياعتمادي از دست رفته را دوباره احيا کنند 13- شاید عدهای قبلاً فکر میکردند که سخنان توهینآمیز خانم رجبی همسر سخنگوی دولت نهم، برخواسته از پندارهای شخصی اوست. سخنان رییس دولت نهم در مناظره با آقای موسوی نشان دادند که تمامی آن حرفها، از یک منشا تغذیه شده و حاصل اندیشههای متحجرانه رییس دولت نهم است. در این شرایط بر تمامی اندیشمندان حوزه و دانشگاه تکلیف است که اجازه ندهند چنین رفتاری در جامعه، تبدیل به نهاد شده و ساختار سیاسی – اجتماعی کشور را آلوده کند. 14- کسانی که نوشتههای مرا دنبال میکنند، شاهدند که تاکنون بهطور رسمی از هیچ نامزد ریاست جمهوری دفاع نکردهام. مناظره آقایان موسوی و احمدی نژاد اما نشان داد که ادامه حضور رییس دولت نهم برای آینده ایران بسیار خطرناک است. ایشان با گفتار و رفتار خویش، تمامیت بداخلاقی، ریا، دروغگویی و کیش شخصیت را به نمایش گذاشت. بدآموزی رفتار رییس دولت نهم نه تنها باید مورد نقد قرار گیرد، بلکه از طرف تمامی اندیشمندان جامعه محکوم شود. 15- مناظره میان کاندیداها را میتوان یکی از قدمهای درست انتخابات در نظامی مردمسالار به حساب آورد. چون جامعه ایرانی درحال گذر است و تا رسیدن به شرایط ایدهآل فاصله دارد، الزامات مناظره هنوز با شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد؛ ولی این اقدام پسندیده را باید به فال نیک گرفت. در ادامه، پرسشهای مختلفی را طرح موضوع کردهام که شاید بهتر باشد، نامزدها به جای پرداختن به مسایل حاشیهای، این قبیل موضوعات رامطرح و به مناظره بگذارند: 16- از رییس دولت نهم بپرسید: بدون پرداختن به شعارهای سیاسی و پوپولیستی به مردم توضیح دهد: ثروتها و منابع مادی و انسانی را طی چهارسال گذشته صرف چه مسايلی کرده که جامعه ایرانی به شدت از قافلة توسعة دنیای پیشرفته عقب افتاده است؟ چرا مدیریت اقتصادی- سیاسی کشور نتوانسته بطور بهینه، بهترین بهره برداری را از امکانات وسیع کشور بعمل آورد؟ چرا بهرهوری مدیریت و عوامل تولید در ایران در سطح نازلی قرار گرفته است؟ 17- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا علت تمامی گرانیها و نابسامانيهاي اقتصادی و اجتماعي طی چهارسال گذشته بوده و چرا دولت با دامن زدن به افزایش قیمتها موجب کاهش شدید قدرت خرید مردم و متعاقباً کاهش رفاه آنها شده است؟ براساس آمارهای جهانی، ایران رتبه نخست نرخ تورم در منطقه و رتبه پنجم جهانی را از این لحاظ داراست! آیا نباید رییس دولت نهم را به دلیل وارد آوردن این همه خسارت و هزینه بر جامعه، محاکمه کرد؟ 18- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا طی چهارسال گذشته بهبود رشد تولید ناخالص داخلی که میتواند شاخصی برای رشد اقتصادی در بخشهای مختلف باشد، عملی نشده ولی درعوض، جامعه با افزایش شدید نرخ تورم و رشد نقدینگی؛ کاهش نرخ پسانداز و نرخ تشكيل سرمايه؛ کاهش قدرت خرید؛ تخریب توزیع درآمد و ضريب جيني؛ تخریب وضعیت معیشتی، رفاهی، آموزشی و بهداشتی؛ افزایش درجة ريسك سرمايهگذاري؛ کاهش شاخص بهرهوري و... مواجه شده است؟ 19- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا طی چهارسال هیچگاه از استراتژی مشخص اقتصادی استفاده نکرد؛ چرا از تصمیمات شتابزده و قولهای فاقد پشتوانة کارشناسی (سیاستهای پوپولیستی) بهره میجست؛ چرا کارآمدی، تخصص محوری و نخبهگرایی ملاک انتخاب افراد و محور امور اجرايی نبوده؛ چرا به جای توجه به قواعد علمی در تبیین سیاستهای اقتصادی به دنيايی خيالي و پر از اوهام روی آورده و..... چرا مردم دیگر احساس امنیت اقتصادی ندارند؟ 20- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا با وجود اینهمه منابع غنی و عظیم و درآمدهای سرشار ارزی (270 میلیارد دلار طی چهارسال)، نبوغ و استعدادهای سرشار از خلاقیت و نوآوری در ایران، کمترین اثری از امنیت اقتصادی- اجتماعی به چشم نمیخورد؟ چرا سرمایهگذاران ایرانی انگیزهای برای سرمایهگذاری در داخل کشور را نداشته و سرمایههای خود را به خارج منتقل میکنند؟ چرا حجم سرمایهگذاری خارجی در کشور بسیار ناچیز است؟ 21- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا آمار غیرواقعی از اقتصاد ارایه میدهد. چرا برای نشاندن دروغین بهبود شاخص های اقتصادی، اصول علم اقتصاد را زیرپا گذاشته و تعاریف غیرعلمی از تعیین متغیرهای کلان اقتصادی ارایه میدهد. برای مثال، درحالیکه مطالعات دانشگاهي، درصد بیکاری را مابین 17 تا 20 درصد اعلام میدارد، چرا با ارایه تعریف غلط از شاغل گفته میشود که: هرکس تنها "يک ساعت در هفته" کار کند، شاغل است تا به دروغ بگویند نرخ بيکاری ۹/۹درصد است؟ 22- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا با روشهای پوپولیستی، نهادهای حیاتی اقتصاد را از بین برده و چرا شورای پول و اعتبار، شورای اقتصاد، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و... را منحل کرده و اختیارات آنها را یکجا در کنترل خود درآورده تا بتواند هرطور که میخواهد هزینه کند؟ چرا ارزشی برای سیاستهای پولی قایل نیست که حاصل آن، تورم افسارگسیخته و انهدام تولید شده است؟ چرا او فکر میکند، از علم اقتصاد نمیتوان برای مشکلات اقتصادی بهره جست؟ 23- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا فکر میکند اساتید اقتصاد منتقد سیاستهای او، وابسته به استکبار جهانی هستند؟ چرا ارزشی برای دانشگاهیان و دانشجویان قایل نیست؟ از او بپرسید که دانشجوی ستارهدار و استاد برکنارشده از کار، چگونه میتوانند به توسعه کشور یاری رسانند؟ چرا وضعیت دانشگاههای کشور آشفته بوده و توجه به بهبود نظام دانشگاهی نمیشود؟ چرا استاد و دانشجو نمیتوانند در فضایی مطمئن و پویا، اهداف و وظایف خود را دنبال کنند؟ 24- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا طی چهارسال گذشته، اعتبار پاسپورت ایرانی در خارج، به پایینترین سطح نزول کرده است؟ چرا ایران در پایینترین سطح توسعه انسانی قرار دارد؟ چرا ایران قبل از کرة شمالی،در انتهای ردة کشورها از لحاظ آزادی اقتصادی است؟ چرا بیشترین فساد مالی و اداری را دارد؟ چرا شاخص کیفیت ادارة کشور در ایران در پایینترین سطح یعنی 26 از 100 بوده که در ميان چهارده كشور خاورميانه و شمال آفريقا، رتبة دهم را داراست؟ 25- از رییس دولت نهم بپرسید که چرا آزادی مطبوعات در ایران در آخرین رده یعنی در رتبة ١٦٢ قرار دارد؟ چرا سانسور کتاب، روزنامه، مجله، و.... شدت گرفته است؟ چرا برخی از فعالان فرهنگی محکوم به حبس شده یا آثارشان توقیف شدهاند؟ چرا حجم فیلترهای اینترنتی افزایش یافته و افرادی به جرم داشتن وبلاگ سیاسی محکوم شدهاند؟ چرا تحصیلکردگان به دلیل نداشتن امنیت شغلی و انگیزههای حرفهای ترک وطن کرده و درخارج مشغول به کار شدهاند؟ بديهي است، پرسشهاي بالا و بسياري ديگر از سؤالات شبيه آنها در حوزههاي داخلي و خارچي، بخشي از همان سياستهاي پوپوليستي در قالب نگرش متحجرانه است که آنقدر بايد تکراز شوند تا زمينه استقرار نظامي مردمسالار مهيا شود.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
چندي است که در پايگاه خبري و اطلاعرساني "فيس بوک" عضو شده، صفحهاي را به خود اختصاص داده و دوستان زيادي را گرد خود جمع کردهام. اگر شما هم علاقهمند باشيد، ميتوانيد به جمع دوستانم اضافه شويد. بهطور سنتي عادت دارم وقتي کاري را شروع ميکنم، با جديت و تعهد آنرا ادامه داده و عملکرد رضايتبخشي را از خود به نمايش بگذارم. در همين مدت اندک، مطالب کوتاه زيادي را به رشته تحرير درآوردم (در فيسبوک امکان نوشتن مطالب بلند نيست!) که بخشي از آنها مربوط به انتخابات دهم هستند. اين مطالب که اکثراً بوي تازگي ميدهند و کمتر در نوشتههاي ديگرم بودهاند (البته برخي از آنها نيز اقتباسي از چنته هستند)، براي دوستاني که به صفحات وبلاگم مراجعه ميکنند بايد جالب باشند. بهطور کلي اعتقاد دارم، تمام کساني که حس وطن دوستي درونشان شعله ور بوده و به آينده ايران و نسلهاي آينده مي انديشند، مي دانند که تحريم انتخابات، گريز از مسؤوليت سنگين اجتماعي است. هرگونه تغيير يا اصلاح شرايط موجود بايد از داخل نظام صورت گيرد و پشت کردن به واقعيت هاي موجود، به تأخيرانداختن روند اصلاحات در جامعه و پذيرفتن عقب افتادگي بيشتر است. شرکت در انتخابات يکي از راه هاي مؤثري است که کاستي هاي موجود در نظام را به مسير اصلاح مي برد. در اينجا ضمن دستهبندي کردن بخشي از آنها، به مرور به تحرير دوبارة آنها پرداخته تا ضمن آنکه سابقهاي برايشان تدارک ببينم، دوستان علاقمند را از کم و کيفشان آگاه سازم. براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
از فاطمه (س) بسيار گفتهاند و در مدح و عظمت او مطالب بسياري سرودهاند؛ اما نميدانم که آيا بايد فاطمه را با چنين صفاتي شناخت، يا برعکس؛ تمامي صفات متعالي با خلقت فاطمه، قابل تفسير و رؤيت شدهاند؟ آيا فاطمه (س) همان کسي است که رسول الله (ص) به او ميگويد: "اى فاطمه! آيا خوشحال نيستى از اينكه سيّده بانوان دو جهان (دنيا و آخرت) و سيده زنان اين امت (اسلام) و سيّده بانوان مؤمنان هستى؟" براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
استفادة ابزاري از دين در نظامهاي کنترلي (همينجوري) آنچنان فراگير است كه انتخاب افراد براي قرارگرفتن در عاليترين مقام اجرايي نظام نيز از چنين قاعدهاي پيروي ميكند تا پايههاي نظام کنترلي (همينجوري) مستحكم شده و فردي كه پس از انتخابات روي كار ميآيد، بتوانند با شيوههاي کنترلي سياستگذاري كرده و بدون الزام به پاسخگويي و حتي از موضع طلبکارانه، حداقل چهار سالي به قول خودش به «تکليف الهياش» عمل کند! اگر هم يکي نتوانست پيروز ميدان شود، باز هم از همان موضع طلبکارانه ميشورد و ممکن است برخي از حقايق نظام کنترلي را افشا کند. براي مثال، در انتخابات قبلي، "معين" يكي از كانديداهاي رياست جمهوري، سالها بعد در مصاحبهاي اعلام ميكند كه: "من ميدانستم رويکرد علمي به سياست، رايآور نيست. دموکراسي و حقوق بشر هم رأيآور نبود. براي من مثل روز روشن بود. منتها آيا اين مفهوماش اين است که من آنها را بيان نکنم؟ خب آن وقت همه مثل هم مي شويم. خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو." براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
دهمين انتخابات رياست جمهوري در ايران ميتواند تفاوتهاي مختلفي با دروههاي پيشين داشته باشد. جدا از شکل ظاهري اين انتخابات که تفاوت زيادي با دورههاي قبلي نداشه و بهطور مشخص هنوز "نظارت استصوابي" روند و نتيجه آنرا مشخص ميکند، اما فرصتهاي تازه و نوظهوري پيدا شده تا مطالبي بيان شوند که قبلاً امکان گفتنشان به هر دليلي فراهم نبود. يکي از مهمترين موارد، توجه به "آزاد" بودن انتخابات است که به اعتقاد من و بسياري، با ايهام و ابهامهاي زيادي روبروست. بديهي است، زماني ميتوانيم ادعا کنيم که انتخابات رياست جمهوري در ايران آزاد است که از شاخصها و رويههاي قابل قبول و شناخته شدهاي بهره جويد که در نظامهاي مردمسالاري مورد استفاده قرار ميگيرند. شواهد همگي نشان ميدهند که به جز تشويق مردم براي رأي دادن و مشارکت مردم در انتخاب کانديداهاي گزينشي که آنهم با اگر و اماهاي زيادي روبروست، رويه انتخابات در ايران به شيوههاي رايج مردمسالاري اداره نشده و اصطلاحاً آزاد نيست. براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
«راز چهارم»: اگر بر هر چيز تمركز كنيم، سرانجام به آن خواهيم رسيد. اگر بر فقر و جهل و مشكلات تمركز كنيم، همان را دريافت خواهيم كرد و اگر بر ثروت و علم و پيشرفت، متمركز شويم، بيش از آن، قسمتمان خواهد شد. همه افراد اعم از مديران سازمانها و تمامي افراد از خرد و كلان ميخواهند بدانند که اصول موفقيت کدامند و چگونه ميتوان در زندگي «برنده» بود؟ چگونه ميتوان هم موفقيت کسب کرد و هم از آن خوشحال و مسرور بود؟ چرا بعضي انسانها موفقتر از بقيهاند؟ به نظر من از اصول موفقيت و برنده شدن در زندگي، «خواستن» است و براي آن بايد «تلاش»، «پشتکار»، «صبر» و «توکل» داشت. توکل و صبر از عناصر اصلياند. براي رسيدن به مقصود، بايد تلاش و پشتکار فراوان همراه با رغبت و تمناي رسيدن به خواسته را داشت؛ در غير اينصورت از آنچه بهدست ميآوريم راضي و خوشحال نخواهيم بود. براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
جناب آقاي رييسجمهور احمدينژاد: امروز که چند روزي از روز معلم گذشته است، سخن بسيار کوتاهي با شما دارم: جامعه دانشگاهي کشور از عملکرد شما طي چهار سال گذشته بههيچ عنوان راضي نيستند و با انجام انتخابات نمادين در دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکي تهران، بيش از ۸۲ درصد از آن ها شما را رد صلاحيت کردند. در اين همه پرسي، شما با کسب تنها ۶/۱۷ درصد از کل آراي مأخوذه، نشان داديد که جايي در ميان اصحاب علم و دانش نداريد؛ درحاليکه رقيب شما آقاي ميرحسين موسوي بيش از ۷۲ درصد از آراء را به خود اختصاص داد. من فکر ميکنم، آراء داده شده به رقيب شما، تنها از باب علاقه به مشاراليه نبوده است، بلکه آنها فقط ميخواستند شما ديگر رييس جمهور نباشيد. بنابراين، اگر نيروهاي غيبي ارضي و سماوي در فرايند اعلان نتايج دهمين دورة انتخابات رياست جمهوري، شما را دوباره از صندوق هاي رأي بيرون آورند، بعيد نيست که سد محکمي از دانشگاهيان را در دورة بعد، پيش روي خود ببينيد. اگر همانطور که ادعا ميکنيد يک دانشگاهي هستيد، لااقل به افکار متفکرين و انديشمندان جامعه که بخش مهمي از آنها در دانشگاهها هستند، احترام بگذاريد. بهعنوان يک معلم، در اين ايامي که به نام معلم نامگذاري شده است، به شما نصيحت ميکنم، به مصلحت شما و ملت ايران است که آبرومندانه از انتخابات اين دوره کناره گيري کنيد. برادر عزيز! تا دير نشده و کشور را در سراشيبي کامل سقوط قرار ندادهايد، سنگر ديگري را براي خدمت به کشور براي خود تدارک ببينيد.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
امروز... مفهوم سبز آفتاب را درك خواهم كرد... حرف پرنده را خواهم فهميد... صداي جاري رود را خواهم شنيد... طراوت نسيم سحرگاهي را لمس خواهم كرد.. از لحظه هاي خوش و سادة زندگي لذت خواهم برد... شن هاي تر و تازة ساحل آرزوها را خواهم فهميد-خواهم بوييد... در نهر رؤياها شنا خواهم كرد... طنين برف را با سرانگشتان عاطفه خواهم بوسيد-خواهم بوييد.... عاشقي را وجدان خواهم كرد .... و در برهوت كوير زندگي، گرفتار نخواهم ماند. چون امروز به دنيا آمده ام
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
تمامي انسانها در تمامي ادوار زندگاني خود بهدنبال ((مرشدي از عالم غيب)) ميگردند تا راه صواب و روشن را به آنها نشان داده، چگونه زيستن و بودن را تعليم داده، فضايل اخلاقي و انساني را آشکار ساخته و سرانجام، مسير موفقيت همراه با آرامش را نشان دهد. مرشدي که خود در مقابل هيچ ((بتي)) سر تعظيم فرود نيآورده، پرستش هيچ الههاي را در عالم نفسانيات و دنيا نپذيرد؛ يعني آزاده باشد و در مکتب فقر و آزادگي، از قيد و بندهاي دنيا و دنياپرستان خود را رها کند. مرشدي که آزادي و آزادگي را مانند رايحهاي، فراگير كرده، همه را دعوت به رهائي از قيود دنيا کند. مرشدي که با ظلم بستيزد و با مظلوم رفيق و همراه باشد. مرشدي که همه چيز زندگي را بهعنوان مبارزه بنگرد و آنرا نيز به اطرافيان تعليم دهد. مرشدي که قادر به ديدن شگفتيهاي عالم باشد و تمامي آنها را به ديگران نشان دهد. مرشدي که مظهر زيبائيها، خوبيها و دوستيها باشد و رهروان، او را پيامآور صلح و آرامش بشناسند. براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
«راز سوم»: مهم نيست که خواسته و آرزوي ما چقدر بزرگ و با اهميت است؛ مهم آنست که براي رسيدن به خواسته و آرزوي خود، چقدر اصول اخلاقي و متعالي را رعايت كرده و حرف و عمل ما چقدر با هم مطابقت داشتهاند. بسياري از افراد در سطوح مختلف اعم از مديران سازمانها و دستگاههاي اجرايي يا حتي دانشآموزان، دانشجويان، زنان خانهدار، كارمندان، كسانيكه اصطلاحاً شغل آزاد دارند و..... در كاريكه انجام ميدهند، ميخواهند به موفقيت برسند. اما آيا اين افراد اصول اخلاقي را در استفاده از روشهاي انتخابي، رعايت ميكنند؟ رهبران سياسي كشورهاي زيادي ميخواهند به درجة بالايي از رشد و توسعة اجتماعي- اقتصادي- سياسي- فرهنگي و.... رسيده، موفقيت را در مظاهر مختلف براي كشورشان بههمراه آورند. اما آيا اين رهبران براي رسيدن به چنين موفقيتي اصول اخلاقي را به دقت رعايت ميكنند؟ در اينجا ميتوان به طرح سؤالي مبادرت كرد كه بسياري از خود ميپرسند: "مهمترين خصوصيت کشورها، ملّتها و انسانهاي موفق کداماند؟" براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
لحظه لحظههاي عمر، پراست از ياد تو و تو در کنار ما ميماني در يادمان ميماني تو امروز، خاموشي و لبخند نميزني بر صورت آب و چهرة مهتاب و شمع سرخ زندگي در سينهات روشن نيست و سلاح نميخواهند دستانت و لب تشنهات منتظر آب نيست و نبض نينوا تشنه است در كربلا آب نيست؟ اي ستارة پرفروغ شبهاي محزون ما از خيمههايت آهنگي به گوش نميرسد آيا كسي بيدار نيست؟ اي تجلي نشاط تو، هميشه در نگاه ما هستي و در سينههامان ميجوشي نميخواهيم به انتظار بنشينيم شام غريبانت را با اندوه در وسعت مکدر سينههاي سوگوار تو، نور حرکت ميريزي تو، تور شعف هستي تو، پيروزي نسلهايي؛ غم نيستي، شادي و شرر هستي تو، هميشه با نسلها هستي، با نسلها رفتي، با عاشقان ميماني و برايشان آيههاي آزادي و آزادگي ميخواني گنبد آسمان از رنگ خون تو ميگيرد رنگ و خط چشم کهکشان، امتداد خط خون توست نرمي ارادة ما از قوت راه تو ميشود سنگ و كران زمين و زمان، از بلنداي نگاه توست و آزادي تنها ميزند در نبض تو آنها که سوختند و رفتند پروانهوار و اگر يادشان باقيست، با ياد توست و اگر حرفشان هست، از نقل توست.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
«راز دوم»: پروازهاي بلند كرده، اما بلندپرواز نباشيم. پرواز خود را از كارهاي كوچك آغاز كنيم و هيچ كار كوچكي را كم اهميت به حساب نياوريم. موفقيت در زندگي هدف والايي است که همه بهويژه مديران در تمامي سطوح و تمامي افراد اعم از زن و مرد، پير و جوان، ميخواهند به آن دست پيدا کنند ولي شايد راه و روش دستيابي به آنرا بهدرستي ندانند. بسياري، موفقيت را در افقهاي دور و بلکه بلندپروازانه که شايد هم غيرقابل دسترس باشند، جستجو ميکنند و تمامي عمر به دنبال آن سرگردانند، درحاليکه اگر بدانند موفقيت در يکي دو قدمي آنهاست، زندگي همراه با نشاط و سروري را تجربه خواهند کرد که باور نکردني است! بدانيم که افراد موفق پروازهاي بلند كرده ولي بلندپروازانه آرزو نميكنند. هميشه اعتقاد داشتهام کسانيکه رؤياهاي بزرگ دارند، سرانجام روزي به آنها ميرسند ولي يکي از اصول موفقيت و کاميابي ايناست که از کارهاي کوچک شروع کنيم و با شوق و تلاش، آنها را با موفقيت به پايان برسانيم. براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
عاشقي كه با يار نشسته باشد، به تاريكي نميانديشد. دل را بايد از تاريكيها پاك كرد و روشني و نور در آن كاشت. دل خانة زيبائيهاست و نبايد جواز ورود زشتي و ناپاكي به آن، داده شود. دل باغچة گل و چمن، صحنة هنرنمايي بلبلان و پرندههاي الوان و محل بازي و شور و جوشش پروانههاست كه اگر تاريك شود، گلها پژمرده، چمنها زرد و بيروح شده، مرغان و پروانهها ميميرند. احساس تنهايي و افسردگي دل، از تاريكي آنست، چراكه اگر غير از زيبايي و پاكي به دل راه يابد، تاريك ميشود و مرغان چمن، ميل چمن نميكنند، همدم گل نميشوند، ياد سمن نميكنند. "سرو چمان من چرا ميل چمن نميكند همدم گل نميشود، ياد سمن نميكند"- حافظ براي رهايي و خلاصي از تاريكي؛ بايد نور بر دل افكنده شده، دوباره روشن شود تا مطرب عشق به ساز و نوا بپردازد و بساط شور و نشاط و فرحبخشي آنرا فراهم كند. براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
«راز اول»: "بدانيم كه ما معمار و سازندة زندگي و محيط پيراموني خود هستيم. اگر از ساختمان آن راضي نيستيم، هر چه سريعتر در ترميم يا تجديد بناي آن، بكوشيم." در بهار و نوروز، زيبايي و طراوت فصل سبز و باراني را در انديشه و احساسها ميتوان لمس کرد و چه خوب است که انرژي مثبت چنين احساسي را در روان اطرافيانمان جاري كرده و آرزو كنيم که همگي در ايام نو شدن طبيعت، با شادابي بيشتر و تواني والاتر و دستي فراختر و جسم و روحي سالمتر و ذهني آمادهتر به ساختن روزهايي بپردازيم که تمامي لحظاتش سرشار از موفقيت و کاميابي و سرور و شادي و لبخند و اميد باشد..................................... براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
راز موفقيت همراه با آرامش در طبيعت نهفته است. طبیعت را همیشه دوست داشتهام و او را بهترین دوست و یاوری میدانم که میشنود حرفهایم را بهگوش جان و بدون هیچ منتی همنوا میشود با شکوهها و دردهایم و در همه حال، آمادة شنیدن درد دلهای اشکبارم بوده است. لحظهای شیرینتر از تفرج در دشتی سبز یا کوهی بلند وجود دارد؟ یا اوقاتی خوشتر از خوابیدن کنار چشمهای پرآب؟ سکوت کوهساران را که با غریو باد میشکند با گوش جان شنیدهاید؟ و آنرا در اعماق وجودتان تکرار کردهاید تا آرامشبخش دوران تنهائیاتان باشد؟ دیدهاید رقص موزون برگها را همراه آرایش ابرها در دل جویباری در کوچهباغی از دهستانی سرسبز؟ یا باریکه آبی در شیار کوهستان که تمامیت زیبايی را بهتصویر میکشاند؟ اينها همه نشانهاي از زيباييهاي يار هستند كه روان انسان را پاك و زلال ميكنند.......................... براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
چندي است كه دولت نهم در راستاي استفاده از برخي از سياستهاي پوپوليستي مرسوم و به بهانة اصلاحات ساختاري اقتصاد و اصلاح به اصطلاح يارانههاي حاملهاي انرژي (ازجمله، آب، برق و گاز مصرفي خانوارها) كه اينهمه تبديل به نهادي نوظهور در اقتصاد ايران شده است، جامعه را در التهاب و اضطراب نگه داشته و به اعتقاد من، با اصرار بر سياستهاي غيرعلمي (همينجوري)، غيركارشناسي و سليقهاي، هزينههاي فراواني را بر آيندة اقتصاد ايران تحميل كرده و به توزيع فقر مبادرت ميورزد................... براي مطالعه تمام مقاله، «ادامة مطلب» را در پايين همين صفحه كليك كنيد. ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
«راز چهارم»: اگر بر هر چيز تمركز كنيم، سرانجام به آن خواهيم رسيد. اگر بر فقر و جهل و مشكلات تمركز كنيم، همان را دريافت خواهيم كرد و اگر بر ثروت و علم و پيشرفت، متمركز شويم، بيش از آن، قسمتمان خواهد شد. در جايي گفتهام كه آنچه در زندگي اهميت دارد، كيفيت زندگي است و نه كميت آن. راههاي مختلفي براي افزايش كيفيت زندگي وجود دارد كه يكي از آنها توجه به اصل خواستن است. همه افراد از خرد و كلان ميخواهند بدانند که اصول موفقيت کدامند و چگونه ميتوان در زندگي «برنده» بود؟ چگونه ميتوان هم موفقيت کسب کرد و هم از آن خوشحال و مسرور بود؟ چرا بعضي انسانها موفقتر از بقيهاند؟ ..................................... ادامه مطلب نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
|